عمان در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، بارها در مسیر تندبادهای سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. این کشور که در دهههای اخیر تلاش کرده نقش میانجی و بازیگر متوازنکننده را در جنوب خلیج فارس حفظ کند، به واسطه همجواری با تنگه هرمز، در معادلات امنیتی منطقه نیز اثرگذار بوده است. با این حال، واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه نشان میدهد وزن اصلی تأمین امنیت و مدیریت معادلات راهبردی تنگه هرمز همواره بر دوش جمهوری اسلامی ایران قرار داشته؛ کشوری که به دلیل موقعیت جغرافیایی، توان دریایی و نقش تعیینکننده در معادلات انرژی، بازیگر اصلی این شاهراه حیاتی محسوب میشود و عمان بیشتر در سایه این موازنه، نقش تسهیلگر و میانجی را ایفا کرده است.
آنچه تهدیدهای اخیر آمریکا علیه مسقط را غیرمعمول و معنادار میکند، نادیده گرفتن همین واقعیت تاریخی و امنیتی است. روابط تهران و مسقط طی بیش از پنج دهه گذشته، فراتر از مناسبات معمول همسایگی تعریف شده است. از همکاری نظامی ایران در دهه ۱۳۵۰ برای مقابله با شورش ظفار و تثبیت حاکمیت عمان گرفته تا توسعه همکاریهای دریایی، امنیتی و اقتصادی پس از انقلاب اسلامی، دو کشور همواره تلاش کردهاند امنیت خلیج فارس را بر پایه همکاری کشورهای منطقه و بدون مداخله قدرتهای فرامنطقهای حفظ کنند.
عمان در سالهای گذشته بارها نقش کانال ارتباطی میان تهران و غرب را برعهده گرفته و در مقاطع حساس، مسیر گفتوگو و کاهش تنش را باز نگه داشته است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز ثبات عمان را بخشی از امنیت راهبردی تنگه هرمز دانسته است؛ چراکه هرگونه ناامنی در جنوب این گذرگاه حیاتی، مستقیماً بر معادلات انرژی، تجارت و امنیت دریایی منطقه اثر میگذارد.
در تاریخ معاصر، هرگاه امنیت عمان در معرض تهدید قرار گرفته، ایران در کنار این کشور ایستاده است. حضور نیروهای ایرانی در بحران ظفار صرفاً یک حمایت مقطعی نبود، بلکه اقدامی راهبردی برای جلوگیری از گسترش بیثباتی در یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان محسوب میشد. این نگاه امنیتمحور، با وجود تغییر دولتها و تحولات سیاسی در تهران، همواره در سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران نسبت به عمان حفظ شده است.
{$sepehr_key_216574}
امروز نیز صلح و ثبات در خلیج فارس بدون نقشآفرینی ایران قابل تصور نیست. جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت اصلی ساحلی در تنگه هرمز، سهم تعیینکنندهای در حفظ موازنه امنیت دریایی منطقه دارد و عمان نیز در کنار این نقش محوری، تلاش کرده مسیر دیپلماسی و کاهش تنش را فعال نگه دارد.
در شرایطی که بسیاری از بازیگران منطقهای تحت فشار آمریکا و رقابتهای فرامنطقهای، سیاستهایی متغیر و بعضاً تنشآفرین اتخاذ کردهاند، عمان همچنان کوشیده جایگاه سنتی خود بهعنوان میانجی قابل اعتماد را حفظ کند. با این حال، تهدیدهای اخیر واشنگتن علیه مسقط نشان میدهد آمریکا حتی نسبت به معدود مسیرهای مستقل گفتوگو در منطقه نیز رویکردی ابزاری و فشاری دارد؛ مسیری که بارها مانع از تشدید بحران و درگیری مستقیم شده است.
واقعیت آن است که عمان صرفاً یک کشور کوچک حاشیه خلیج فارس نیست، اما نقش و ثبات آن نیز جدا از موازنه قدرتی که ایران در تنگه هرمز ایجاد کرده، قابل تحلیل نیست. فشار بر مسقط را باید بخشی از فشار گستردهتر بر نظم امنیتی منطقه دانست؛ نظمی که جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته یکی از ارکان اصلی حفظ آن بوده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد همکاری تهران و مسقط، در حساسترین مقاطع منطقهای توانسته مانع از گسترش بحران شود. در جهانی که امنیت انرژی، رقابتهای ژئوپلیتیک و تحولات دریایی بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند، تقویت همکاریهای منطقهای با محوریت قدرتهای بومی، ضرورتی راهبردی برای جلوگیری از بیثباتی بیشتر در خلیج فارس است.
تهدید عمان، صرفاً تهدید یک کشور نیست؛ نشانهای از تلاش آمریکا برای افزایش فشار بر معادلات مستقل منطقهای و تضعیف بازیگران بومی خلیج فارس و البته خوی جنگ طلبانه آمریکا است؛ آن هم در منطقهای که تنگه هرمز همچنان قلب تپنده آن به شمار میرود.