به گزارش شهرآرانیوز؛ هفت قسمت از سریال پرحاشیه «بدنام»، به نویسندگی و تهیه کنندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی، در چند ماه اخیر روی خروجی پلتفرم فیلیمو قرار گرفته و با واکنشهای متناقض مخاطبان همراه بوده است. با این حال، مورد توجه قرار گرفتهترین بریدههای سریال در فضای مجازی به سکانسهایی مرتبط میشود که با کاراکتر هنری علیرضا قربانی پیوند خورده است.
اساسا حامد عنقا هنرمندی است که، بیش از هر چیز، به واسطه توانمندی اش در جلب توجه عموم مردم و شناختش از ذائقه جمعی ایرانیان، به توفیق دست یافته است. او همواره، با جای گذاری سکانسهای پرحرف وحدیث در محصولات سریالی، توانسته گردوخاکی در شبکههای اجتماعی به پا کند و زمینه دیده شدن کارهایش را هموار سازد.
در سابقه عنقا، سکانس جنجالی پریدن از پنجره در سریال «پدر» و موضوع ازدواج موقت در «آقازاده» برجسته شده که هر کدام در زمان خودشان جنجال به راه انداختند و سریالهای متوسط بهرنگ توفیقی را وایرال کردند. این نویسنده باتجربه، در «بدنام» نیز به دنبال آن بوده تا با طرح مسائل شاذ، موقعیتهای خط قرمزی کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و قلابش را طوری تنظیم کند که طیفهای مختلف بینندگان از فضای مجازی به سمت پلتفرم سرازیر شوند. با این حال، اغلب تیرهای «بدنام»، به جز یک مورد، به سنگ خوردهاند.
ماجرا از این قرار است که قسمت چهارم «بدنام» به علیرضا قربانی، خواننده پرهوادار و محبوب موسیقی کلاسیک و تلفیقی، تقدیم شد. در این قسمت که تلاش میکرد، با نمایش سانتیمانتال سبک زندگی طبقه متوسط، از جمله گشت و گذار در کتاب فروشیهای کریمخان، به مخاطب توضیح دهد که حساب اسماعیل از ابراهیم سواست و پسر، به عنوان یک جوان عاشق پیشه اهل کتاب و شعر و ساز و کافه، تومنی پنج ریال با پدرش، در مقام پیرمرد بازاری متمول و ذی نفوذی که خودش را با روکشی از مدرنیته هم تجهیز کرده و به عنوان یک فعال اقتصادی صاحب شرکت و تشکیلات بروکراتیک است، تفاوت دارد. این نمایش اما، یک برش طلایی هم داشت.
اسماعیل و یلدا، به عنوان زوجی که «بدنام» در این هفت قسمت همه تلاشش را کرده تا روند شکل گیری عشقشان را دراماتیزه کنند، وارد کنسرت علیرضا قربانی در مجموعه ورزشی آزادی میشوند؛ رویداد باشکوهی که تابستان گذشته در پایتخت غوغا به پا کرد و لحظات ماندگاری را در حافظه جمعی مردم ایران به ثبت رساند. دست بر قضا، همین سکانسهای «بدنام»، حسابی در فضای مجازی بازدید خوردند و بدون اینکه حاشیه خاصی ایجاد کنند، به کنجکاوی مخاطبان برای تماشای سریال دامن زدند.
سازندگان «بدنام»، احتمالا به واسطه آهنگ سازی این مجموعه توسط حسام ناصری که آهنگ ساز، نوازنده پیانو و مدیر هنری کنسرتهای علیرضا قربانی است، استفاده وافری از نام و لحن یکی از مهمترین خوانندههای چند دهه اخیر ایران بردهاند و در قسمت ششم نیز با پخش ریمیکسی از قربانی، دوباره لحظات پراحساس و مخاطب پسندی خلق کردند.
در سایر قسمتهای این اثر نیز، هم موسیقی متن و هم تیتراژ، امواج صوتی غریبی را به گوش مخاطب مخابره میکنند که کاملا آشنا هستند و در روایت «بدنام» کار میکنند. حسام ناصری موسیقی متن این اثر را در همان حال و هوایی ساخته که مخاطب هر لحظه منتظر است صدای علیرضا قربانی را بشنود.
علیرضا افکاری، سازنده موسیقی تیتراژ، نیز همکاریهای پردامنهای با خواننده موجه موسیقی کلاسیک داشته و ملودی اش برای سریال جدید فیلیمو، دور از آن اصوات آشنا نیست. اما فارغ از کیفیت فنی و صدای دلربای علیرضا قربانی، شخصیت بی حاشیه و باوقار این خواننده، در کنار خصلت تلفیقی مستتر در ارائه هنری او، خواننده تیتراژ «هزارویک شب» را به یک برند بی نظیر تبدیل کرده است.
{$sepehr_key_215628}
قربانی، در طول چند دهه اخیر، همیشه تلاش کرده روی خط اعتدال حرکت کند و هیچ کدام از وجوه کارش را بیش از حد برجسته نکند. او در انتخاب شعر، هم از متون کلاسیک نظیر اشعار مولانا و امیرخسرو دهلوی استفاده کرده و هم از شعر شاعران معاصر از جمله احمد شاملو، افشین یداللهی و رضا براهنی.
در ملودی نیز، با وجود تسلط به دستگاههای موسیقی، کار قربانی نه بیش از حد کلاسیک شده که مخاطب عام را پس بزند و نه در دام موسیقیهایی با ضرباهنگ تند افتاده که قالب سنتی را با موسیقی پاپ میآمیزند. در همان کنسرتی که بخشهایی از «بدنام» هم در حاشیه اش فیلم برداری شده، قربانی یکی از ترانه هایش در دستگاه ماهور را، به نحو بداهه، با گیتار الکتریک اجرا کرد و لحظاتی ماورایی آفرید؛ بدون آنکه قطعه را با بیس و ریتم تند، به ابتذال بکشاند.
از هوشمندیهای دیگر علیرضا قربانی اجرای همین کنسرتهای ورزشگاه آزادی بود که هر شب در فضای باز، با قریب به ۸ هزار مخاطب، برگزار میشدند. در این کنسرتها طیف گستردهای از مردم حضور یافتند که تیپ شناسی آنها تکثر غریبی را برملا میکرد؛ ایرانیانی از پیر و جوان و مرد و زن که با جهانهایی یکسره متباین، ترانه «روزگار غریب» را هم خوانی میکردند.
ضریب نفوذ چشمگیر قربانی و کنسرتش که حالا برای «بدنام» هم منشاء خیر شده، بار دیگر این نکته را یادآوری میکند که ایران امروز چقدر به رویدادهای جمعی نیاز دارد و حفظ هم زمان ظرافت هنری و نوآوریهای فرمی، چطور میتواند به خلق لحظات جاودان در خاطره جمعی مردم منجر شود.