به گزارش شهرآرانیوز؛ «کلاه ورمیر» نوشته تیموتی بروک، یکی از درخشانترین نمونههای تاریخنگاری جهانی در سالهای اخیر است؛ کتابی که با ترکیب تاریخ هنر، اقتصاد سیاسی و میکروتاریخ، روایتی تازه از طلوع جهان مدرن ارائه میدهد.
بروک، که از برجستهترین متخصصان تاریخ چین است، بهجای آنکه جهانیشدن را پدیدهای متعلق به قرن بیستم بداند، ریشههای آن را در قرن هفدهم جستوجو میکند؛ دورانی که مسیرهای دریایی، شبکههای تجاری و گردش بیسابقه کالاها، قارههای پراکنده را به تدریج درون یک نظام واحد اقتصادی قرار دادند. نقطه عزیمت او نه معاهدات سیاسی و جنگهای بزرگ، بلکه نقاشیهای آرام و ظاهرا خانگی یوهانس فرمیر است؛ آثاری که در نگاه نخست، تجسم سکون، نظم و زندگی خصوصی در دلفت هلند به نظر میرسند، اما در خوانش بروک، هر شیء حاضر در آنها نشانی از شبکهای عظیم و بینقارهای است.
ایده مرکزی کتاب بر این فرض استوار است که اشیای روزمره در نقاشیهای فرمیر، حامل تاریخهای فشرده و پنهاناند. بروک با تمرکز بر چند شیء خاص، از سطح یک تابلو فراتر میرود و مخاطب را به بنادر، معادن، کارگاهها و کشتیهایی میبرد که اقتصاد جهانی نوظهور را میساختند. برای مثال، کلاه نمدی بزرگی که بر سر افسر در تابلوی «افسر و دختر خندان» دیده میشود، صرفا یک عنصر تزئینی نیست، بلکه راهی برای ورود به تاریخ تجارت پوست سگ آبی در آمریکای شمالی است.
بروک نشان میدهد که چگونه تغییرات اقلیمی عصر یخبندان کوچک، سلیقه پوشاک در اروپا را تغییر داد و همین دگرگونی ظاهرا کوچک، سفر کاوشگران و شکلگیری مبادلات تازه با بومیان قاره آمریکا را تسریع کرد. در نمونهای دیگر، ظرف چینی آبی و سفید در تابلوی «دختری در حال خواندن نامه در کنار پنجره باز» به مدخلی برای بحث درباره شرکت هند شرقی هلند و پیوند فزاینده اقتصاد اروپا با نظام تولید و تجارت چین تبدیل میشود.
{$sepehr_key_217697}
بروک توضیح میدهد که چگونه میل اروپا به مصرف کالاهای لوکس آسیایی، بهویژه چینی، نهتنها تجارت دریایی را گسترش داد، بلکه بر الگوهای تولید در شرق آسیا نیز اثر گذاشت. از این منظر، جهانیشدن صرفا حرکت کالاها نیست، بلکه بازتنظیم متقابل نیازها، ذائقهها و ساختارهای تولید در مقیاسی بینقارهای است.
یکی از بخشهای مهم کتاب به نقش نقره و تنباکو در شکلگیری این جهان متصل اختصاص دارد. بروک نشان میدهد که نقره استخراجشده از معادن آمریکای جنوبی، بهویژه پوتوسی، چگونه از طریق مانیل به چین میرسید و به موتور مبادله جهانی بدل میشد. در این روایت، تاریخ دیگر مجموعهای از رخدادهای جداگانه نیست، بلکه شبکهای از وابستگیهاست که در آن معدنکار در پرو، تاجر در آمستردام و صنعتگر در چین، ناخواسته بخشی از یک زنجیره واحد میشوند. همچنین نقشهها و کرههای جغرافیایی در نقاشیهای فرمیر، نشانه گذار اروپاییان از افق محلی به جهانبینی سیارهایاند؛ تغییری که هم بعد شناختی داشت و هم بعد اقتصادی و امپراتورانه.
بزرگترین نقطه قوت «کلاه ورمیر» در روششناسی خلاقانه آن است. بروک تاریخ را از خشکی روایتهای خطی و سیاسی بیرون میآورد و با تکیه بر هنر، آن را ملموس، بصری و زنده میکند. در عین حال، کتاب با مرکزیتزدایی از اروپا، نقش تعیینکننده آسیا، بهویژه چین، را در ساخت اقتصاد جهانی برجسته میسازد. با این حال، اثر از برخی محدودیتها نیز خالی نیست. در بعضی فصلها، پیوند میان شیء هنری و روایت تاریخی تا حدی کشدار میشود و نقاشی بیشتر به نقطه شروعی نمادین شباهت پیدا میکند.
همچنین تمرکز پررنگ بر منطق تجارت، گاه موجب میشود وجوه تاریکتر این فرایند، مانند خشونت استعماری، استثمار نیروی کار و فرسایش فرهنگهای بومی، در حاشیه قرار گیرند. با وجود این، «کلاه ورمیر» کتابی عمیق، خلاقانه و ماندگار است که نگاه خواننده را هم به هنر کلاسیک و هم به تاریخ جهانی برای همیشه تغییر میدهد.
کتاب «کلاه ورمیر» نوشته تیموتی جیمز بروک با ترجمه سحر مرعشی را انتشارات گمان در ۲۸۴ صفحه منتشر کرده است.
{$sepehr_key_217695}