تقارن سه‌گانه غدیر، رحلت امام و شهادت رهبری، آزمایشی عینی برای تاب آوری اجتماعی

به گزارش شهرآرانیوز، واقعه غدیر خم، نه فقط یک انتصاب تاریخی، بلکه پایه‌گذاری نظریه «جامعه‌پذیری سیاسی مبتنی بر دلبستگی امن» در اسلام بود. پیامبر اعظم (ص) با توقف کاروان در شرایط سخت و ایجاد «برجستگی شناختی»، به بشریت آموخت که تداوم یک مسیر، نیازمند نهادی استوار بر عهد و شایستگی است.

پرده اول: امسال، تقارن عید سعید غدیر با سالگرد رحلت معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) و ایام شهادت رهبر شهید، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی علیه)، فرصتی بی‌نظیر برای تجربه عینی این اصل الهی فراهم کرده است. ترور ناجوانمردانه رهبری عظیم‌الشأن و مجاهد، نه تنها خلأ ایجاد نکرد، بلکه شکوه «مردم‌سالاری دینی» و کارآمدی نظام ولایت فقیه را به میدان آورد. مجلس خبرگان رهبری با بصیرت و شتابی ستودنی، با انتخاب فرزند مکرم ایشان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (حفظه الله) به عنوان سومین رهبر فرزانه انقلاب، و امام امت ثابت کرد که این نظام همچون غدیر، بر مدار عدالت و تداوم آرمان‌های انقلاب اسلامی استوار است.

از منظر «نظریه هویت اجتماعی» (تاجفل و ترنر)، امت اسلامی در این ایام، در «لحظه‌ای برجسته از خوددسته‌بندی» قرار گرفته است. تقارن سه رویداد عظیم غدیر، رحلت امام و شهادت رهبری و سپس استقرار بی‌وقفه رهبری جدید، تشتت‌های هویتی را برطرف و «تاب‌آوری اجتماعی» را به اوج خود رسانده است.

اکنون که فصل نوینی از هدایت گشوده شده، ما نیز موظفیم با حضور پرشور در راهپیمایی‌ها و جشن‌های خیابانی و محله‌ای، این پیام را به آسمان‌ها برسانیم: ما امتی هستیم که «عهد ولایت» را از غدیر تا امروز، از علوی تا خامنه‌ای، هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنیم. با گام‌های استوارتان، مهر تأییدی بر نظریه‌های روان‌شناختیِ همبستگی و وحدت بزنید.»

{$sepehr_key_217925}

غدیر، تداوم عهد؛ از رهبری راستین تا حضور امت

پرده دوم: واقعه غدیر خم را می‌توان نقطه عطف «جامعه‌پذیری سیاسیِ مبتنی بر دلبستگی امن» تحلیل کرد. پیامبر اکرم (ص) با توقف کاروان در گرمای سوزان، «برجستگی شناختی» ایجاد کرد تا جانشینیِ علی (ع) نه یک گزاره حاشیه‌ای، بلکه در کانون هویت جمعی تثبیت شود. از منظر روان‌شناسی اجتماعی، بیعت گرفتن، نمونه‌ای کلاسیک از «قاعده التزام و پایبندی» است؛ سازوکاری که وفاداری درونی را به رفتاری علنی بدل می‌کند.

امسال، تقارن روز غدیر با سالگرد رحلت معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، فرصتی کم‌نظیر برای بازخوانی این اصل روان‌شناختی است. امام (ره) خود بار‌ها غدیر را احیای خط ولایت دانست و تأکید کرد که بقای یک نهضت، نیازمند «بیعتِ مستمرِ جمعی» است. از نظر نظریه «هویت اجتماعی» تاجفل و ترنر، چنین تقارنی یک «لحظه برجسته خود-دسته‌بندی» را رقم می‌زند: ما مسلمانان و ایرانیان در می‌یابیم که تعلق ما به امت اسلامی، در گرو زنده نگه داشتن عهد غدیر و تکریم میراث رهبرانی است که در مسیر ولایت جان فشاندند.

