بهترین‌های کن ۲۰۲۶ از نگاه منتقدان

به گزارش شهرآرانیوز، جشنواره فیلم کن امسال در حالی به آخرین روز خود رسیده که اجماع عمومی بر این بود که جشنواره آرام‌تر از همیشه برگزار شد. همانطور که تیری فرمو، مدیر جشنواره، در کنفرانس مطبوعاتی روز افتتاحیه خود اذعان کرد، تعداد کمتری از فیلم‌های بزرگ آمریکایی در این دوره حضور داشتند و حضور ستاره‌ها کمی کم‌رنگ‌تر بود. با این حال، از دیدگاه منتقدان، این امر به معنای برگزاری جشنواره در سطحی پایین‌تر نیست، به ویژه برای آنهایی که به بخش‌های جانبی هم توجه بیشتر دارند.

امسال نیز بخش رقابتی در حالی برگزار شد که استادان مدرن سینما از جمله ریوسوکه هاماگوچی، پاول پاولیکوفسکی، آندری زویاگینتسف و والسکا گریسباخ در جشنواره حضور داشتند و این ۳ چهره آخر پس از غیبتی طولانی و با تأیید توانمندی در اوج خود به جشنواره بازگشتند تا نشان دهند حتی در سالی که به اصطلاح جشنواره آرام‌تر بود، سینما هنوز با صدای بلند و با افتخار ظاهر ‌شد.

فیلم‌هایی از بخش‌های مختلف جشنواره کن امسال که بیشترین توجه را از سوی منتقدان حاضر در کن جلب کردند، اینها هستند:

«ناگهانی» ساخته ریوسوکه هاماگوچی

۲ زن ۳ ساعت و ربع صحبت می‌کنند و کارگردان ژاپنی از آن یک معجزه‌ بی‌تکلف و مهم خلق می‌کند. فیلم جدید و زیبای هاماگوچی نه تنها به اندازه کافی خوب است که به شما یادآوری کند سینما چگونه می‌تواند باشد، بلکه به اندازه کافی عالی است که به شما یادآوری کند زندگی چگونه می‌تواند باشد. فیلم گاه در حالی که در کلاف‌های بلند مکالمه از یک فیلمنامه باشکوه، به چنان ظرافت شناوری دست می‌یابد که حتی شمای بیننده را به شخصی متفاوت و کمی اصلاح‌شده بدل می‌کند. (به نقل از نقد جسیکا کیانگ)

«معشوق» ساخته رودریگو سوروگوین

این درام پرمحتوا و لذت‌بخشِ، داستان یک کارگردان مشهور با بازی خاویر باردم، را دنبال می‌کند که برای فیلمبرداری فیلمی در بیابان، به زادگاهش اسپانیا بازمی‌گردد و دخترش را که بازیگری از خود بیگانه‌ است، برای بازی در فیلم به کار می‌گیرد. باردم تاکنون در نقشی به این سادگی که بتواند با آن خودش را غرق کند، نداشته است. قدرت ظریف بازی فوق‌العاده ‌او، در این است که مدتی طول می‌کشد تا نوع بازی‌های ذهنی این شخصیت را درک کنیم. (به نقل از نقد اوون گلیبرمن)

«کلاریسا» ساخته برادران آری و چوکو اسیری

«خانم دالووی» حماسه درونی ویرجینیا وولف، در «کلاریسا» که سوفی اوکوندوی فوق‌العاده و درخشان از مالیخولیا، را در قلب گروهی از بازیگران فوق‌العاده خوب خود قرار می‌دهد، دوباره زنده ‌شده است. برادران اسیری‌ نگاهی تیزبینانه به منظومه اجتماعی نخبگان دارند که در مدار این همسر وظیفه‌شناس اما ناکام جامعه قرار گرفته است. (به نقل از نقد جسیکا کیانگ)

