به گزارش شهرآرانیوز، یک سال قبل درگیری خونینی در پارکی در ورامین به ماموران گزارش شد. جوان زخمی به نام پوریا به بیمارستان منتقل شد. وضعیت پوریا وخیم بود، اما جوان دیگری به نام بهرام که او هم زخمی شده بود وضعیت بهتری داشت.
چند روز بعد پوریا جان باخت، اما بهرام که بیهوش بود، به حالت عادی برگشت. این جوان موفق شد از بیمارستان فرار کند و مدتی فراری بود. اما چند روز بعد وقتی دوباره به بیمارستان بازگشت ماموران او را دستگیر کردند.
{$sepehr_key_215745}
پسر جوان مدعی شد از زمان حادثه چیزی به یاد ندارد و نمیداند چه شده و فقط میداند درگیر شدند و قصد داشت به مقتول کند.
شاهدان نیز صحنه درگیری را ندیده بودند. یکی از شاهدان گفت: ما چند جوان بودیم که دور هم جمع شدیم تا در پارک مشروب بخوریم. بهرام و پوریا اصلاً همدیگر را نمیشناختند. پوریا دوست من و بهرام هم دوست یکی دیگر از دوستانم بود. اول من و امیر در پارک بودیم. ما زنگ زدیم که دوستانمان هم بیایند و کمی خوش بگذرانیم. دور هم بودیم و مشروب خوردیم. من و امیر به سمت دستشویی رفتیم. وقتی برگشتیم دیدیم بهرام دستمالی در دست دارد و روی بدن مقتول فشار میدهد و سعی میکند خونریزی او را مهار کند. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتیم و هر دو را به بیمارستان رساندیم.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. سپس اولیای دم درخواست قصاص کردند.
وقتی نوبت به متهم رسید، او یک بار دیگر مدعی شد چیزی از ماجرای درگیری به یاد ندارد. او گفت: من حرفی برای گفتن ندارم. فقط میدانم سعی داشتم کمک کنم. من با پوریا هیچ دشمنیای نداشتم و نمیدانم چرا با هم درگیر شدیم. من با چاقوی ضامندار او را زدم. در بیمارستان که بودیم من هم حالم بد بود. وقتی به هوش آمدم به پرستار گفتم من اینجا چه میکنم که گفت یک نفر را با ۲۰ ضربه چاقو زدهای! من خیلی ترسیدم. از بیمارستان فرار کردم و به خانه خواهرم رفتم. چند روزی آنجا بودم. خواهرم را در جریان قرار دادم. مدتی که گذشت خواهرم گفت حالا برو ببین پوریا در چه وضعی است. من هم به بیمارستان رفتم و آنجا متوجه شدم پوریا فوت کرده است. همان موقع پلیس بازداشتم کرد.
متهم ادامه داد: من هیچ چیز درباره درگیری با پوریا نمیدانم.
در این هنگام وکیل شاکی اعتراض کرد و گفت: این جوان قصد دارد با مبهم گذاشتن بخشی از واقعیت، دادگاه را گیج کند. او میگوید مشروب خورده بود و بعد هم میگوید یادش نمیآید چه اتفاقی افتاده است. او قصد دارد با این حرف اینطور وانمود کند که تحت تاثیر مشروب بوده است. در حالی که پزشکی قانونی الکل را در خون او تشخیص نداده است.
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. او گفت: موکل من آنقدر تحت تاثیر مشروب بوده که چیزی به یاد ندارد و بخشی از واقعیت مغفول مانده است. من درخواست رسیدگی به مساله مسلوبالاراده بودن را دارم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
منبع: اعتماد آنلاین
{$sepehr_key_215743}