به گزارش شهرآرانیوز؛ ترکیب آب و آتش و خاک از گذشته تا امروز، هنر ماندگاری را خلق کرده است که به آن سفالگری میگویند. هنری که ریشه در نخستین تجربههای زیست انسان دارد و هنوز هم، در هیاهوی زندگی مدرنیته، روایتگر آرامش، صبوری و بازگشت به اصل خویشتن است. سفالگری تنها شکل دادن به گِل نیست؛ گفت وگویی میان دست و اندیشه، سنت و امروز است.
در همین راستا به گفت وگویی اختصاصی با محمد حسین خیرآبادی هنرمند، مدرس سفال و مجسمه سازی در مشهد نشستهایم؛ کسی که سال هاست خاک را به زبان میآورد و تجربه و آموزش را در کنار خلق اثر پیش میبرد. این گفتوگو نگاهی به مسیر شخصی او در هنر، جایگاه سفالگری در مشهد امروز، چالشها و ظرفیتهای آموزش این هنر کهن در روزگار معاصر دارد.
خیرآبادی از هنرمندان و مدرسین باسابقه حوزه سفالگری، سرامیک و مجسمه سازی است که بخش قابل توجهی از عمر خود را صرف آموزش هنر در هنرستانهای آموزش و پرورش کرده است.
این هنرمند پیشکسوت مشهدی درباره چگونگی آغاز علاقه اش به سفالگری میگوید: رابطهام با سفالگری از جایی شروع شد که برای نخستین بار خاک را در دست گرفتم و دیدم چطور زیر انگشتانم جان میگیرد. همان جا فهمیدم که این ماده خام، ظرفیت بی پایان برای بیان احساس و خاطره دارد. در مجسمه سازی، حجم و فرم روایتگر احساساتی میشوند که گاهی کلمات از بیانشان ناتوان هستند.
تمام تلاشم در این حرفه این است میان فرم، احساس و معنا تعادلی برقرار کنم و الهام خود را از طبیعت، فرهنگ و تجربههای شخصی بگیرم. به گفته خیرآبادی، الهام برایم از ترکیب سه منبع طبیعت، فرهنگ و تجربههای شخصی میآید. طبیعت با فرمهای بی نقص خود همیشه الهام بخش من بوده است. از سوی دیگر، پیشینه غنی سفالگری ایرانی و نقوش سنتی آن همواره منبعی از اصالت و هویت بودهاند. در کنار این دو، تجربههای شخصی و احساسات درونی نقشی مهم در شکل گیری آثارم دارند.
این هنرمند مشهدی معتقد است: سفالگری برای او تنها یک هنر نیست، بلکه نوعی فلسفه زندگی است. وقتی سالها با خاک زندگی میکنی، این هنر وارد نگاه و احساس تو میشود. سفالگری به من صبر، تمرکز و آرامش یاد داده است؛ در دنیایی که با سرعت پیش میرود، این هنر یادمان میآورد باید با تأمل پیش رفت. از تودهای خاک ساده میتوان اثری آفرید که احساس و اندیشه انسان را منتقل کند؛ همین زنده بودن و ارتباط با طبیعت باعث شده سفالگری برایم همیشگی بماند.

به گفته خیرآبادی، در آثارم ترکیبی از فرم گرایی و بیان مفهومی دیده میشود؛ فرم برای من فقط زیبایی ظاهری نیست، بلکه زبانی برای انتقال احساس و روایت است. در آثار سفالی معمولا جنبه کاربردی هم وجود دارد، اما تلاش میکنم در هر اثر، هویت و نگاه هنری خاصی حضور داشته باشد. در مجسمهها فرم وسیلهای برای بیان اندیشه یا حس است و روایتی خاموش از دنیای درونی هنرمند است.
این هنرمند سفالگری را فراتر از یک حرفه توصیف کرد و گفت: سفالگری هنر حضور و آرامش است. این هنر فقط به شما یاد نمیدهد که یک ظرف یا مجسمه بسازید؛ بلکه به شما کمک میکند تا نسخهای صبورتر، متمرکزتر و خلاقتر از خودتان را بسازید. اگر با عشق در این مسیر قدم بگذارید، خاک همیشه چیزی برای اضافه کردن به روح شما خواهد داشت.
