واقعه غدیر از ابعاد گوناگونی بررسی شده، اما همچنان ابعاد زیادی از آن، مغفول مانده است. یکی از این ابعاد، بررسی و تحلیل نگاه مسلمانان صدر اسلام به جایگاه خود پیامبر (ص) است. بررسی حوادث غدیر نشان میدهد که برخی مسلمانان آن دوره، درباره جایگاه و شأن پیامبر (ص) در اعلام جانشینی امامعلی (ع)، تردید داشتند و اطاعت از دستورات ایشان را در مسائل حکومت و سیاست، لازم نمیدانستند.
در طول واقعه غدیر، برخی اصحاب خاص و گروهی از مسلمانان، سؤالی از پیامبر (ص) پرسیدهاند که نشان از یک تفکر خطرناک درمیان آنان دارد. آنها از پیامبر (ص) میپرسیدند: «آیا معرفی جانشینی علی، از جانب خداوند است یا از جانب خودت؟»
در ادامه برخی نمونهها را ذکر میکنیم.
یکی از این موارد، هنگامی بود که جبرئیل در مکه و در ایام حج -قبل از رفتن بهسمت غدیر- بر پیامبر (ص) نازل شد و لقب امیرالمؤمنین (ع) را از سوی خداوند، ویژه امامعلی (ع) قرار داد؛ اگرچه این لقب قبلا نیز برای آن حضرت تعیین شده بود. پیامبر (ص) دستور داد تا بزرگان اصحاب، نزد علی (ع) بروند و با لقب «امیرالمؤمنین» به ایشان سلام کنند. در همینجا بود که برخی اصحاب گفتند: «آیا این [فرمان]از طرف خدا و رسول اوست؟ حضرت فرمود: آری؛ خداوند به من چنین دستور داده است.» (بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۲۰)
نمونه دوم، زمانی است که پس از ایراد خطبه غدیر، پیامبر (ص) از منبر پایین آمدند و دستور دادند دو خیمه برپا شود؛ یکی را مخصوص خود قرار دادند و دیگری را مخصوص امامعلی (ع) قرار دادند. پیامبر (ص) به امامعلی (ع) فرمودند در خیمه خود بنشیند.
سپس به مردم دستور دادند تا دستهدسته وارد خیمه امامعلی (ع) شوند و با او بیعت کنند و با تعبیر «امیرالمؤمنین» به ایشان سلام دهند. در اینجا نیز برخی اصحاب، پیش از ورود به خیمه امامعلی (ع) به پیامبر (ص) گفتند: «آیا این فرمان از طرف خداست یا رسولش؟» پیامبر (ص) فرمودند: «از طرف خدا و رسولش است.» (الغدیر، ج یک، ص ۲۷۴)
نمونه دیگر، درباره گروهی از مسلمانان بود که نزد پیامبر (ص) آمدند و با حالت اعتراض گفتند: «ای پیامبر! اینکه گفتی هرکه من مولای او هستم، علی مولای اوست، از جانب پروردگار بود یا از جانب خودت؟» پیامبر (ص) فرمودند: «خداوند به من، وحی فرموده است و من رسول خدا هستم.» آنها دوباره گفتند: «به خدای یکتا، آیا این ازسوى خداست؟»
پیامبر (ص) مجدد فرمودند: «به خدای یکتا، این ازسوى خداست.» آنها بازگشتند، درحالىکه رئیس آن گروه که سخن پیامبر (ص) را قبول نکرده بود، مىگفت: «خدایا! اگر حقیقت دارد که این ازسوى توست، بارانى از سنگ بر ما ببار یا عذابى دردناک بر ما فروفرست.» خداوند هم سنگى بر سرش انداخت و کشته شد. (تفسیر فرات کوفی، ص ۱۹۰)
این سؤال که «معرفی علی، از طرف خداست یا خودت؟» ریشه در یک تفکر خطرناک دارد. پیامبران، شئون مختلفی دارند. یکی از آنها، شأن و جایگاه رهبری و سیاسی و حکومتی آنهاست، اما عدهای از مسلمانان، شأن حکومتی پیامبر (ص) را درک نکرده یا نپذیرفته بودند؛ به همین دلیل در طول دوران حکومت آن حضرت، موارد متعددی از سرپیچی از دستورات حکومتی ایشان بهچشم میخورد؛ نمونههایی مانند رفتار عدهای در صلح حدیبیه، خروج از احرام در حجهالوداع، اعزام سپاه اسامه و مانند آن. واقعه غدیر ازآنجاکه نقطه عطف دستورات حکومتی و سیاسی پیامبر (ص) است، این سؤال را به زبان اصحاب ایشان جاری ساخته است. این سؤال نشان میدهد که گروهی از مسلمانان، جایگاه و شأن حکومتی و رهبری سیاسی پیامبر (ص) را درک نکرده بودند.
