شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ جواد خواجوی را بسیاری با ویدئوهای طنزی میشناسند که چند سال پیش در فضای مجازی دست به دست میشد؛ ویدئوهایی که با صداگذاریهای خلاقانه، شوخیهای بکر و البته لهجه شیرین مشهدی، خیلی زود او را به یکی از چهرههای محبوب شبکههای اجتماعی تبدیل کرد. اما این اتفاق باعث نشد تا فعالیت خواجوی به فضای مجازی محدود شود.
او که پیش از حضور پررنگ در شبکههای اجتماعی، تجربه فعالیت در عرصههای مختلف هنری به ویژه تئاتر را در کارنامه خود داشت، به تدریج توانست وارد دنیای حرفهای تصویر شود و بازی در مجموعه هایی، چون «نوروزرنگی»، «سرباز»، «محرمانه»، «پشت پرده»، «فراری»، «یاغی» و «آفتاب پرست» را در کارنامه اش ثبت کند.
این بازیگر سال ۱۴۰۲، نخستین حضور سینمایی خود را با فیلم «آغوش باز» ساخته بهروز شعیبی در جشنواره فیلم فجر تجربه کرد و سپس با «تاکسیدرمی» دومین حضورش در این رویداد سینمایی را پشت سر گذاشت.
خواجوی این روزها با سریال «کلینیک رویا» به کارگردانی سجاد مهرگان روی آنتن شبکه ۳ حضور دارد؛ مجموعهای متفاوت که تلاش میکند در فضایی فانتزی، سوررئال و درعین حال انسانی، قصههایی درباره امید، خانواده و زندگی را روایت کند. سریالی که اگرچه با موضوع سیاستهای جمعیتی ساخته شده، اما تلاش کرده از شعار دادن فاصله بگیرد و بیشتر بر روی روایت داستانش متمرکز شود.
خواجوی در گفتوگو با ما از تجربه حضور در این سریال، علاقه اش به آثار فانتزی، وضعیت امروز تلویزیون، بازگشتش به زادگاه خود و همچنین پروژه تازه اش درباره کسب وکارهای قدیمی مشهد، سخن گفته؛ پروژهای که فصل جدیدی را در کارنامه کاری این بازیگر رقم زده است.
خواجوی درباره حضورش در سریال «کلینیک رویا» میگوید: مراحل فیلم برداری این سریال نزدیک به یک سال طول کشید و من در میانه راه به گروه اضافه شدم. او مهمترین دلیلش برای پذیرفتن این نقش را همکاری با سجاد مهرگان بیان میکند و در این باره توضیح میدهد: وقتی با آقای مهرگان صحبت کردم، از نوع نگاه و طرز تفکرش خوشم آمد.
البته نقشی که روی کاغذ نوشته شده بود، خیلی سادهتر از چیزی بود که درنهایت روی آنتن رفت. درواقع قرار نبود کاراکتر من تا این اندازه دل نشین باشد، اما با کمک کارگردان و سرصحنه این شخصیت جذابتر شد. بازخوردهایی که الان میگیریم نیز نشان میدهد، مردم با آن ارتباط برقرار کردهاند.
این بازیگر با اشاره به شیوه کاری کارگردان «کلینیک رویا» بیان میکند: به نظرم اینکه سجاد مهرگان به سراغ ساخت اثری در فضایی فانتزی برای پخش از تلویزیون رفته است، جسارت زیادش را نشان میدهد. او با تکیه بر علم و دانش کارش را پیش میبرد، از همین رو فکر میکنم در آینده کارهای مهم تری را مقابل دیدگان مخاطبان قرار دهد.
خواجوی یکی از ویژگیهای اصلی این سریال را فضای متفاوت و فانتزی آن میداند؛ فضایی که به باور او سال هاست در تلویزیون کم رنگ شده است.
او میگوید: چندسالی میشود که تمرکز شبکههای تلویزیون بر پخش آثار رئال است و کمتر پیش میآید اثری فانتزی را روی آنتن ببرند. درحالی که خود من از کودکی عاشق این مدل آثار بودم. مثلا «سمندون» یکی از آثاری است که خیلی برایم جذاب بود.
این بازیگر درباره جنس روایت در سریال «کلینیک رویا» نیز توضیح میدهد:
این مجموعه تلویزیونی؛ کاری فانتزی است که بعضی وقتها حتی به فضای سوررئال نزدیک میشود. در این سریال اتفاقاتی میافتد که شاید در دنیای واقعی عجیب به نظر برسد؛ مثلا یکی لباس گاو میپوشد و وارد بیمارستان میشود تا عشقش را ملاقات کند. اما نکته مهم این است که مخاطب این جهان را باور میکند، یعنی فانتزی بودن اثر باعث نمیشود بیننده آن را پس بزند و این اتفاق بسیار جذاب است.
او درباره تجربه حضور در فضای فانتزی سریال نیز بیان میکند: بازیگران تئاتر معمولا راحتتر میتوانند با جهانهای فانتزی ارتباط برقرار کنند و جالب است که بسیاری از بازیگران این سریال هم پیشینه تئاتری دارند. من نیز پیش از این در تئاتر چنین فضاهایی را تجربه کرده بودم.
