مشهد مقدس در ۲۴ ساعت گذشته شرایط جوی کمسابقهای را تجربه کرده است. ذرات معلق PM۲.۵ و PM۱۰ فضای کلانشهر مشهد را در پوششی از غبار خاکستری فرو بردهاند. ایستگاههای سنجش کیفیت هوا از عصر دیروز با ثبت اعدادی فراتر از ۲۰۰، وضعیت سلامت عمومی را در «شرایط بسیار ناسالم و اضطرار» اعلام کردهاند. این وضعیت که تداوم آن برای سلامت شهروندان، بهویژه کودکان، سالمندان و بیماران تنفسی خطرات جدی به همراه دارد، نشاندهنده آسیبپذیری شدید مشهد در برابر جریانهای جوی و جابهجایی تودههای گرد و غبار است.
استان خراسان رضوی و بهویژه دشت مشهد، به دلیل قرارگیری در منطقه نیمهخشک و خشک، همواره با چالش ریزگردها مواجه بوده است. کاهش نزولات جوی در سالهای اخیر، افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین و از بین رفتن پوشش گیاهی در مراتع و حاشیه دشتها، مشهد را به کانون بالقوهای برای تولید گرد و غبار تبدیل کرده است.
علاوه بر کانونهای داخلی در شهرستانهای مجاور مشهد مانند سرخس و نیشابور، تودههای گرد و غبار با منشأ خارجی (بهویژه از سمت بیابانهای قرهقوم در ترکمنستان) با هر وزش باد ملایم، به سمت کلانشهر مشهد هدایت میشوند. این پدیده نشان میدهد که آلودگی هوای مشهد تنها یک معضل شهری نیست، بلکه ریشه در وضعیت اکولوژیک گستردهتری در سطح استان و منطقه دارد.
بحران کنونی که مشهد را در وضعیت اضطرار قرار داده، بیش از هر چیز بر ضرورت «مدیریت جامع کانونهای گرد و غبار» تأکید دارد؛ اگرچه اقدامات کوتاهمدتی مانند تعطیلی مدارس، ادارات یا محدودیتهای ترافیکی برای کاهش ترددها در زمان اضطرار ضروری است، اما این اقدامات تنها مسکنهایی برای مدیریت بحران هستند و راهکار درمان نیستند.
برای برونرفت از این وضعیت، توجه به چند راهبرد اساسی اجتنابناپذیر است که مهمترین آن عملیاتیسازی دیپلماسی گرد و غبار است؛ با توجه به اینکه بخشی از کانونهای تولید گرد و غبار در کشورهای همسایه قرار دارند، دستگاه دیپلماسی باید با همکاری سازمان حفاظت محیطزیست، رایزنیهای بینالمللی را برای مهار کانونهای فرامرزی در اولویت قرار دهد. بیابانزدایی و مالچپاشیهای زیستمحیطی در مرزهای همسایه، یک ضرورت برای امنیت هوای شرق کشور است.
{$sepehr_key_216962}
احیای دشتها و مدیریت منابع آب دیگر راهکار پیشنهادی است به طوری که تا زمانی که دشتهای اطراف مشهد دچار فرونشست و خشکی شدید باشند، هر متر مربع زمین، پتانسیل تبدیل شدن به کانون ریزگرد را دارد. تغییر الگوی کشت، حمایت از کشاورزی کمآببر و تخصیص حقابه زیستمحیطی برای احیای پوشش گیاهی بومی، تنها راه کاهش این پتانسیل است.
همچنین شناسایی و تثبیت کانونهای داخلی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا کانونهای داخلی تولید گرد و غبار در خراسان رضوی باید با استفاده از پایشهای ماهوارهای دقیق شناسایی شوند. کاشت نهالهای مقاوم به کمآبی (مانند گونههای تاغ و اسکنبیل) در اراضی مستعدِ فرسایش بادی، میتواند سرعت باد در سطح زمین را کاهش داده و از بلند شدن ذرات جلوگیری کند.
ارتقای شبکه پایش و پیشبینی نیز از راهبردهای مهم پیش روست به این ترتیب که تقویت ایستگاههای سنجش کیفیت هوا و استفاده از مدلهای پیشبینی هواشناسی که بتوانند ورود تودههای گرد و غبار را حداقل ۴۸ ساعت قبل از رسیدن به مشهد اطلاعرسانی کنند، به مردم و دستگاههای امدادی فرصت میدهد تا آمادگی لازم را داشته باشند.
وضعیت فعلی مشهد، زنگ خطری جدی برای متولیان امر است؛ وقتی شاخص آلودگی به مرز اضطرار میرسد، به این معناست که ذرات ریز وارد سیستم تنفسی و حتی گردش خون شهروندان میشوند. این موضوع نه تنها هزینههای درمانی مستقیم بر دوش نظام سلامت میگذارد، بلکه بهرهوری اقتصادی را در کلانشهر مشهد به شدت کاهش میدهد.
مسوولان استانی باید بدانند که کلانشهر مشهد به عنوان قطب مذهبی و گردشگری کشور، در مواجهه با این پدیده نیاز به اعتبارات ویژه ملی دارد. تخصیص بودجه برای اجرای پروژههای آبخیزداری و بیابانزدایی در شعاع ۱۰۰ کیلومتری مشهد، نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری برای حفظ سلامت میلیونها زائر و مجاور است.
مشهد امروز در غباری از بیتوجهی به محیطزیست بیابانی فرو رفته است اگرچه خشکی هوا بخشی از ذات جغرافیایی خراسان است، اما تبدیل شدن این خشکی به «آلودگیِ کشنده» نتیجهی رفتارهای انسانی و سوءمدیریت در منابع است. وضعیت
اضطراری امروز باید بهانهای برای بازنگری در برنامههای توسعه استان باشد؛ برنامهای که در آن «سلامت هوا» نه یک امر فرعی، بلکه به عنوان «حق بنیادین شهروندی» در اولویت نخست قرار گیرد.
امید است با عزم جدی ستاد مدیریت بحران و همکاری دستگاههای علمی و اجرایی، طرحهای مقابله با گرد و غبار از فاز مطالعاتی به فاز اجرایی و عملیاتی در دشتهای اطراف مشهد وارد شود تا شاهد تکرار روزهای سیاه (غبارآلود) در پایتخت معنوی ایران نباشیم.