آنها گمان میکردند فقط آن دسته از دستورات پیامبر (ص) که مربوطبه مسائل عبادی است، باید اطاعت شود و دستورات سیاسی و حکومتی حضرت، بهویژه آنگاه که مربوط به رهبری جامعه است، لازمالاطاعه نیست. درحقیقت این تفکر، «شأن وحیانی» پیامبر (ص) را از «شأن حاکمیتی»، تفکیک میکند و توجه نمیکند همانطور که پیامبر (ص) به اقامه نماز و روزه، از جانب خدا دستور میدهد و مورد اطاعت واقع میشود، در مسئله حکومت نیز از جانب خدا دستور میدهد و باید مورد اطاعت واقع شود.
آنها پیامبر (ص) را در امور عبادی و احکام شرعی (مثل نماز و حج) معصوم و واجبالاطاعه میدانستند، اما وقتی پای سیاست، حکومت، خلافت و عزلونصبهای سیاسی به میان میآمد، گمان میکردند پیامبر (ص) براساس منافع شخصی یا قومگرایی، تصمیم میگیرد. آنها متوجه نبودند که اطاعت از پیامبر (ص)، همانند اطاعت از خدا واجب است. به همین دلیل، قرآن کریم بارها به مردم دستور داده است که علاوهبر اطاعت از خدا، از پیامبر (ص) نیز باید اطاعت کنند.
قرآن بهصراحت میفرماید: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ» (نور، ۵۴) در این آیه، یکبار دستور به اطاعت از خدا داده است و بار دیگر دستور به اطاعت از پیامبر (ص) و کلمه «أطیعوا» را دو بار تکرار کرده است. همچنین در آیه دیگری میفرماید: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ.» (نساء، ۶۴) این آیه بهصراحت میفرماید که پیامبر (ص) باید مورد اطاعت واقع شود.
{$sepehr_key_217893}
این تفکر خطرناک باعث شد که مسلمانان پس از رحلت پیامبر (ص) به دستور ایشان در غدیر، عمل نکنند و خود برای اداره حکومت تصمیم بگیرند. حوادث پس از رحلت پیامبر (ص)، بهخاطر فراموشی غدیر نبود؛ زیرا حادثهای که تنها دو ماه و چند روز از آن گذشته است، فراموشکردنی نیست؛ این حوادث بهخاطر وجود همین تفکر خطرناک درمیان مسلمانان به وقوع پیوست.
چنین تفکری درحقیقت بخشی از دین را از بخشی دیگر جدا میداند. در دوران معاصر، از این تفکر با نام «سکولاریسم» و تفکیک امور معنوی و عبادی از امور سیاسی و حکومتی یاد میکنند. حوادث پس از صدر اسلام تاکنون، نیز نشان میدهد که این تفکر همیشه در طول تاریخ وجود داشته و منشأ آسیبهای خطرناکی در جامعه اسلامی بوده است.