شرایط آب کشاورزی خیلی با آب شرب فرق میکند. همه میدانند بیشتر هدررفت آب در حوزه کشاورزی است ولی اصرار بر مصرف درست آب خانگی تبدیل به یک عادت شده است. من هم نمیخواهم بروم سر بحث یک لیوان آبی که من و شما میخوریم. میخواهم به یک ماجرای تاریخی در طرقبه بپردازم. ماجرای اختلاف بین طرقبه و جاغرق سالهای سال و بلکم قرنها محل مناقشه بود. جاغرق به دلیل اینکه سر آب بود همیشه در حقابه ایجاد اختلاف میکرد.
جاغرق آب به طرقبه نمیداد طرقبه هم راه به جاغرق نمیداد. جاغرقیها باید از طرقبه رد میشدند، پس کار به جاهای باریک میکشید.
در یکی از همان سالهای خشک سالی که باغات طرقبه در حال خشک شدن بود مردم طرقبه سر ماجرایی که مفصل است راه را بستند. آن روزها اقتصاد جاغرق متکی به باغداری بود. این همه رستوران و کافه نبود. همه باغ بود. پس وقتی راه را طرقبهایها میبستند تا مدتی طاقت میآوردند. راههای دسترسی زیادی هم نداشتند.
پس جنگ تمام تابستان طول میکشید. راه را که طرقبهایها میبستند دیگ و پایه میزدند و غذا هم میدادند. ما هم میرفتیم هر چند باغی نداشتیم ولی خوب نوجوان بودیم و دنبال این امور. پدر همسر رئیس شورای جاغرق در مشهد فوت کرده بود همسرش گفته بود اگر ما را تکه تکه کنند باید برویم مشهد. آمده بودند به سمت طرقبه سر پل طرقدر یکی از لیدرهای ما را دیده بودند و خواهش کرده بودند هر جور شده آنها را رد کند. او هم روی کاپوت نشسته بود و زده بود به دل جمعیت که:
- برید کنار. برید کنار خودیه. آشناست.
نصف جمعیت را که رد کرد. ناگهان یک نفر داد زد:
- این رئیس شورای جاغرقه. این اصل کاریه.
بنده خدا دستپاچه شد و پایش را گذاشت روی گاز و هنوز لیدر خائن ما روی کاپوت ماشین بود جمعیت را شکافت و رفت سمت مشهد. ملت هم گروهی مثل زامبیها به دنبال ماشین میدویدند. سر میدان چنان پیچید که لیدر پرت شد توی فلکه. نمیتوانست خیلی تند برود وقتی رسید جلو پاسگاه طرقبه ماشین را گذاشت جلوی پاسگاه در حالی که زن و بچه توی ماشین بودند. پرید تو پاسگاه.
{$sepehr_key_218612}
ملت جلو پاسگاه جمع شدند. یکهو من لیدر شدم، یک شعاری سر دادم و همه تکرار کردند:
- نیروی انتظامی حیا کن. متهمو رها کن
پیرمردی به من گفت:
- حواست باشه من دیدم تو اول این شعار رو دادی بعدا نزنی زیرش!
خلاصه بعد از چند روز باران آمد و غائله ختم شد.
اما بعد از سالها سد چالیدره بخش بزرگی از مشکلات باغداری طرقبه را مرتفع کرد. تدبیر میتواند حلال مشکلات باشد.
یعنی خدایی اگر قرار بود طرقبهایها جاده را ببندند با اقتصاد جاغرق که این روزها متکی به رستوران داری و باغ ویلاست چند روز میتوانستند تحمل کنند؟
حالا چالیدره به گونهای شده که تا دورترین نقاط لوله کشی شده و به جز آب فضای سبز طرقبه در اوج تابستان یکی دو نوبت آب به باغات طرقبه میرسد.
تدبیر چیز خوبی است.