به گزارش شهرآرانیوز؛ پس از گزارشهای سریالی سرقت چند دوچرخه در محدوده احمدآباد، پلیس تحقیقات گستردهای را آغاز کرد. تلاش مأموران ادامه داشت، اما هیچ ردونشانی از ورود غیرقانونی دیده نمیشد و ساکنان مجتمعهای مسکونی نیز مورد مشکوکی ندیده بودند. ادامه سرقت دوچرخهها توجه رئیس کلانتری احمدآباد را به این پرونده جلب کرد.
سرهنگ حسن قادری پس از بررسی گزارش سرقت دوچرخههایی که تا ۳۰۰ میلیون تومان ارزش داشتند، با صدور دستوراتی تخصصی، رئیس دایره تجسس این مقر پلیس را مسئول رسیدگی فوری و شناسایی متهم یا متهمان احتمالی کرد. به دنبال این دستور، درحالی که تلاش تیم تحقیق برای پیداکردن سرنخی از متهم ادامه داشت، شهروندی با یک دستگاه گوشی تلفن همراه وارد کلانتری شد.
او با گزارش سرقت دو دوچرخه اش، گفت این گوشی را در محل سرقت پیدا کرده است و روز قبل فردی با شماره ذخیره شده در گوشی تماس گرفته و مدعی شده که مالک موبایل است و از او خواسته است تا گوشی را برگرداند. اما این شهروند گفته است تا دوچرخهها را برنگرداند، گوشی را پس نمیدهد. فرد آن سوی خط شروع به فحاشی و تهدید کرده و او نیز گوشی را به کلانتری آورده است.
پس از ثبت اظهارات شاکی، با هماهنگی مقام قضایی مالک گوشی شناسایی شد. در تحقیقات پلیس مشخص این فرد «رضا» نام دارد و شب قبل به اتهام سرقت یک موتورسیکلت در منطقه طبرسی شمالی دستگیر شده است. تیم تحقیق با بررسی پروندههای سرقت دوچرخه در هفتههای اخیر، فهمید متهم پیک موتوری است و با شگرد تحویل غذا، وارد مجتمعهای مسکونی میشود. مأموران با انجام مراحل قانونی، زمینه انتقال متهم به کلانتری احمدآباد را فراهم کردند.
درحالی که رضا وانمود میکرد نمیداند چرا به جای زندان به این کلانتری منتقل شده است، رئیس دایره تجسس کلانتری احمدآباد تلفن همراهش را به او نشان داد. متهم سی و پنج ساله با دیدن گوشی گفت: من پیک موتوری هستم و این گوشی را چند روز پیش هنگام تحویل غذا گم کردم.
داستانگویی رضا ادامه داشت تا اینکه مأموران از او خواستند درباره سرقت دوچرخهها نیز توضیح دهد. متهم ابتدا انکار کرد، اما هنگام سرهم بندی داستانی دیگر، با دیدن تصاویر دوچرخههای دزدیده شده در تلفن همراهش، ساکت شد و سرش را پایین انداخت. او در پاسخ به اینکه با دوچرخهها چه کرده است، از یک مال خر نوجوان نام برد و گفت: راست گفتم پیک موتوری هستم و دارم پدر میشوم.
برای همین به حرف یک پسر نوجوان گوش دادم. او وعده داد در ازای دوچرخهها پول خوبی میدهد. هر وقت غذایی به مجتمعی میبردم، اگر در حیاط یا صحن دوچرخهای میدیدم، برمی داشتم و به محمدرضا میفروختم. در ادامه این متهم نشانی مال خر نوجوان را روی کاغذ نوشت و تیم تحقیق با هماهنگی مقام قضایی به مخفیگاه او در منطقه طبرسی جنوبی رفت.
پس از شناسایی مخفیگاه مال خر، مأموران پیش از هر اقدامی با تحقیقات میدانی متوجه شدند که مال خر آخرین فرزند یک خانواده آبرومند است. با این حال، مأموران در عملیاتی ضربتی وارد محل شدند و او را دستگیر کردند. در بازرسی از مخفیگاه این فرد، هفت دستگاه دوچرخه ازجمله یک دوچرخه برقی سرقتی کشف شد.
پس از انتقال مال خر نوجوان به مقر پلیس، مأموران با هماهنگی مقام قضایی گوشی او را بررسی کردند. در این گوشی که همه پلتفرمهای واسطه گر، نرم افزارهای بانکی و سرمایه گذاری نصب بود، مستنداتی از سرقت صدها دوچرخه به دست آمد. در تاریخچه فروش دوچرخه در یکی از سایتهای واسطه گر، مستنداتی از فروش حدود ۱۵۰ دستگاه دوچرخه یافت شد.
