طراوت بازی | مروری بر نشست تخصصی بازیگری در فیلم کوتاه، در مشهد

به گزارش شهرآرانیوز؛ بازیگری در فیلم کوتاه از جمله مباحث مهم فیلم‌سازی است که اگرچه پرداختن به آن در نشستی ۲ ساعته نمی‌گنجد، اما برای آنها که تشنه دریافت تجربیات گرانبها هستند بسیار می‌تواند مفید و کاربردی باشد. از همین روی بود که ششمین پاتوق اکرن فیلم کوتاه انجمن سینمای جوانان مشهد که روز گذشته، ۲ خرداد ۱۴۰۵، در سینما مهر کوهسنگی مشهد برپا شد، از استقبال بیشتری برخوردار بود. حضور تارخ اردشیری، بازیگر مطرح تئاتر مشهد که حضورش در فیلم‌های کوتاه متفاوتی از جمله سرود کلنل رقم خورده، این فرصت را برای فیلم‌سازان جوان و هنرجویان فیلمسازی مغتنم‌تر کرده بود.

تارخ اردشیری که از سال ۱۳۸۷ فعالیت تئاتری خود را آغاز کرده و در حدود ۳۰ نمایش تئاتری و ۱۵ فیلم کوتاه بازی کرده است، تفاوت‌های اساسی بین این دو رسانه را تشریح می‌کند. او تأکید می‌کند که در تئاتر فرصت تدریجی رسیدن به نقش وجود دارد، اما در فیلم کوتاه که مانند شعر پر از ابهام و فشرده است، بازیگر باید بر اساس نظریه مایکل کین، «بودن» را به جای «اجرا کردن» رعایت کند. بحث‌های مهمی درباره نقش دوربین به عنوان «دزد عجیب» که همه چیز را ثبت می‌کند، اهمیت آمادگی بازیگر، و چالش‌های فیلمسازی مطرح می‌شود. همچنین موضوعات مهمی مانند هدایت بازیگر توسط کارگردان، اهمیت سناریو، نقش بازیگردان، و مسائل عملی مانند تداوم حس در برداشت‌های متعدد بررسی می‌شود.

طراوت بازی | مروری بر نشست تخصصی بازیگری در فیلم کوتاه، در مشهد

 بازیگری در تئاتر یا فیلم کوتاه؟

اردشیری با رد کردن باور اشتباه مبنی بر برتری یکی از این دو رسانه، توضیح می‌دهد که هر دو مدیوم از نظر تمرین، بیان، تخیل، نظم، راکورد بازی و مسائل احساسی مسیر مشابهی را دنبال می‌کنند. او تفاوت اصلی را در مسئله اجرا می‌داند، جایی که در تئاتر فاصله زیادی با مخاطب وجود داشته (در دوران قدیم با قاب صحنه)، اما امروزه با Black Box این فاصله‌ها نزدیک‌تر شده و معادل medium shot و close-up در فیلم است. نکته کلیدی این است که در فیلم کوتاه، برخلاف تئاتر، فرصت تدریجی رسیدن به نقش وجود ندارد.

دزد عجیب!

اردشیری فیلم کوتاه را به شعری تشبیه می‌کند که پر از ابهام و فشرده است. او با استناد به مایکل کین تأکید می‌کند که بازیگر باید «بودن» (being) را به جای اجرا کردن (perform) رعایت کند. دوربین را «دزد عجیب» یا «عاشق عجیب» می‌نامد که بسیاری فکر می‌کنند ثبت نمی‌کند، در حالی که هم هنر و هم اشتباهات بازیگر را ثبت می‌کند. او بر اهمیت عبور بازیگران از مرحله وجود دوربین تأکید می‌کند.

مسئولیت بازیگر

اردشیری به فشردگی و مصائب فیلمسازی اشاره می‌کند، از جمله مسائل تحویل وسایل، لوکیشن و اتفاقات غیرمنتظره. او تأکید می‌کند که بازیگر یا کارش را بلد است یا نیست و باید این واقعیت را بپذیرد. وقتی بازیگر به عنوان عضوی از تیم فیلم یا تئاتر ملحق می‌شود، در واقع می‌گوید این شغل اوست و باید وظیفه‌اش را درست انجام دهد، بدون اینکه به کسی لطف کند.