وی در ادامه درباره تفاوتهای رویکردهای مختلف در سفالگری توضیح میدهد: سفالگری سنتی بر اصالت، انتقال دانش نسل به نسل و پیوند با فرهنگ بومی استوار است. سفالگری امروزی و دست ساز معاصر بیشتر بر خلاقیت فردی و نگاه شخصی هنرمند تکیه دارد و از تجربه گرایی و ترکیب مواد مختلف بهره میبرد.
اما سفالگری صنعتی بیشتر به تولید انبوه و دقت تکنولوژیک تکیه دارد و روح دست ساز بودن در آن کم رنگتر میشود. حفظ روح دست ساز بودن، احترام به پیشینه فرهنگی و تکنیکهای اصیل ضروری است، اما در عین حال طراحی و ارائه آثار باید با نیازهای امروز و زبان معاصر هماهنگ شود. ترکیب سنت و نگاه نو، همان چیزی است که سفالگری را زنده و ماندگار میکند.
خیرآ بادی معتقد است: هنر زمانی میتواند در زندگی مردم باقی بماند که میان ریشههای سنتی و نیازهای مخاطب امروز تعادل برقرار کند. اگر هنر نتواند با زمانه گفتوگو کند، به تدریج از زندگی مردم فاصله میگیرد. از طرفی اگر تنها به مدرنیته توجه کنیم، هویت و ریشهها کم رنگ میشود. به همین دلیل تلاش میکنم در آثارم این دو بخش را به شکلی طبیعی در کنار هم قرار دهم.
این هنرمند سنت را در این هنر الهام بخش میداند و میافزاید: از فرمها و نقوش سفالهای قدیمی الهام میگیرم، اما آنها را به زبان امروز ترجمه میکنم. تلاش میکنم روح آثار سنتی حفظ شود، اما ظاهر و کارکرد آنها با نگاه معاصر هماهنگ باشد. او یکی از ویژگیهای مهم هنر امروزی را سادگی و قابلیت استفاده میداند و میافزاید: مخاطب امروز معمولا به دنبال آثاری است که در کنار زیبایی، کاربردی هم باشند و با فضای زندگی امروزی هماهنگ شوند. به همین دلیل در بسیاری از کارها به سراغ فرمهای ساده و آرام میروم و از تزیینات سنگین فاصله میگیرم.

خیرآبادی در روند کار خود همچنان از روشهای سنتی مانند چرخ کاری و ساخت دستی استفاده میکند، اما معتقد است: بهره گیری از امکانات جدید نیز ضروری است. در کنار تکنیکهای سنتی از لعابهای به روز و ابزارهای امروزی هم استفاده میکنم تا کیفیت و دوام آثار با استانداردهای امروز هماهنگ باشد.
این هنرمند درباره تأثیر فناوری بر سفالگری میگوید: ابزارهای جدید نقش مکمل دارند، اما جایگزین هنر دست نیستند. وجود کورههای دیجیتال یکی از مهمترین تحولات این حوزه است. کنترل دقیق دما و زمان بندی در آن باعث شده پخت آثار قابل پیش بینیتر شود، خطا کاهش پیدا کند و نتیجه لعابها یکنواختتر باشد.
قطعا فناوری باید در خدمت هنر باشد، نه حاکم بر آن. بخش اصلی سفالگری همان ارتباط انسانی با خاک، احساس و خلاقیت است؛ چیزی که هیچ فناوریای نمیتواند جایگزین آن شود. او همچنین به نقش حیاتی فناوری در معرفی آثار اشاره کرد و افزود: هنرمند امروز فقط تولیدکننده نیست؛ او باید بتواند برند شخصی خود را بسازد و در فضای دیجیتال حضور فعال داشته باشد. آموزش در زمینه فروش آنلاین و ارائه حرفهای آثار، از مهارتهایی است که هنرمندان برای بقا در بازار امروز به آن نیاز مبرم دارند.
این مدرس پیشکسوت، کمبود بسترهای نمایشگاهی را یکی دیگر از موانع رشد این هنر بیان کرد و گفت: ما هنرمندان خلاق بسیاری داریم که آثار ارزشمندی تولید میکنند، اما فضای کافی برای دیده شدن این آثار وجود ندارد. تعداد نگارخانههای تخصصی و بازارهای دائمی هنرهای دست ساز بسیار محدود است.
