جنگ، نکات فراوانی را به ما آموخت، یکی از مهم ترینشان، لزوم قطع وابستگی به انرژیهای تجدیدناپذیر و توجه به انرژیهای تجدیدپذیر است. نفت و گاز با همه مزایای اقتصادی که دارند، وابستگی ایجاد میکنند و در جنگ، هر وابستگی، نقطه آسیب است.
پدران و مادران ما، تا همین سده پیشین، روشهای فراوانی در استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر داشتهاند، از پِهِن خشک شده گاو که آتش تنورها را تیز میکرده تا استفاده از آب قنات برای چرخاندن سنگهای سنگین آسیاب، در این میان شاید چشمگیرترین فناوری، «آسباد»ها باشند که چندین هزاره، هنر ایرانیها (دقیقتر سیستانیها و خراسانی ها) را در بهره گیری از باد، به نمایش میگذارد.
آسبادها، اوج خلاقیت پدران و مادران ما در استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر است. هر سال از همین حوالی آغاز فصل گرم، از اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد تا پایان شهریور در منطقه وسیعی شامل سیستان و خراسان، بادهای توفندهای میوزد که میتواند منبع قابل توجهی برای تولید توان حرکتی باشد.
بادهای ۱۲۰ روزه، حاصل هوای پرفشار عرصههای شمالی و هوای کم فشار عرصههای شرقی هستند. این بادها که در کوهپایههای البرزکوه، در قالب نسیم ملایم جان بخشی، جان میگیرند، با گذر از بادراهههای خراسان رضوی و خراسان جنوبی، (و ولایتهای هرات و فراه در افغانستان) قدرت مییابند و گرم و توفنده بر سرتاسر سیستان (و ولایت نیمروز در افغانستان) میوزند.
پیش از اینها که دریاچه اساطیری هامون، آبی داشته و آبادان بوده، بادهای ۱۲۰ روزه، «توتن» ها، قایقهای نیای آن سامان را به تلاطم میانداخته. خیزابه ها، تف باد را میگرفتهاند و به آن رطوبت میدادهاند که حتی نه فقط زابل که زاهدان هم از خنکای این اتفاق، بهره بگیرد. این سال ها، اما خشکی گریبان هامون را گرفته و بستر آن را خشکانده تا بادهای ۱۲۰ روزه، تف بادی بشوند که گرد و غبار خفه کننده را بر صورت تکیده سیستان مینشاند.
{$sepehr_key_214599}
پدران و مادران ما، همین توان تجدیدپذیر هر ساله را به خدمت گرفتهاند و سازهای ساختهاند که فناوری آن، هنوز هم از پس هزارها، کاراست و کارایی دارد، چنان که آسبادها هنوز هم میتوانند گندم خراسان و سیستان را آرد کنند، آن هم چه آردی. از پیرمردی روشن ضمیر در نشتیفان خواف شنیدم که به نقل از گردشگر اروپایی میگفت: ایرانیها تنها مردمانی هستند که از باد، باج میگیرند.
این آسیابهای بادی در سرتاسر ناحیه وسیع سیستان و خراسان پراکنده بوده و کم و بیش هستند، از شهرسوخته زابل و خوان شرف نهبندان، تا نشتیفان و سنگان و تایباد در خراسان رضوی، از زرنج در ولایت نیمروز تا اناردره در ولایت فراه و بادغیس در ولایت هرات.
انرژی تجدیدپذیری که پدران و مادران ما در هزارههای پیشین از آن بهره گرفتهاند امروز آیا نمیتواند به کارِ ما بیاید؟ البته که میتواند، به ویژه اگر خلاقیت نسل نو در ارائه فناوریهای تازه، چاشنی آن باشد.
خودبسندگی، اصل مهمی است که باید در وجوه مختلفش، مورد توجه باشد، هر جامعه خودبسنده، به ویژه در قد و قامت جوامع محلی، توان بیشتری برای تاب آوری دارد. در دشتهای خراسان، توجه به انرژی باد، انرژی بادهای ۱۲۰ روزه، ما را یک قدم به خودبسندگی، به این اصل اساسی فراموش شده نزدیک میکند.