«بچه باشگاهی» ساخته جردن فرستمن

اولین فیلم بلند جردن فرستمن، داستانی غیرمنتظره از پدر و پسری در صحنه باشگاه‌های نیویورک است. برای طنز تند و زننده‌ای که هم از عنوان فیلم و هم از جایگاه کارگردان در رسانه‌های اجتماعی به نظر می‌رسد و با این حس مشخص که فرستمن چیزی بیش از شخصیت آنلاین اوست، باید به تماشای فیلم نشست. جای تعجب نیست که A۲۴ این فیلم را به قیمت ۱۷ میلیون دلار خرید تا عنوان گران‌ترین فیلم بازار جشنواره روی آن بماند. (به نقل از نقد گای لاج)

«آزادی مضاعف» ساخته لیساندرو آلونسو

نظر مینیمالیستی و زیبای کارگردان در مورد بحران سیاسی فعلی آرژانتین، بازگشتی به سادگی آثار اولیه او است. «آزادی مضاعف» که دنباله‌ای مستقیم بر اولین فیلم آلونسو در سال ۲۰۰۱ با عنوان «آزادی» است، ظاهراً از جایی که نسخه قبلی‌اش تمام شده بود، ادامه پیدا می‌کند: شخصیت اصلی داستان هنوز با رضایت هیزم می‌شکند، سیگار می‌کشد و در کلبه موقت خود پرسه می‌زند. او پیر شده و اگر چنین نبود، زندگی‌اش تقریباً همان چیزی است که بیش از ۲۰ سال پیش بود. آلونسو از این فرصت استفاده می‌کند تا اوضاع را تغییر دهد - البته به شیوه‌ای بسیار ظریف که طرفداران اهل تجربه را هیجان‌زده خواهد کرد. (به نقل از نقد بئاتریس لویزا)

ماجراجویی رویایی ساخته والسکا گریزباخ

گاهی اوقات، یک فیلم چنان ناگهانی به شما نزدیک می‌شود که درخشش آن تنها پس از این که شن و ماسه برداشت‌های اولیه را کنار زدید، آشکار می‌شود. با توجه به فیلم‌های این کارگردان آلمانی، این درخشش تا مغز استخوان عمیق می‌شود و از یک معماری سینمایی به طرز شگفت‌آوری جدید و عجیب بیرون می‌آید. چهارمین فیلم بلند گریزباخ چنان شگفت‌انگیز است که در قالب یک درام اجتماعی، با بازیگران غیرحرفه‌ای، و با بهره گرفتن از بی‌واسطه بودن بداهه‌پردازانه زندگی واقعی، تمام عناصر یک حماسه جنایی گسترده را گرد هم می‌آورد. (به نقل از نقد جسیکا کیانگ)

«فیل‌ها در مه» ساخته ابینش بیکرام شاه

این درام نپالی هم ملایم، هم پرجوش و خروش و هم پر از زندگی و تناقض است. بیکرام شاه نویسنده و کارگردان، اولین فیلم بلند خود را ‌ساخته و بر ماهیت معامله‌گرایانه پذیرش زنانی از اقلیت جامعه در جنوب آسیا تمرکز ‌کرده تا چشم‌انداز شکننده‌ای از بخشی از جامعه را با داستانی اصیل از مادران و دختران فرزندخوانده به کاوش بکشد. دوربین او چنان هیجان‌انگیز قدرتی را که اغلب از این افراد ربوده شده بود، بازیابی می‌کند که تضمین می‌دهد تا زمان نمایش تیتراژ، سرانجام همه آنها از نوعی الوهیت، سرشار شده باشند. (به نقل از نقد سیدانت ادلاخا)