اگر غدیر، ساخت «هماهنگی نگرش-رفتار» را در سپیده دم اسلام آموزش داد، امروز حضور در راهپیمایی‌ها و آیین‌های مردمی کارکردی دوچندان دارد الف) کاهش «دوسوگرایی هویتی» در جامعه‌ای که با طوفان شبهات مواجه است، ب) تقویت «تاب‌آوری اجتماعی» از طریق بازتولید آئین‌های جمعی. تحقیقات نشان می‌دهد که آیین‌های دسته‌جمعی با فعال‌سازی قشر کمربندی مغز (سینگولیت خلفی)، احساس تعلق و معنا را در افراد نهادینه می‌کند.

بنابراین، امسال که غدیر و سالروز رحلت خمینی کبیر در یک روز رقم خورده است، از شما می‌خواهم با حضوری پرشور در برنامه‌های ملی و مردمی – از راهپیمایی‌های خیابانی تا جشن‌های محله – این پیام را به جهان مخابره کنید: ما امتی هستیم که «عهد ولایت» را از غدیر تا امروز، از علوی تا خمینی، هرگز فراموش نمی‌کنیم. با گام‌هایتان، همدلیِ زیسته را به نظریه‌های روان‌شناختی معنا ببخشید.

پرده سوم: «واقعه غدیر خم، فراتر از یک رویداد تاریخی، لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در هدایت جمعی و شکل‌دهی به هوش اجتماعی امت اسلامی است. از منظر روان‌شناسی اجتماعی، این رویداد را می‌توان «لحظه وقوع تعهد عمومی پایدار» تحلیل کرد: در شرایط گرمای سوزان بیابان و در میان جمعیتی انبوه، پیامبر اکرم (ص) با توقف کاروان، زمینه‌ساز ایجاد «برجستگی شناختی» شد. به عبارت فنی، ایشان با قطع حرکت و اعلام «ألَسْتُ أولی بِکُم»، ذهن حاضران را برای پذیرش یک تغییر پارادایم در ساختار رهبری آماده کردند.

از حیث روان‌شناختی شخصیت، جملات معروف «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌ مَولاه» دارای دو کارکرد عمیق است: اول، ایجاد «هماهنگی نگرش-رفتار» در پیروان و دوم، پیشگیری از «ناهماهنگی شناختی» پس از رحلت پیامبر (ص). بیعت گرفتن نیز سازوکاری برای درونی‌سازی تعهد از طریق «قاعده التزام و پایبندی» است؛ همان اصل روان‌شناختی که امروزه در قرارداد‌های اجتماعی و وفاداری سازمانی کاربرد دارد.

اما آنچه غدیر را از یک وصیت سیاسی صرف فراتر می‌برد، پیوند آن با «نیاز به تعلق و دلبستگی امن» در نظریه دلبستگی بالبی است. تعیین جانشین در لحظه وداع، نه یک کنش قدرت، بلکه مراقبت از اضطراب ازدست‌رفتگی امت بود. واقعه غدیر الگویی بی‌نظیر از «مهندسی فرهنگی مبتنی بر انگیزش» را ارائه می‌دهد، رهبری آگاه، با بهره‌گیری از اصول نفوذ اجتماعی (اصرار بر عمومیت، تکرار، و گرفتن اقرار علنی)، تداوم ارزش‌ها را در بستری از عواطف جمعی نهادینه می‌کند.

برای ما در قرن بیست و یکم، غدیر نه یک روایت فرقه‌گرایانه، بلکه دعوتی است به بازاندیشی در نسبت «عدالت، شایستگی و پیوند عاطفی» در هر ساختار رهبری. این رویداد، هشداری روان‌شناختی است به تمام جوامعی که پس از رفتن بنیانگذاران، دچار سردرگمی هویت و کشمکش‌های قدرت می‌شوند. درس غدیر این است: تداوم یک مسیر، نیازمند تعهدی شفاف، رهبریِ شایسته، و سیستمی از یادآوری‌های جمعی است. این همان نسخه جاودانه «حکمرانی دل و عقل» در فرهنگ انسانی است.»

منبع: مهر