وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ
و ما اسماعیل را در برابر قربانی بزرگی [از ذبح شدن]رهانیدیم.
این آیه شریف که گریزی به داستان امتحان بزرگ حضرت ابراهیم (ع) دارد، مفسران را بر آن داشته است که به این داستان بپردازند و این گرهها را باز کنند که ذبح عظیم که بود و این فداشدن یعنی چه و از گوشهای از هزاران راز و هزاران حکمت که در این داستان الهی وجود دارد، صحبت کنند.
در بیان مفسران آمده است که کلمات «فداء» و «فدیه» به معناى پیشمرگ شدن و بلاگردانشدن و بازخرید است. همچنین در آیه بعد، خداوند وعده داده است که نام نیک ابراهیم (ع) در تاریخ بماند: «وَتَرَکْنا عَلَیْهِ فِیالْآخِرِینَ» که درواقع تمام مناسک حج، از طواف کعبه تا نمازى که پشت مقام ابراهیم خوانده مىشود و پیدا شدن انبیایى از نسل او، همهوهمه نمونههایى از یاد خیر این پیامبر بزرگ در تاریخ است.
در کتاب شریف «عیوناخبارالرضا (ع)»، کتاب «خصال» شیخصدوق و دیگر کتب معتبر روایى از امامرضا (ع)، چنین نقل شده است: «هنگامی که حقتعالى به ازاى ذبح اسماعیل، قوچى را فرستاد تا بهجاى او ذبح شود، حضرت ابراهیم (ع) آرزو کرد کاش میشد فرزندش را بهدست خود ذبح کند و مأمور به ذبح گوسفند نمىشد تا درد و مصیبتى که از این راه به دل و جان او وارد میشود، مصیبت پدرى باشد که عزیزترین فرزندش را بهدست خود در راه خدا ذبح کرده تا از این طریق، بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبتها را بهدست آورد. در این اثنا خطاب وحى از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید که محبوبترین مخلوقات من نزد تو کیست.
ابراهیم (ع) عرضه داشت: هیچ مخلوقى پیش من محبوبتر از حبیب تو محمد (ص) نیست، پس وحى آمد که آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را؟ ابراهیم (ع) گفت: او پیش من از خودم، محبوبتر است. خداوند متعال فرمود: فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خود را؟ ابراهیم (ع) عرض کرد: فرزند او را بیشتر دوست دارم.
پس حقتعالى فرمود: آیا ذبح فرزند او (امامحسین (ع)) بهدست دشمنان از روى ستم، بیشتر دل تو را میسوزاند یا ذبح فرزند خودت بهدست خودت در اطاعت من؟ عرض کرد: پروردگارا! ذبح او بهدست دشمنان، بیشتر دلم را میسوزاند. در این هنگام خداوند خطاب کرد: اى ابراهیم! پس به یقین جمعى که خود را از امت محمد (ص) میشمارند، فرزند او حسین (ع) را از روى ظلم و ستم و با عداوت و دشمنى، ذبح خواهند کرد؛ همانگونه که گوسفند را ذبح میکنند و به این سبب، مستوجب خشم و عذاب من میگردند.
{$sepehr_key_215959}
ابراهیم (ع) از شنیدن این خبر جانکاه، ناله و فریاد برآورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه برنمیداشت تااینکه وحى از جانب پروردگار جلیل رسید: اى ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل، اگر او را بهدست خود ذبح میکردى، فدا کردم به گریهاى که تو بر حسین (ع) و شهادتش کردى و بدین سبب، بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبتها را به تو دادم. در پایان امامرضا (ع) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عزوجل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ.» (بحارالأنوار، ج،۱۲ ص۱۲۴ و ج،۴۴ ص ۲۲۵)
گرچه در تاریخ بهخاطر این داستان، عنوان ذبیحالله به اسماعیل (ع) داده شد، اما این مطلب در این داستان رازآلود، واضح است که قطعا ذبیحى بزرگتر و عظیمتر از سیدالشهدا (ع) در راه خدا ذبح نشده است، لذا تعبیر «ذبیح اعظم» کمترین چیزى است که میتوان در حق سیدالشهدا (ع) گفت.
همانطور که اشاره کردیم، در این داستان، هزاران راز و نکته و حکمت وجود دارد که بزرگان باید ساعتها و روزها درباره آن صحبت کنند، اما آنچه مهم است، این است که امامحسین (ع) بزرگترین داراییهای خود را در راه خدا فدا کرد و به مقامی دست یافت که دردسترس احدی در عالم غیر از آلالله نیست و ما باید بکوشیم که با این عرض ارادت و این اشک بر مصیبت ایشان و جانبازی در مسیرشان، از این فضیلت و نزدیک شدن به این مقام، بهرهمند شویم. انشاءالله!