«سرزمین پدری» ساخته پاول پاولیکوفسکی

این فیلم زیبا و جذاب از کارگردان لهستانی، فیلمی نافذ و جاه‌طلبانه است که می‌خواهد روح پاره پاره آلمان پس از جنگ جهانی دوم را آشکار کند. این فیلم، که توسط ووکاش زال فیلمبرداری شده، درباره سفری است که توماس مان (هانس زیشلر) و دخترش اریکا (ساندرا هولر)، بازیگر و نویسنده، از آلمان غربی به آلمان شرقی انجام داده‌اند. دو بازیگر کاملاً بی‌نقص هستند، اریکا با بازی هولر، ترشرو اما مودب، تا زمانی که دیگر نتواند خودشیفتگی پیرمرد را تحمل کند، خودش را کنترل می‌کند و در این مرحله به احساساتش اجازه پرواز می‌دهد. (به نقل از نقد اوون گلیبرمن)

«آبدره» ساخته کریستین مونجیو

این درام فوق‌العاده کارگردان رومانیایی، که در نروژ فیلمبرداری شده تا اولین فیلم او باشد که خارج از کشور خودش می‌سازد، از بازیگران بین‌المللی بهره گرفته و هوشمندانه در صدر آنها سباستین استن و رناته رینسوه را جای داده است. بسیاری از کارگردان‌های بزرگ سینمای جهان با سفر به مناطق دورتر، از مسیر اصلی خود منحرف شده‌اند، اما در مورد مونجیو، این سفر کاملاً منطقی است: بخش زیادی از آثار او درگیر جهانی شدن، مهاجرت و شکاف‌های فرهنگی بین اروپای شرقی و غربی بوده‌اند و «آبدره» نیز با وجود فضای جدید و جذابش، بلافاصله با آثار جستجوگر و پرشور قبلی او پیوند می‌خورد. (به نقل از نقد گای لاج)

«گابین» ساخته مکسنس وویزو

این مستند اولین فیلمی نیست که سرمایه‌گذاری بلندمدتی روی یک شخصیت کودک انجام داده و دوربین را در طول سال‌ها با نزدیک شدن تدریجی به بزرگسالی او متمرکز کرده است؛ با این حال، به نوعی، این مفهوم هر بار معجزه‌آسا به نظر می‌رسد. چیزی روشنگر و غیرقابل توصیف در تماشای بزرگ شدن کسی در مقابل چشمانتان به شیوه‌ای شبه تایم‌لپس وجود دارد، و به ویژه در «گابین» که ۱۰ سال از کودکی در یک روستا را در کمتر از دو ساعت خلاصه می‌کند، شاهکاری فوق‌العاده روان و سریع از اضطراب و ترس مداوم سوژه خود خلق می‌کند و این تصور را ایجاد می‌کند که زندگی ممکن است قبل از شروع متوقف شود. (به نقل از نقد گای لاج)

«امید» ساخته نا هونگ-جین

این فیلم هیولایی که خنده‌دار و بیش از حد طولانی است، برخی از نفس‌گیرترین و ظریف‌ترین فیلم‌های اکشن امسال یا هر سال دیگری را به نمایش می‌گذارد. لذت بی‌پایانی است که می‌بینیم چنین فیلمسازی استثنایی در چنین فضای شاد و کلیشه‌ای دارد کار می‌کند. حتی وقتی برخی از ترفندها آشکار می‌شوند، هر تکرار به نوعی چیزهای بیشتری ارائه می‌کند و زیبایی‌شناسی سبک و قدیمی بودن بازی‌های ویدیویی در میان شیک بودن دنیای ضبط شده در دوربین، حتی بیشتر به چشم می‌آید. (به نقل از نقد جسیکا کیانگ)

«لا گرادیوا» ساخته مارین آتلان

اولین فیلم مسحورکننده و زیرکانه این کارگردان، که هم برنده جایزه برتر و هم پرفروش‌ترین فیلم بخش هفته منتقدان امسال است، در ابتدا حس سرکش و کارگاهی است، زیرا گروهی از دانش‌آموزان دبیرستانی و معلمان فرانسوی را در میان شگفتی‌های پمپئی دنبال می‌کند. اما لحن گیج‌کننده فیلم زمانی پدیدار می‌شود که شخصیت‌هایش با هم پیوند می‌خورند و جر و بحث می‌کنند و از هم می‌پاشند. (به نقل از نقد گای لاج)

