منطق حقوقی و منافع ملی، مبنای ایران در توافق احتمالی

به دنبال روایت صداوسیما از جزئیات تفاهم‌نامه اولیه ایران و آمریکا طی روز‌های اخیر، نخست باید توجه داشت که هر گفت‌و‌گو یا توافقِ مقدماتی که به‌واسطه رایزنی‌ها و میانجی‌گری‌هایی همچون نقش واسطه‌هایی از منطقه و کشور ثالث شکل می‌گیرد، تا‌زمانی‌که در قالب یک سند روشن، الزام‌آور، دارای ضمانت اجرا و سازوکار راستی‌آزمایی تدوین نشود، نمی‌تواند معیار قطعی تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی راهبردی باشد.

تجربه‌های پیشین نیز نشان داده است که هیچ اعتمادی به آمریکا و در رأس آن ترامپ وجود نداشته و ثباتی در رفتار و گفتارش نیست؛ بنابراین، نگاه مبتنی بر حساب‌بازنکردن بر وعده‌های غیرنهایی، ضرورتی عقلانی است. با‌این‌حال، اگر فرض شود در چارچوبی هرچند محدود یا مقدماتی، زمینه‌ای برای توافق ایجاد شده باشد، ارزیابی ایران از آن باید مبتنی بر تضمین منافع واقعی باشد. در‌این‌میان، محور‌های کلیدی مطرح‌شده از‌سوی جمهوری اسلامی ایران را می‌توان در چند دسته اصلی صورت‌بندی کرد. 

نخست، ضرورت تضمین توقف واقعی جنگ و جلوگیری از هرگونه تداوم یا بازآفرینی تنش در منطقه است؛ ایران بر این باور است که پایان درگیری‌ها نباید صرفا به‌معنای توقف موقت اقدامات باشد، بلکه باید به‌گونه‌ای تضمین شود که از‌سرگیری ماجراجویی و جنایت علیه ملت‌های منطقه ممکن نباشد. در واقع، «امنیت» و «ثبات» باید دستاوردی ملموس باشد، نه صرفا عبارتی سیاسی در یک متن. دوم، مسئله مدیریت، کنترل و هدایت راهبردی تنگه هرمز است. 

این حق حاکمیتی و امنیتی ایران، باید در چارچوب قوانین و ضوابط جمهوری اسلامی و با تمکین دیگر بازیگران از مقررات مورد توافق و مصوب، معنا پیدا کند. روشن است که هر اقدامی در این حوزه باید با مجوز و هماهنگی مراجع قانونی ذی‌ربط انجام شود؛ به‌ویژه در حوزه‌های دریایی و امنیتی، که طبیعی است نمی‌توان آن را بدون نقش‌آفرینی سازوکار‌های رسمی داخلی فرض کرد. 

{$sepehr_key_217331}

سوم، خروج و برچیده‌شدن پایگاه‌های آمریکایی از منطقه و کاهش حضور نظامی بیگانه است. حضور پایگاه‌ها در برخی کشور‌های جنوب خلیج فارس طی سال‌های گذشته نه‌تنها ثبات‌آفرین نبوده، بلکه به تشدید بی‌اعتمادی، افزایش ریسک و زمینه‌سازی برای بحران کمک کرده است.

از نگاه ایران، اگر هدف، کاهش تنش باشد، منطقا باید این استقرار‌ها نیز مورد تجدیدنظر قرار گیرد و دست‌کم به‌عنوان پیش‌شرط، پایانی قابل‌اتکا بر آنها تعریف شود. چهارم، پایان جنگ علیه ایران، پایان جنگ علیه «جبهه مقاومت» است؛ بی‌تردید، هر توافقی که صرفا برخی اقدامات محدود را متوقف کند، اما ماهیت خصمانه و خسارت‌آفرین آن را ادامه دهد، نمی‌تواند رضایت ایران را تأمین کند.