سکه‌هایی که از آسمان فیفا می‌بارد؛ جام جهانی درمان زخم‌های مالی لیگ برتری‌ها

فوتبال ایران سال‌هاست در دلِ یک تناقض مزمن نفس می‌کشد؛ زمینی که روی سکوهایش هیجان فوران می‌کند، اما پشت در‌های بسته‌اش، بوی ورشکستگی می‌آید. شور هست، شیفتگی هست، جنجال هست، اما دخل و خرج بیشتر باشگاه‌ها شبیه حجره تاجری‌ست که مدت‌هاست دخلش با خرجش جور درنمی‌آید. پرونده‌های تلنبار شده در فیفا، قرارداد‌های پرداخت‌نشده، مدیرانی که به جای ترسیم آینده، فقط در فکر عبور از فردا هستند؛ این مختصات آشنای فوتبال ماست.

{$sepehr_key_216175}

در چنین هوای سنگینی، گاهی یک اتفاق بیرونی می‌تواند حکم اکسیژن را داشته باشد؛ و این‌بار نام آن اتفاق، جام جهانی ۲۰۲۶ است.

برای باشگاه‌های ایرانی، جام جهانی فقط یک ویترین فوتبالی نیست؛ معدن دلاری‌ست که با هر دقیقه حضور ملی‌پوشان در تورنمنت، بخشی از آن استخراج می‌شود. فرمول ساده است؛ فیفا بابت هر روز حضور بازیکنان در اردو و مسابقات، مبلغی را به باشگاه‌ها اختصاص می‌دهد. اگر تیم ملی ایران تنها از مرحله گروهی عبور نکند و همان‌جا متوقف شود، هر بازیکن چیزی حوالی ۲۵۰ هزار دلار نصیب باشگاهش خواهد کرد؛ رقمی که در اقتصاد بیمار فوتبال ایران، بیشتر شبیه نسخه احیاست تا یک پاداش معمولی.

در این میان، پرسپولیس بیش از همه بوی اسکناس‌های فیفا را حس می‌کند. پنج ملی‌پوش ایرانی، به‌علاوه بازیکنانی که در تیم‌های ملی دیگر حضور دارند، باعث شده‌اند قرمز‌ها یکی از برندگان بالقوه این ضیافت باشند. اگر همه‌چیز مطابق پیش‌بینی جلو برود، درآمد پرسپولیس از جام جهانی می‌تواند به حوالی دو میلیون دلار برسد؛ عددی که برای بسیاری از باشگاه‌های ایرانی، شبیه رویایی دوردست است.

تراکتور هم بی‌سهم نمانده؛ باشگاهی که در سال‌های اخیر با دقت بیشتری سراغ جذب مهره‌های موثر رفت و حالا ثمره آن سیاست را در حساب‌های دلاری‌اش می‌بیند. حضور چند ملی‌پوش ایرانی در کنار چهره‌هایی، چون خامروبکوف، این تیم را به یکی از ذی‌نفعان اصلی این چرخه مالی تبدیل کرده است.

سپاهان نیز با تکیه بر ستون‌های ملی‌پوش خود، سهم قابل توجهی از این سفره جهانی خواهد داشت؛ پاداشی برای باشگاهی که دست‌کم در سال‌های گذشته، بیش از بسیاری از رقبا روی ثبات ساختاری و برنامه‌ریزی تاکید کرده است.

استقلال هم از این معادله کنار نمانده. آبی‌ها با ترکیبی از بازیکنان ایرانی و چهره‌های خارجی مانند ماشاریپوف، آشورماتوف و مازون، از چند مسیر مختلف به این درآمد دلاری متصل می‌شوند؛ از تهران تا تاشکند و حتی آن‌سوی کارائیب.

اما تصویر کلی فوتبال ایران، همچنان خاکستری‌تر از آن چیزی‌ست که این اعداد وسوسه‌برانگیز نشان می‌دهند. همان‌طور که فاصله میان مدعیان و دیگر تیم‌ها در ترکیب تیم ملی مشهود است، در این چرخه اقتصادی هم شکاف عمیقی دیده می‌شود. بعضی باشگاه‌ها تنها یک نماینده در تیم ملی دارند و برخی دیگر حتی همان یک سهم ناچیز را هم ندارند. برای آنها، جام جهانی نه یک فرصت اقتصادی، بلکه صرفاً چند شب فوتبال و تخمه آفتابگردان مقابل تلویزیون است.

با این حال، پرسش اصلی هنوز بی‌پاسخ مانده؛ این دلار‌ها قرار است کجا خرج شوند؟

آیا مدیران باشگاه‌ها این پول را صرف ساختن زیرساخت، آکادمی، زمین تمرین و آینده‌ای پایدار می‌کنند؟ یا مثل همیشه، دلار‌های تازه قربانی بدهی‌های کهنه، قرارداد‌های بی‌ثمر و تصمیمات کوتاه‌مدت خواهند شد؟

{$sepehr_key_216174}