«مردی که دوستش دارم» ساخته ایرا ساکس

این درام نیویورکی دهه ۱۹۸۰ ، کوچک و ظریف و به طرز آرامش‌بخشی دقیق است، با بازی رامی مالک که باید تمام منتقدانی را که تا این حد به او طعنه زده‌اند، ساکت کند. او نقش جیمی جورج، یک هنرمند روی صحنه که با ایدز دست و پنجه نرم می‌کند را بازی می‌کند. جیمی نوعی «سوپراستار» مشتاق است که زمانی در صحنه شکوفا ‌شد و رامی مالک او را با سایه‌های تأثیرگذاری از خشم و لطافت و سرکشی غم‌انگیز ارائه می‌کند. ساکس فیلم را طوری ساخته که انگار در حال ساخت مستندی درباره‌ یک شخص خیالی است. (به نقل از نقد اوون گلیبرمن)

«ماوریک: ماجراجویی‌های حماسی دیوید لین» ساخته بارنابی تامپسون

مستندی جذاب که ذهن سینمایی شما را درباره این که دیوید لین که بود و به چه دستاوردهایی رسید، باز می‌کند. این فیلم پر از داستان‌های منحصر به فرد، کلیپ‌های خیره‌کننده و بینش‌های خارق‌العاده از مجموعه‌ای از کارگردانان (از فرانسیس فورد کاپولا گرفته تا پل گرینگرس و سلین سونگ) است. این فیلم به شما نشان می‌دهد که چگونه لین، با وجود تمام کلاسیک‌گرایی افراطی و دقیقش، یک فیلمساز رادیکال و شاید مخترع کلیدی (در کنار هیچکاک) سینمای مدرن هالیوود بود. اما آشکارسازی «ماوریک» نشان می‌دهد که یک کارگردان شخصی، سازنده «لارنس عربستان» واقعاً چه کسی بود. آنچه فیلم به طرز جذابی به تصویر می‌کشد، چگونگی همکاری دو جنبه‌ شخصیت لین - کلاسیک‌گرا و خودشیفته‌ بی‌پروای رمانتیک - است. (به نقل از نقد اوون گلیبرمن)

{$sepehr_key_215035}

«مینوتور» ساخته آندری زویاگینتسف

فیلم جدید و باشکوه زویاگینتسف، کارگردان تبعیدی روس، هرچند به ناچار در لتونی فیلمبرداری شده اما این کشور به طرز قانع‌کننده‌ای جای سرزمین مادری او را پر می‌کند و هم وسعت تهاجمی آن را در بحبوحه جنگ و هم کاهش جمعیت وهم‌آور آن توسط مردمی که یا فرار می‌کنند یا به جنگ فراخوانده می‌شوند، به تصویر می‌کشد. جهان با زمانی که این کارگردان در سال ۲۰۱۷ «بی‌عشق» را ساخت، متفاوت است؛ هنوز راه درازی در پیش است. «مینوتور» که سرشار از خشم، ناامیدی، استعاره‌های انعطاف‌پذیر و تاریک‌ترین طنزهای مربوط به چوبه دار است، کاملا از پس این کار برآمده است. (به نقل از نقد گای لاج)

«ببر کاغذی» ساخته جیمز گری

کارگردان با این فیلم کمابیش به همان فضای فیلم قبلی خود «زمان آرماگدون»، با فضایی مشابه از درام روانی خانوادگی پرحرف و صمیمی یهودی، بازمی‌گردد. اما فیلم جدید موتور محرکه ترسناک یک تریلر هالیوودی نئو-نیو وریته را دارد. در واقع، کارگردانی گری انعطاف‌پذیرتر و مطمئن‌تر شده و او که استاد پنهان کردن آسیب‌های خانوادگی در زیر سطح است، با «ببر کاغذی» حداقل برای مدتی، مانند پاسخی معاصر به فیلمی از سیدنی لومت عمل می‌کند. (به نقل از نقد اوون گلیبرمن)