متهم نوجوان ابتدا هرگونه جرمی را انکار کرد و مدعی بود که دوچرخهها را از سایتهای واسطه گر خریده و پس از تعمیر فروخته است. او همه چیز را انکار میکرد تا اینکه با پیک موتوری سارق روبهرو شد. مال خر پس از اطلاع از اعترافات رضا، در بازجویی اولیه اعتراف کرد که ۹ دستگاه دوچرخه از این سارق خریده و همه را به جز دوچرخه برقی کشف شده، در سایت واسطه گر فروخته است.
{$sepehr_key_214965}
مال خر نوجوان که گردش مالیاش در یکی از نرم افزارهای بانکی در ماههای اخیر بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان بود، ادامه داد: اسفند پارسال اتفاقی رضا را دیدم که سوار موتورسیکلت درحال حمل یک دوچرخه بود. به او گفتم هر دوچرخهای داری میخرم و با هم آشنا شدیم. از دیگران هم اگر در خیابان دوچرخهای میدیدم میخریدم. بعد با شستوشوی دوچرخهها، آنها را در سایت واسطه گر تا ۱۰برابر قیمت خرید میفروختم. مثلا دوچرخههایی را که از رضا ۲ تا ۴ میلیون تومان میخریدم، دست کم ۵۰میلیون تومان میفروختم.
مال خر نوجوان که از خانوادهای آبرومند بود، با بیان اینکه والدینش از دزدی بودن دوچرخهها خبر نداشتهاند و فقط میدانستهاند در سایتهای واسطه گر خرید و فروش میکند، افزود: میدانستم بسیاری از فروشندگان در سایت واسطه گر کلاهبردارند، اما ریسک میکردم و بیعانه واریز میکردم. بارها ضرر کردم، اما نمیتوانستم شکایت کنم. برخی دوچرخهها سند داشتند و برخی را بدون سند و با فاکتور دست نویس میفروختم.
متهم به سرقت که شنید این پسر هفده ساله چگونه سرش کلاه گذاشته و دوچرخههای دزدی اش را تا ۲۰۰ میلیون تومان فروخته است، این موضوع را تحمل نکرد و خطاب به مال خر گفت: چقدر نامرد بودی! برای دوچرخهها ۲ تا ۴ میلیون تومان به من میدادی و خودت آنها را از ۴۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان میفروختی؟! همه خطر و جرم با من بود، بعد تو این طور سود میکردی؟
درحالی که تحقیقات ادامه داشت، مشخص شد همسر متهم به سرقت باردار است. رضا برای مأموران تعریف کرد که در دوران جنگ دوازده روزه در استان البرز زندگی میکردهاند. او مدعی شد همسرش در ماههای پایانی بارداری بوده که به علت یک بمباران فرزندش سقط شده است. حالا همسرش دوباره باردار شده، ولی با او قهر کرده و ممکن است به علت افسردگی دوباره فرزندش را از دست بدهد. این سارق از مأموران خواست به او کمک کنند تا با همسرش آشتی کند؛ درخواستی که با موافقت رئیس کلانتری همراه شد.
در حاشیه رسیدگی به این پرونده، مأموران در جریان یک مکالمه تلفنی طولانی، همسر متهم را که قصد داشت پس از بازگشت به کرج، مقدمات طلاق را طی کند، راضی کردند به مقر پلیس مراجعه کند. زن باردار از شوهرش ناراحت بود، اما پس از حضور در کلانتری احمدآباد و شرکت در جلسه مشاوره، حاضر به گفتوگو با او شد.
همسر متهم با وجود اینکه در مشهد جز شوهر و خانواده اش آشنایی نداشت، راضی شد برای آخرین بار به شوهرش فرصت بدهد. این زن در جلسهای با حضور مأموران دایره تجسس گفت به خاطر فرزندش یک بار دیگر به رضا فرصت میدهد؛ به شرطی که پس از محکومیت دیگر خطا نکند. با قول رضا، قرار شد زن با کمک اقوام شوهرش خانه اجارهای را تحویل دهد و با دریافت ودیعه، تا زمان آزادی رضا در خانه مادرشوهرش ساکن شود. پس از آشتی این زوج، پرونده متهم و مال خر با قید وضعیت متهمان برای ادامه رسیدگی به دادسرا منتقل شد.
{$sepehr_key_214991}