خواجوی در ادامه صحبت هایش بر این نکته تأکید میکند که جاافتادن ساخت آثار فانتزی در تلویزیون زمان بر است. او بیان میکند: خیلیها کار فانتزی را دوست دارند، اما واقعیت این است که مخاطب عمومی تلویزیون، بیشتر با آثار رئال ارتباط میگیرد. برای همین طبیعی است که سریالی مثل «کلینیک رویا» کمی زمان بخواهد تا بیشتر دیده و درک شود.
خواجوی شرایط اجتماعی این روزها را نیز در میزان دیده شدن آثار تلویزیونی مؤثر میداند و میگوید: الان شرایط کشور پیچیده و خاص است و شاید زمان مناسبی برای قضاوت یک سریال نباشد، اما من فکر میکنم اگر این سریال در مقطع دیگری پخش میشد، مردم خیلی بیشتر درباره اش صحبت میکردند.
خواجوی درباره فضای نوستالژی «کلینیک رویا» بیان میکند: مردم با فضای نوستالژی هم ذات پنداری میکنند، چون آنها را به گذشته شان میبرد. من این تجربه را در «نوروزرنگی» هم داشتم و دیده بودم مخاطبان به ویژه ایرانیهای خارج از کشور ارتباط عاطفی عجیبی با این فضاها دارند، چون دلتنگ آن حال وهوا هستند.
او که باور دارد آثار هنری الزاما نباید بیانیه صادر کنند یا اتفاق خاصی را رقم بزنند، درباره تأثیر سریال «کلینیک رویا» بر مخاطب میگوید: این سریال حال آدم را خوب میکند. البته پیامهایی هم در دل خود دارد، اما مهمتر از هر چیز این است که مخاطب با دیدن آن احساس خوبی پیدا میکند.
این بازیگر ادامه میدهد: من خودم این سریال و کاراکترم را خیلی دوست داشتم؛ حتی با تمام محدودیتها و دردسرها، بخشهایی از کار را در اینستاگرام منتشر کردم، چون دوست داشتم دیده شود. به نظر او «کلینیک رویا» شاید بی نقص نباشد، اما کاری کم نقص و قابل دفاع است.
در بخش دیگری از صحبت هایمان با خواجوی به افت مخاطب تلویزیون در سالهای اخیر میپردازیم. او که باور دارد رسانه ملی برای همراه کردن مخاطبان جوان باید خودش را با فضای جدید رسانهای هماهنگ کند، یادآور میشود: امروز مخاطب انتخابهای زیادی دارد؛ از یوتیوب و پلتفرمهای اینترنتی گرفته تا شبکههای ماهوارهای و شبکههای اجتماعی. از همین رو تلویزیون باید خودش را هم سطح رسانههایی کند که امروز باقدرت در حال فعالیت هستند.
این بازیگر ادامه میدهد: زمانی خیابانها برای برنامههای تلویزیونی خلوت میشد، اما امروز شرایط فرق کرده و تلویزیون اگر بخواهد دوباره مخاطبش را برگرداند، باید وارد رقابتی واقعی شود.
{$sepehr_key_216568}
جواد خواجوی که مسیر حرفهای خود را از مشهد آغاز کرده، درباره دردسرهای هنرمندان شهرستانی برای دیده شدن، میگوید: به نظرم برای هیچ کس هیچ چیز غیرممکن نیست. چون وقتی من توانستم علاقهام را دنبال کنم، پس هرکسی میتواند. مهم تلاش، امید و حرکت است و فرقی ندارد اهل تهران باشی یا یک روستا؛ اگر این سه عنصر کنار هم قرار بگیرد، کسی نمیتواند مانع پیشرفت شما بشود.
او که با شروع شدن جنگ تحمیلی سوم از تهران به مشهد بازگشته، این روزها مشغول ساخت مجموعه مستندی با عنوان «کاردرست» است؛ پروژهای شخصی که به معرفی کسب وکارهای قدیمی مشهد میپردازد و قرار است در فضای مجازی منتشر شود.
خواجوی درباره این پروژه توضیح میدهد: با توجه به شرایط کشور، مدتی از فضای تهران فاصله گرفتم و دوباره به مشهد برگشتم. همین باعث شد به این فکر بیفتم که قصه آدمها و برندهای قدیمی شهرم را روایت کنم؛ اینکه هرکدام چطور به جایگاه امروز خود رسیدهاند.
او با اشاره به زمان ۲۰ دقیقهای این مستندها بیان میکند: در هر قسمت سراغ یک کسب وکار قدیمی میرویم، قصه زندگی آن آدم را میشنویم، از تجربهها و راز موفقیتش حرف میزنیم و در پایان هم تندیس «کاردرست» را به او اهدا میکنیم.
این بازیگر که باور دارد پروژه «کاردرست» میتواند در آینده ابعاد ملی پیدا کند، ادامه میدهد: این روزها در حال تولید چند قسمت اول هستیم، پروژهای که به احتمال زیاد ۴۰ قسمت داشته باشد. بعد از آن هم سراغ شهرهای دیگر ایران میرویم تا این کار را به یک پروژه ملی تبدیل کنیم.
جواد خواجوی در پایان تأکید میکند که تجربه کارگردانی و مستندسازی برایش اتفاق تازهای نیست. او بیان میکند: من سینما و تئاتر خواندهام و قبلا هم تجربه ساخت مستند، تصویربرداری و عکاسی داشتهام. فقط در این سالها بیشتر روی علاقهام، یعنی بازیگری تمرکز کرده بودم. اما حالا بنا بر شرایط، دوباره پا در عرصه مستندسازی گذاشتهام.