«تمرین‌هایی برای یک انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی

اولین فیلم بلند پگاه آهنگرانی، بازیگر ایرانی که پس از برنده شدن جایزه «چشم طلایی» برای بهترین مستند در جشنواره فیلم کن، توسط سونی پیکچرز کلاسیکس خریداری شد، سرشار از طنین سیاسی و فرهنگی و همچنین ارتباط با دوران معاصر است. دیدگاه شخصی او درباره بیش از ۴۰ سالی که از انقلاب ایران می‌گذرد، شرح وقایعی از امیدهای بزرگ و ناامیدی‌های بزرگتر را ارائه می‌کند. این امر به ویژه به دلیل آرشیوهای بصری و شنیداری فراوانی که او به آنها دسترسی دارد، تدوین شاعرانه و کنایه‌آمیز و روایت زیبای او قابل توجه است. (به نقل از نقد آلیسا سایمون)

«ایستگاه» ساخته سارا اسحاق

اولین اثر داستانی بسیار مورد انتظار این کارگردان همان فیلم بلند چندلایه‌ای است که امیدوار بودیم پس از مستند چشمگیر او در سال ۲۰۱۳ با عنوان «خانه توت» ساخته شود. در طول دهه گذشته تغییرات زیادی در یمن – از جنبه منفی - رخ داده و غیبت این کشور بر پرده سینما، جدا از گزارش‌های خبری تک‌بعدی، فشار بیشتری را بر هر فیلمسازی که به دنبال انسانی‌سازی جمعیت آن است، وارد می‌کند. اسحاق فیلمی ساخته که پر از چهره‌هایی است که فراتر از الگوهای ساده، همبستگی شاد زنانه را در برابر درگیری‌های فراگیر عیان می‌کند. (به نقل از نقد جی وایسبرگ)

«تنگلز» ساخته لیا نلسون

خاطرات سارا لیویت با عنوان «تنگلز» که با لطافت و طنز خاص خود، نبرد مادرش با بیماری آلزایمر را روایت می‌کند، به اثری معیار برای بسیاری از کسانی تبدیل شده که همان مسیر بی‌رحمانه گذار را با عزیزان خود تحمل می‌کنند. انیمیشن بلند بزرگسالانه، صادقانه، خنده‌دار و به تدریج دلخراش لیا نلسون که می توان از آن به عنوان اولین فیلم کارگردان و در عین حال اولین فیلمی چشمگیر یاد کرد که با استفاده از روایت‌گری جولیا لوئیس-دریفوس که به زیبایی صدای مادر لیویت را در تمام حالات روانی‌اش به تصویر می‌کشد، ، تا حد زیادی حس منحصر به فرد بصری و روایی متن را حفظ می‌کند. (به نقل از نقد گای لاج)

«نوجوانان و مرگ در کمپ میاسما» ساخته جین شونبرون

جیلیان اندرسون و هانا اینبیندر در سومین فیلم بلند جین شونبرون ایفای نقش می‌کنند تا ادای احترامی اسلشر به لذت‌های مبتذل ویدیوهای ترسناک در مورد قدرت نگاه فرهنگ عامه به سبک جنوبی داشته باشند و آن را در سسی از سرگرمی‌های بی‌مزه و خودآگاه غرق کنند. سوال‌های همیشگی کارگردان در مورد هویت در این فیلم هم به یک ادای احترام ژانری بدل شده که کاوشی در ماهیت زنانگی نیز هست. (به نقل از نقد جسیکا کیانگ)

منبع: مهر