به گزارش شهرآرانیوز؛ بی احتیاطی میتواند در هر موقعیتی این فرصت را برای سارقان ایجاد کند که به سراغ شما بیایند. حتی در مکانها و لحظاتی که شاید کسی انتظارش را نداشته باشد، مجرمانی پیدا میشوند که از وضعیت سوءاستفاده کنند؛ موضوعی که پلیس آن را به خوبی میداند و با هوشیاری، برای تأمین امنیت هر مناسبتی از پیش تدابیری آماده میکند؛ مانند برنامه ریزی خاصی که چند روز پیش توسط سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، برای برگزاری یک مراسم جشن انجام شد.
رئیس این مرکز پلیس پیش از برگزاری مراسم، با صدور دستوراتی تخصصی، مأموران این مرکز پلیس را مسئول تأمین امنیت شهروندان در خیابان کرد. در جریان اجرای این دستور، یکی از تیمهای گشت نامحسوس پلیس به دو مرد جوان در خیابان فدائیان اسلام مظنون شد. آنها در ظاهر دو جوان درحال خوردن بستنی بودند، اما مأموران آنها را زیر نظر گرفتند. لحظاتی بعد گوشی یکی از دو مظنون زنگ خورد.
این متهم جوان با غرور خاصی و صدای بلند مشغول صحبت با تلفن همراهش شد؛ به طرزی که مأموران صدایش را میشنیدند. او شخصی را که پشت خط بود، پریسا خطاب کرد و به او گفت: «عزیزم، امروز نمیتونم بیام، سر کارم.» پسر جوان در گفت وگویش با تلفن همراه ادامه داد: «امروز خیابونا خیلی شلوغه و میتونم کلی کار کنم. با امید اومدیم تا شب چندتا گوشی بزنیم.»
این مرد جوان درحالی این جملات را با صدای بلند به زبان میآورد که با اخم دوستش، صدایش را پایین آورد و مشغول دلبری از دختری شد که پشت خط بود. مظنون دیگر که کلافه شده بود، پسر جوان را وادار به قطع مکالمه کرد. او درحالی که مشغول خوردن بستنی بود، توجه همدستش را به شهروندی میان سال جلب کرد که مشغول صحبت با گوشی همراهش بود.
با دیدن مدل گوشی این شهروند، هر دو جوان بستنی خود را نیمه کاره روی زمین انداختند و روی ترک موتورسیکلت نشستند. راکب موتورسیکلت قصد داشت با فشار پدال، موتورسیکلتش را روشن کند، اما در همین لحظه، سرهنگ عباس افچنگی، رئیس دایره آگاهی کلانتری کوی پلیس که شخصا به این دو جوان مظنون شده بود، سوئیچ موتورسیکلت را برداشت و همراه تیمی از مأمورانش در عملیاتی ضربتی هر دو متهم را دستگیر کرد.
دو متهم جوان با مشاهده مأموران خشکشان زده بود و پس از درخواست ارائه مدرک، راکب هجده ساله موتورسیکلت صدایش درآمد. او درحالی که مشغول بیرون کشیدن کیف پول و ارائه مدارکش بود، در واکنش به این سؤال که اینجا چه میکردید؟ ادعا کرد که برای خوردن بستنی به اینجا آمده بودند، اما وقتی از آنها پرسیدند چرا بستنی را انداختید، سکوت کردند.
درحالی که استعلام وضعیت پلاک موتورسیکلت و مدارکش نشان میداد این وسیله نقلیه سرقتی نیست، پس از کشف چاقو و مقداری آچار و ابزارآلات از کیفی که همراه متهمان بود، رئیس دایره آگاهی کلانتری کوی پلیس که بخش زیادی از مکالمه تلفنی یکی از مظنونان را شنیده بود، با هماهنگی مقام قضایی و رئیس کلانتری، این دو متهم را دستگیر و به مقر پلیس منتقل کرد. پس از انتقال متهمان، مأموران با هماهنگی مقام قضایی به بررسی تلفن همراه و سوابق این دو مظنون پرداختند. تیم تحقیق ابتدا سوابق راکب موتورسیکلت را بررسی کرد.
راکب موتورسیکلت جوانی هجده ساله به نام صابر بود. این پسر جوان هیچ نکته خاصی در سوابقش نداشت، اما در بررسی تلفن همراهش، مأموران با پیامهایی از او و یک دختر جوان روبه رو شدند. در این پیامک ها، متهم به صراحت خطاب به یک دختر جوان گفته بود قصد موبایل قاپی دارد.
صابر در جریان بازجویی فنی پلیس درباره این پیامکها و صحبت هایش با این دختر جوان ادعا کرد: من و دوست دخترم با هم به مشکلاتی خوردیم. او من را به خیانت متهم میکرد و قصد داشت رابطه اش را با من تمام کند. برای همین میخواستم به این ترتیب خودم را به او نشان دهم. فکر میکردم با این کار رابطه ما ادامه پیدا میکند. انگیزه من از همراهی با دوستم این بود که پریسا را با این کار تحت تأثیر بگذارم.
{$sepehr_key_219175}
پس از ثبت اظهارات صابر، تیم تحقیق در بررسی سوابق مظنون دوم به اطلاعات مهمی دست پیدا کرد. متهم دوم پس از دستگیری، خودش را احمد معرفی کرده بود؛ هویتی که جعلی بودنش خیلی زود لو رفت و مشخص شد نام متهم امید است. مأموران با استفاده از تجهیزات نوین پلیس، سوابق متهم را بررسی و به یک پرونده کیفری دست پیدا کردند.
در جریان رسیدگی به پرونده امید، مشخص شد که او سال گذشته در جریان یک دادگاه غیابی، به جرم کیف قاپی، به سه سال زندان محکوم شده است؛ هرچند خودش منکر انجام هرگونه جرمی شد و ادعا میکرد چاقو و آچار آلاتی که از او کشف شده، برای تعمیر موتورسیکلت استفاده میشده است. امید و همدستش پس از تکمیل پرونده به دادسرا منتقل شدند، اما تحقیقات پلیس از دو متهم برای کشف جرائم احتمالی دیگر آنها ادامه دارد.