به گزارش شهرآرانیوز؛ نشست خبری امروز سخنگوی وزارت امور خارجه را باید یکی از صریحترین و در عین حال چندلایهترین نشستهای ماههای اخیر دانست؛ نشستی که در آن، همزمان سه پیام متفاوت به بیرون مخابره شد: نخست به آمریکا، دوم به کشورهای منطقه و سوم به افکار عمومی داخل ایران.
اسماعیل بقائی در ظاهر از «دیپلماسی» سخن گفت، اما ادبیات او عملاً بر پایه «اقتدار پس از جنگ» بنا شده بود. تقریباً در تمام پاسخها، این گزاره تکرار شد که ایران نهتنها از فشار نظامی عبور کرده، بلکه حالا با دست پر وارد فاز مذاکره شده است. همین مسئله باعث شد نشست امروز، بیش از آنکه شبیه یک کنفرانس خبری کلاسیک باشد، به قرائت رسمی دکترین جدید سیاست خارجی ایران شباهت پیدا کند.
یکی از مهمترین نکات نشست امروز، تغییر محسوس ادبیات تهران درباره توافق بود. برخلاف دورههای پیشین که مقامهای ایرانی عمدتاً بر «لغو تحریمها» یا «بازگشت طرف مقابل به تعهدات» تمرکز میکردند، اینبار محور اصلی صحبتها «خاتمه جنگ» و «مدیریت بحران امنیتی منطقه» بود.
بقائی چندین بار تأکید کرد که تفاهم احتمالی، متکی بر توقف جنگ در همه جبهههاست؛ از لبنان تا خلیج فارس. همین تغییر واژگان نشان میدهد مذاکرات فعلی صرفاً هستهای نیست و تهران در حال تبدیل پرونده مذاکره به یک بسته امنیتی ـ منطقهای گستردهتر است.
در واقع، پیام پنهان سخنان امروز این بود که ایران تلاش میکند معادله را از «برنامه هستهای» به «امنیت منطقه» منتقل کند؛ زمینی که تصور میکند در آن دست برتر را دارد.
شاید مهمترین کلیدواژه نشست امروز، «تنگه هرمز» بود. بقائی با ادبیاتی متفاوت از گذشته، از طراحی سازوکار مشترک ایران و عمان برای مدیریت تردد در این آبراه سخن گفت؛ موضوعی که فراتر از یک همکاری فنی ساده قابل تحلیل است.
وقتی سخنگوی وزارت خارجه میگوید «مدیریت تنگه هرمز در حوزه مسئولیت دولتهای ساحلی است»، در واقع پیامی مستقیم به آمریکا و متحدانش مخابره میشود: تهران میخواهد نقش امنیتساز خود را در خلیج فارس رسمیت ببخشد.
حتی اشاره او به دریافت هزینه در قبال خدمات ناوبری و حفاظت محیطزیستی نیز حامل پیامی اقتصادی ـ امنیتی بود؛ اینکه ایران دیگر صرفاً بازیگر دفاعی نیست و بهدنبال تعریف نظم جدید دریایی در منطقه است.
در لایه فرامتنی، نشست امروز نشان داد تهران میخواهد از بحران اخیر، برای بازتعریف جایگاه خود در معادلات انرژی و تجارت جهانی استفاده کند.
یکی از پرتکرارترین مضامین سخنان بقائی، تأکید بر «تناقض رفتاری آمریکا» بود. او بارها از تغییر مواضع واشنگتن، توئیتهای متناقض و تزلزل در تصمیمگیری آمریکاییها سخن گفت.
این فقط یک انتقاد سیاسی ساده نبود؛ بلکه بخشی از جنگ روانی تهران در مرحله فعلی مذاکرات است. ایران تلاش میکند این تصویر را بسازد که طرف آمریکایی نهتنها قابل اعتماد نیست، بلکه در موضع ضعف و آشفتگی قرار دارد.
در این چارچوب، بقائی عملاً سعی کرد افکار عمومی داخلی را نیز برای طولانی شدن روند مذاکرات آماده کند. وقتی سخنگوی وزارت خارجه میگوید: «زمان خاصی برای توافق تعیین نکردهایم»، معنایش این است که تهران قصد ندارد زیر فشار رسانهای یا زمانی وارد توافق شود.
{$sepehr_key_215676}
در نشست امروز، تقریباً هیچ پاسخ مهمی بدون ارجاع به «قدرت ایران» ارائه نشد. از دفاع در جنگ گرفته تا توان پاسخگویی به دشمن و حتی مدیریت تنگه هرمز.
