به گزارش شهرآرانیوز؛ ماجرا از سال ۱۳۱۱ آغاز شد؛ زمانی که رضاشاه پس از سالها مذاکره بینتیجه با شرکت نفت ایران و انگلیس و در واکنش به کاهش شدید درآمدهای نفتی ایران، دستور لغو امتیازنامه دارسی را صادر کرد و متن قرارداد را در آتش انداخت.
هرچند آتش زدن قرارداد دارسی ـ که یک قرارداد استعماری و ضد منافع ملی ایران بود ـ توسط رضاشاه، بهعنوان نمادی از ایستادگی در برابر استعمار تفسیر شده بود؛ اما با این حال، کمتر از یک سال بعد، مذاکرات تازهای میان دولت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز شد که سرانجام به امضاء قرارداد ۱۹۳۳ انجامید.
منتقدان قرارداد ۱۹۳۳، معتقدند که توافق جدید در عمل بسیاری از مزایای مورد انتظار ایران را تأمین نکرد و حتی در برخی زمینهها شرایطی نامطلوبتر از امتیازنامه دارسی به وجود آورد؛ اما جالبتر اینکه پژوهشگران تاریخ، به این نتیجه رسیدهاند که انعقاد قراردادی مانند «قرارداد ۱۹۳۳» که بدتر از «قرارداد دارسی» بود، پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه و تأسیس حکومت پهلوی، انگلیس و رضاخان در اینباره به توافق رسیده بودند.
«حسین مکی» نماینده مجلس در دوران پهلوی و تاریخنویس، مینویسد: «بزرگترین خیانتی که در دوران حکومت دیکتاتوری پهلوی به ایران شده است، انعقاد قرارداد امتیازی جدید به نام قرارداد ۱۹۳۳ میباشد. برای انعقاد چنین قرارداد ننگینی، زمینهسازیهای زیاد و ایجاد صحنههای تراژیک وکمیک بسیار شد». (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، جلد ۵، صفحه ۲۴۳.)
همچنین «خلیل ملکی» سیاستمدار و تاریخنگار معاصر، مینویسد: «درباره تجدید نظر در قرارداد نفتی دارسی، شاید هیچ یک از اعمال دوران دیکتاتوری رضاشاه پهلوی به این اندازه مهم و عظیم نباشد. آنچه میتوان گفت، این است که یکی از انگیزههای اصلی کودتای ۱۲۹۹ و تغییر نظام دولتی و سپردن نظام پادشاهی ایران به دست رضاخان، همین مسأله تجدید نظر در قرارداد نفت دارسی بوده است. شواهد معتبر تاریخی حاکی است که در آخرین نشستی که عوامل انگلیسی کودتا در گراندهتل قزوین با رضاخان داشتند، چنین قول و قراری را گذرانده بودند». (خلیل ملکی، صفحه ۲۲۱.)
گفتنی است که «حسین مکی» در بخشی دیگر از کتاب خود مینویسد: «رضاخان مأموریت خود را بهخوبی انجام میدهد و با ایجاد صحنههای ساختگی، ابتدا قرارداد دارسی را لغو مینماید و سپس مطابق با ۱۹۳۳ میلادی، به دستیاری تقیزاده و چند نفر دیگر، قرارداد جدید را (که مشهور به قرارداد ۱۹۳۳ شد) منعقد مینماید و با این عمل خود، بزرگترین خدمت را به استعمار مینماید و بزرگترین لطمه را به منافع ایران وارد میسازد.
زیرا مطابق قرارداد دارسی، امتیاز در سال ۱۹۶۱ پایان مییافت و مطابق قسمت آخر فصل چهاردهم امتیازنامهٔ دارسی، بعد از انقضای مدت اعتبار، تمام اسباب و ابنیه و ادوات موجودِ شرکت، بهجهت استخراج و انتفاع معادن، متعلق به دولت علیه خواهد بود و شرکت حق هیچگونه غرامت از این بابت نخواهد داشت. همانطور که ملاحظه میشود، مطابق قرارداد دارسی، پس از انقضای مدت قرارداد (سال ۱۹۶۱)، کلیهٔ تأسیسات شرکت که میلیونها دلار قیمت داشت، به ایران تعلق میگرفت.
ولی رضاخان با انعقاد قرارداد جدید، مانع تحقق چنین امری شد. علاوه بر این، رضاخان با افزودن ۳۲ سال به مدت قرارداد، صدها میلیارد دلار به ایران ضرر زد و بدینترتیب روی خاندان قاجاریه را سفید کرد». (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، جلد ۵، صفحه ۲۴۸.)
از طرفی، دکتر «حسن آیت» در کتاب «چهره حقیقی مصدقالسلطنه» مینویسد: «رضاخان مأموریت خود را به خوبی انجام میدهد و با ایجاد صحنههای ساختگی، ابتدا قرارداد دارسی را لغو مینماید و سپس مطابق با ۱۹۳۳ میلادی، به دستیاری تقیزاده و چند نفر دیگر قرارداد جدید را ـ که مشهور به قرارداد ۱۹۳۳ شد ـ منعقد مینماید و با این عمل خود، بزرگترین خدمت را به استعمار مینماید و بزرگترین لطمه را به منافع ایران وارد میسازد.
زیرا مطابق قرارداد دارسی، امتیاز در سال ۱۹۶۱ پایان مییافت و مطابق قسمت آخر فصل چهاردهم، امتیازنامه دارسی بعد از انقضای مدت اعتبار تمام اسباب و ابنیه و ادوات موجود شرکت به جهت استخراج و انتفاع معادن متعلق به دولت علیه خواهد بود و شرکت حق هیچگونه غرامت از این بابت نخواهد داشت». (حسن آیت، چهره حقیقی مصدقالسلطنه، صفحه ۱۴۴.)
در مجموع، قرارداد ۱۹۳۳ نهتنها امتیاز استعماری دارسی را اصلاح نکرد، بلکه با تمدید سلطه شرکت نفت انگلیس و محروم کردن ایران از حقوق آینده خود، به یکی از زیانبارترین تصمیمات تاریخ معاصر تبدیل شد؛ تصمیمی که بسیاری از تاریخنگاران آن را بزرگترین ضربه رضاشاه به منافع ملی ایران میدانند.
منبع: فارس