بحث به سمت کمک به فیلم‌سازان و هنرجویان فیلم‌سازی حاضر در جلسه متمایل می‌شود تا یاد بگیرند چگونه از بازیگر استفاده کنند، چگونه بازی بگیرند و چگونه با بازیگر رفتار کنند. اردشیری پیشنهاد می‌کند که تا زمانی که بازیگر معروف نشده، می‌تواند هر کاری را قبول کند چرا که هر کار تجربه‌ای دارد، حتی در بدترین حالت یاد می‌گیرد که با چه کسی نباید کار کند.

اولین معیار

اردشیری سناریو و فیلمنامه را اولین و مهم‌ترین معیار می‌داند. او اشاره می‌کند که خیلی کم پیش می‌آید کسی فیلمنامه خوب بنویسد، اما کارگردان بدی باشد، چرا که معمولاً نویسندگان خودشان کارگردانی می‌کنند. خودشناسی در بازیگری بسیار مهم است - بازیگر باید بداند چیست، چه نیست، چه جور آدمی است و چه چیزی از او برمی‌آید. پس از تأیید سناریو، گفت‌و‌گو با صاحب اثر درباره ژانر، سبک، جهان مورد نظر و مسائل فنی آغاز می‌شود.

{$sepehr_key_215275}

آمادگی بازیگر

با توجه به اهمیت ایجاز در فیلم کوتاه و تأثیر آن بر بازی بازیگر، اردشیری تأکید می‌کند که بازیگر باید آنقدر آماده باشد که اگر کارگردان تا روز ضبط درگیر مسائل دیگر باشد، بتواند عمل کند. او دو نکته کلیدی ارائه می‌دهد: اول، کاری که نمی‌دانید نمی‌توانید بازی کنید را قبول نکنید؛ دوم، آماده باشید. این آمادگی از تمرین، اتود زدن و کار با شخصیت‌های مختلف حاصل می‌شود.

اردشیری یکی از تفاوت‌های مهم بین تئاتر و سینما را در جنس تخیل بازیگر می‌داند. در تئاتر غالباً لوکیشن و موقعیت تخیل می‌شود (مثل دو نفر که به دریای غیرموجود نگاه می‌کنند)، اما در فیلم غالباً شخص باید تخیل شود. بازی بازیگر روبه‌رو در فیلم به بازیگر دیگر هیچ ربطی ندارد و در بدترین حالت باید ایده‌آل آن شخص را در ذهن تخیل کرده و واکنش صحیح نشان دهد.

 مسئله هدایت بازیگر 

اردشیری تأکید می‌کند که عامل انسانی پر از متغیر است. در سالن ۶۰ نفری، ۶۰ آدم با ۶۰ متغیر و ۶۰ پیشینه مختلف حضور دارند. هر کس با حال متفاوتی می‌آید. برخی تا تهدید نشوند دیالوگ‌هایشان را حفظ نمی‌کنند، برخی نیاز به تشویق دارند. این به هوش سازنده برمی‌گردد که بداند با هر کس چگونه صحبت کند.

مسئله تداوم حس و برداشت‌های متعدد‎‎

در پایان یکی از حضارمشکل تداوم حس در برداشت‌های متعدد را مطرح می‌کند، جایی که بعد از ۷-۸ برداشت (که اغلب به دلایل فنی است) طراوت بازیگر از بین می‌رود. اردشیری با اشاره به مصاحبه تام هنکس برای فیلم «سالی» و نصیحت کلینت ایستوود مبنی بر «بازی تو بکن»، اهمیت ساده‌سازی را مطرح می‌کند. او معتقد است که مانند فرمول‌های ریاضی، اگر داده‌های درست وارد شود، خروجی صحیح خواهد بود.