به گزارش شهرآرانیوز؛ اقوام و بستگان مدتها در تلاش بودند با ریش سفیدی اختلاف پیش آمده بین زنی میان سال و برادرزاده هایش را بر سر یک خانه قدیمی حل کنند. اختلاف از روزی شروع شده بود که مالک یک خانه ویلایی در محدوده منطقه ابن سینا فوت کرد. آن سال تنهادختر این مرد خارج از ایران زندگی میکرد و تنهاپسرش درحالی ساکن این خانه شد که کسی دور و برش نبود و بچههایش به خارج از کشور مهاجرت کرده بودند.
سال گذشته ساکن جدید خانه نیز از دنیا رفت و خانه خالی از سکنه شد. پس از مرگ او، خواهرش به ایران برگشت تا با فروش خانه، سهمش را از خانه پدری اش بگیرد؛ اقدامی که چندان به مذاق برادرزاده هایش خوش نیامد. برادرزادههای او که این خانه را ارثیه پدر خود میدانستند، پیش از ترک کشور، قفل خانه را عوض کردند و کلیدش را به مردی شصتوپنج ساله به نام احمد سپردند.
کلیدداری مرد میان سال ادامه داشت تا اینکه پس از طی مراحل قانونی و انجام اقدامات انحصار وراثت، قرار شد برای تعیین سهم هرکدام از وارثان، خانه به طور کامل اندازه گیری شود. احمد وقتی شنید که باید در را برای اندازه گیری دقیق خانه باز کند، حاضر به همکاری نشد. او تلاش کرد به بهانههای مختلف این بازدید را به عقب بیندازد، اما درنهایت مجبور به گشودن در شد.
زن میان سال که سالها در حسرت دیدن خانه پدری اش بود، پس از بازشدن در، از آنچه میدید، حیرت کرد. پس از اتمام کار اندازه گیری، زن میان سال از خانه پدری اش مستقیم به کلانتری سناباد رفت.
او در بدو ورود، انبارکردن انبوهی وسیله مشکوک در خانه پدری اش را گزارش کرد. به دنبال اظهارات این زن، سرهنگ رجبعلی صفایی، رئیس کلانتری سناباد، با صدور دستوراتی تخصصی، تیمی از مأموران دایره تجسس را مسئول زیرنظرگرفتن ملک مدنظر و رسیدگی فوری به این پرونده کرد.
در آغاز رسیدگی به این پرونده، زن میانسال تصاویری را که با تلفن همراهش از وسایل موجود در خانه گرفته بود، به مأموران نشان داد و گفت: احمد را از دوران کودکی که با پدرم دوست بود میشناختم، اما وقتی تعللش در بازکردن در را دیدم، به او شک کردم.
احمد رفتار عجیبی داشت و مدام میخواست بازدید از خانه را به روز دیگری بیندازد. حرفها و رفتارهای عجیبش سبب سوءظن من به او شد و با تصور اینکه برادرزاده هایم در پشت پرده مشغول دسیسه هستند، اصرار کردم که باید در باز شود. پس از یک ساعت او در را باز کرد و من پس از حدود سی سال وارد خانه پدریام شدم.
زن میان سال ادامه داد: پیش از بازشدن در، مشغول مرور خاطرات دوران کودکیام بودم، اما به محض ورود با یک خاور وسیله روبه رو شدم که در گوشه و کنار خانه ریخته بود. از احمد پرسیدم: «این وسایل متعلق به برادرم است؟»
احمد از شنیدن این سؤال وحشت کرد و مدعی شد که همه اش مال خودش و افرادی دیگر است و همین چند روز پیش مجبور شده است پس از هماهنگی با برادرزاده هایم آنها را موقتا آنجا بگذارد. وقتی در چهره احمد ترس را دیدم، با دقت به این وسایل نگاه کردم و متوجه شدم که از هر ابزاری ۳ تا ۱۰ عدد وجود دارد. این بود که از آنها عکس و فیلم گرفتم.
پس از ثبت اظهارات این زن میان سال، تیمی از مأموران دایره تجسس به سرپرستی کارآگاه جمال رحیمی، ضمن زیرنظرگرفتن مظنون شصتوپنج ساله و خانه قدیمی، به انجام تحقیقات میدانی در منطقه پرداختند. در جریان تحقیقات میدانی، هیچ کدام از همسایهها درباره این فرد حتی کلمهای بد نگفت تا اینکه فردی در همان منطقه ابن سینا، در تماس با پلیس از سرقت لوازم نجاری اش خبر داد.
در رسیدگی به گزارش این شهروند، مشخص شد مال باخته نجاری میان سال است که تا اوایل سال ۱۴۰۱ همچنان مشغول به کار بوده است، تا اینکه به واسطه اذیت و آزارهای پسرش سکته کرده و خانه نشین شده است. نجار پیر پس از دعوت به مقر پلیس، گفت که سارق وسایلش را میشناسد و برای همین حتی از طرح شکایت تردید داشته است.
او به تیم تحقیق گفت: پس از بازنشستگی، وسایل کارگاهم را به پارکینگ خانه منتقل کردم. مدتها بود که به این وسایل سرنمی زدم، تا اینکه دیروز پسر بزرگم برای برداشتن «اره فارسی بر» به پارکینگ رفت و متوجه سرقت بیشتر وسایل من شد؛ ابزارهایی که متأسفانه میدانم توسط پسر کوچکم دزدیده شده است.
پس از ثبت اظهارات اولیه این نجار قدیمی، مأموران تصاویری را که از لوازم موجود در خانه خیابان ابن سینا گرفته شده بود، به پیرمرد نشان دادند. او چند تصویر را ورق زد و گفت که چندین قطعه از این ابزار متعلق به من است. تیم تحقیق با همکاری مال باخته و هماهنگی قضایی، پسر نجار را دستگیر کرد.
متهم در همان بازجویی اولیه، دزدیدن اموال پدرش را تأیید کرد و گفت که ابزار حق او بوده است. متهم همچنین اعتراف کرد که وسایل را به احمد فروخته است. هم زمان با بازجویی از پسر نجار، مأمورانی که احمد را به صورت نامحسوس زیرنظر داشتند، از قصد او برای انتقال لوازم با سه دستگاه وانت نیسان خبر دادند.
{$sepehr_key_216567}
در ادامه رسیدگی به این پرونده، مأموران با هماهنگی مقام قضایی در عملیاتی ضربتی به خانه قدیمی رفتند و متهم را درحالی که قصد داشت لوازم را به مکان دیگری منتقل کند، دستگیر کردند. پس از ضبط اموال کشف شده از متهم، افرادی با مراجعه به مقر پلیس، مدعی مالکیت برخی لوازم شدند. با توجه به اینکه آنها مدرکی برای اثبات ادعای خود نداشتند، این موضوع به بررسیهای تکمیلی موکول شد.
نجار بازنشسته برخلاف این افراد در میان وسایل کشف شده که حدود ۵ تا ۶ میلیارد تومان ارزش داشتند، ابزارهایی را که سالها با آنها نان حلال درآورده بود، شناسایی کرد. او درحالی که میتوانست با اثبات مالکیت لوازمش، آنها را از مال خر تحویل بگیرد، گفت: «احمد میدانسته پسرم ابزارها را دزدیده و آنها را به یک دهم قیمت فروخته است، اما همین پول را دوسه ماهه به احمد برمی گردانم.» تحقیقات پلیس درباره این پرونده ادامه دارد.