این مسئله اتفاقی نیست.
پس از هفتهها تنش و درگیری، دستگاه دیپلماسی ایران حالا تلاش میکند این تصویر را تثبیت کند که مذاکره، محصول مقاومت بوده نه نتیجه فشار. به همین دلیل، بقائی بارها تأکید کرد که «تضمین، قدرت ایران است».
این جمله را باید مهمترین عبارت نشست امروز دانست؛ عبارتی که احتمالاً در هفتههای آینده نیز بارها تکرار خواهد شد. چون تهران میخواهد این پیام را منتقل کند که وارد فاز «دیپلماسی از موضع اقتدار» شده است.
در بخش دیگری از نشست، بقائی عملاً نقش اروپا را به حاشیه راند. او نهتنها اروپاییها را به بیعملی متهم کرد، بلکه گفت اگر اتحادیه اروپا مسئولانهتر رفتار میکرد، بخشی از بحرانهای فعلی شکل نمیگرفت.
این ادبیات نشان میدهد تهران دیگر اروپا را بازیگر اصلی حل بحران نمیداند و تمرکز خود را بر محورهای دیگری مانند عمان، پاکستان، چین و روسیه گذاشته است.
در واقع، نقشه دیپلماتیک جدید ایران در نشست امروز کاملاً قابل مشاهده بود: میانجیگری منطقهای، حمایت شرقی و کاهش وزن غرب اروپایی.
بخش قابلتوجهی از سخنان بقائی، خطاب غیرمستقیم به کشورهای منطقه بود. هشدار درباره استفاده از خاک کشورهای همسایه علیه ایران و تأکید بر اینکه «آتش جنگ محدود باقی نمیماند»، نشان داد تهران هنوز از رفتار برخی دولتهای منطقه در دوره درگیریها ناراضی است.
اما در عین حال، او از نقش ترکیه، عمان و برخی دیگر از کشورهای منطقه تقدیر کرد. این دوگانه نشان میدهد ایران در حال طراحی یک تفکیک منطقهای است: کشورهایی که در نظم امنیتی جدید خلیج فارس شریک خواهند بود و کشورهایی که ممکن است هزینه بدهند.
نکته جالب دیگر نشست امروز، پیوند خوردن موضوعات مختلف به یک روایت کلان بود. از حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی گرفته تا شورای امنیت و پرونده رژیم صهیونیستی، همه در چارچوب «حقانیت ایران» و «بیاعتباری غرب» تعریف شد.
حتی موضوع لغو سفر عراقچی به نیویورک بهدلیل مشکل روادید نیز به بخشی از همین روایت تبدیل شد؛ روایتی که میگوید آمریکا در عرصه دیپلماسی هم قابل اعتماد نیست.
در پشت همه جملات دیپلماتیک امروز، یک سؤال مهم وجود دارد: آیا ایران در حال خرید زمان است؟
نشانهها میگویند تهران فعلاً عجلهای برای نهایی شدن توافق ندارد. تأکید بر نبود زمانبندی مشخص، برجسته کردن تناقضات آمریکا و همزمان ادامه رایزنی با چین و روسیه، همگی حکایت از آن دارد که ایران میخواهد با حفظ فضای مذاکره، هزینه تصمیمگیری نهایی را به طرف مقابل منتقل کند.
در واقع، تهران امروز نه در موقعیت «رد توافق» است و نه «امضای فوری توافق»؛ بلکه در حال مدیریت یک وضعیت خاکستری است که میتواند هم ابزار فشار باشد و هم فرصت تنفس.
نشست خبری امروز اسماعیل بقائی، بیش از هر چیز، رونمایی از نسخه تازهای از سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود؛ سیاستی که در آن، «میدان» و «دیپلماسی» نه دو مسیر جداگانه، بلکه مکمل یکدیگر تعریف میشوند.
پیام نهایی تهران در این نشست روشن بود: ایران آماده توافق هست، اما نه توافقی که بوی عقبنشینی بدهد. به همین دلیل، در کنار واژههایی مثل مذاکره و تفاهم، واژههایی، چون قدرت، پاسخ، جنگ، هرمز و بازدارندگی مدام تکرار شدند.
شاید مهمترین خروجی نشست امروز همین باشد؛ اینکه تهران تلاش میکند توافق احتمالی آینده را نه بهعنوان نتیجه فشار غرب، بلکه بهعنوان محصول «ایستادگی ایران» روایت کند؛ روایتی که اگرچه برای داخل کشور طراحی شده، اما مخاطب اصلی آن واشنگتن و متحدانش هستند.