این موضوع باعث شده ارتباط مستقیم و مستمر میان هنرمند و مخاطب آن طور که باید شکل نگیرد. خیرآ بادی درباره ارزش واقعی آثار هنری تأکید میکند: گاهی مخاطب اثر دست ساز را با محصولات صنعتی مقایسه میکند، در حالی که پشت هر اثر هنری ساعتها تجربه، انرژی و آزمون و خطا نهفته است. فرهنگ سازی درباره تفاوت میان تولید انبوه کارخانهای و هنر اصیل دست ساز، یکی از نیازهای ضروری امروز برای حمایت از اقتصاد هنر است.
خیرآبادی روند خلق یک اثر سفال را مسیری چندمرحلهای و عمیق میداند و میگوید: ساخت یک اثر سفالی فقط یک کار فنی نیست؛ این مسیر از ایده و احساس آغاز میشود و مرحله به مرحله به تولد یک اثر کامل میرسد. هر بخش از این روند اهمیت خودش را دارد و کوچکترین بی دقتی میتواند نتیجه نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
این هنرمند انتخاب خاک را نقطه آغاز کار میداند و توضیح میدهد: نوع خاک بسیار مهم است، چون هر خاک شخصیت و رفتار خاص خودش را دارد. بعضی خاکها برای حجم سازی و مجسمه سازی مناسبتر و بعضی برای کارهای ظریف یا کاربردی مناسب هستند. پیش از شروع، خاک را از نظر نرمی، انعطاف و تحمل حرارت بررسی میکنم تا با ایده ذهنیام هماهنگ باشد.
خیرآ بادی درباره مرحله فرم دهی یک اثر سفال میگوید: گاهی ایده اولیه را روی کاغذ میآورم و گاهی مستقیما با خاک شروع به کار میکنم. لمس مستقیم متریال برایم بسیار مهم است، چون در بسیاری مواقع خود خاک مسیر فرم را نشان میدهد. در مجسمه سازی، تعادل حجم و حرکت از زوایای مختلف اهمیت زیادی دارد.
او مرحله ساخت را زمان برترین بخش کار میداند و میافزاید: در این مرحله روی بافت، تناسب و حس فرم تمرکز زیادی دارم. بعد از آن، خشک شدن اثر آغاز میشود که یکی از حساسترین مراحل است. اگر این مرحله به درستی و آرام انجام نشود، خطر ترک خوردگی وجود دارد.
خیرآ بادی انتخاب لعاب را بخشی از بیان اثر میداند و میگوید: لعاب فقط جنبه تزیینی ندارد و باید با فرم و حس کلی اثر هماهنگ باشد. در نهایت هم مرحله کوره فرا میرسد؛ مرحلهای رازآلود و هیجان انگیز. حتی با رعایت همه اصول، آتش نقش خودش را دارد. لحظه باز شدن در کوره همیشه برایم شبیه تولد دوباره اثر است.
این مدرس هنر سفالگری و مجسمه سازی با اشاره به علاقه زیاد او به آموزش هنرجویان بیان کرد: هر بار که هنرجویی برای اولین بار اثرش را از کوره بیرون میآورد، همان شوق و هیجان روزهای نخست برایم زنده میشود. انتقال تجربه و الهام به نسلهای جدید، برای من ادامه حیات هنر است. وی آموزش را یکی از لذت بخشترین بخشهای مسیر هنری خود میداند و میگوید: تدریس برای من فقط انتقال تکنیک نیست؛ نوعی همراهی در مسیر شناخت احساس، صبر و خلاقیت است. وقتی آموزش میدهم، شوق روزهای اول یادگیری دوباره برایم زنده میشود.
خیرآ بادی به نوجوانان و جوانانی که در ابتدای این مسیر هستند، توصیه میکند: توصیه صمیمی من به جوانان این است که عجله نکنند. سفالگری هنری است که با صبر و تکرار رشد میکند. نباید با توقع رسیدن به نتیجه سریع وارد این کار شد؛ بلکه باید یاد گرفت که از خود مسیر و لمس خاک لذت برد. در سفالگری شکست بخشی از کار است. ترک خوردن اثر در مرحله خشک شدن یا تخریب آن در کوره، نشانه ناتوانی نیست، بلکه بخشی از مسیر یادگیری است. مهارت در این رشته مانند رشد یک درخت، آهسته، اما ماندگار است.
وی با تأکید بر اهمیت مشاهده و تمرین افزود: به دست هایتان اعتماد کنید، چون گاهی دستها قبل از ذهن فرم را درک میکنند. همچنین در کنار کار عملی، دیدن آثار هنرمندان بزرگ دنیا برای تقویت سلیقه و شناخت فرم بسیار ضروری است. هنرجو باید یاد بگیرد که خودش را با کسی مقایسه نکند و هر روز تلاش کند تا از مرحله قبل خودش بهتر باشد.
خیرآ بادی به مهمترین چالشهای هنرجویان اشاره میکند و میگوید: در ابتدای مسیر، ارتباط گرفتن با خاک، کمبود صبر، کنترل فرم و حفظ تعادل، ترک خوردگی در مرحله خشک شدن و شناخت رفتار لعاب از چالشهای اصلی هنرجویان است. بسیاری تصور میکنند با پایان فرم دهی کار تمام شده، در حالی که بخش حساس تازه آغاز میشود.
او آموزش را چنین توصیف میکند: زیباترین لحظه برای من زمانی است که هنرجو اولین اثر کامل و سالم خود را از کوره بیرون میآورد. آن حس اعتمادبه نفس و شوق، ارزشمندترین بخش آموزش است. سفالگری در واقع آموزش مهارتهای ذهنی مثل صبر، تمرکز و رها نکردن مسیر است.
{$sepehr_key_217890}
خیرآبادی وضعیت سفالگری در مشهد را امیدوارکننده میداند و میگوید: در سالهای اخیر هنرمندان جوان و خلاق زیادی وارد این حوزه شدهاند که به جریانهای معاصر آشنا هستند. در کنار آن ها، استادان باتجربه نیز نقش مهمی در حفظ اصالت و انتقال دانش دارند.
وی به محدودیتهای زیرساختی اشاره میکند و میافزاید: با وجود آموزشگاههای فعال، هنوز تعداد کارگاههایی که استانداردهای حرفهای مانند کوره مناسب، فضای کافی و ابزار تخصصی داشته باشند محدود است و بسیاری از هنرمندان ناچارند تجهیزات شخصی تهیه کنند.
این هنرمند با اشاره به چالشهای پیش روی هنرمندان این رشته بیان کرد: امروز یکی از جدیترین دغدغههای هنرمندان، به ویژه نسل جوان، هزینههای سنگین تجهیزات و مواد اولیه است. افزایش قیمت کوره، خاک، لعاب و ابزارهای تخصصی باعث شده تا راه اندازی یا حفظ یک کارگاه مستقل برای بسیاری از علاقهمندان دشوار شود. فراهم کردن فضای مناسب کارگاهی و کوره استاندارد، امروز یک نیاز حیاتی در این حوزه است.
وی درباره بازار کار این هنر دست ساز میگوید: استقبال مردم از آثار دست ساز بیشتر شده، اما نبود نگارخانههای تخصصی، رویدادهای منظم فروش و سلطه تولیدات صنعتی، از چالشهای اصلی بازار سفال در مشهد است. مردم باید بدانند یک اثر سفالی دست ساز نتیجه ساعتها کار، تجربه و نگاه هنرمند است و تنها یک محصول کارخانهای نیست و باید با این نگاه به صنایع دستی بنگرند.
این مدرس سفالگری اضافه میکند: مشهد با جمعیت بالا، حضور گردشگران و پیشینه فرهنگی میتواند به یکی از قطبهای سفالگری هنری و معاصر کشور تبدیل شود. حمایت از کارگاه ها، برگزاری نمایشگاهها و ایجاد فضاهای دائمی فروش میتواند این مسیر را هموار کند. من معتقدم اگر این ظرفیتها جدی گرفته شوند، آینده روشنی در انتظار سفالگری مشهد خواهدبود.