در شرایط حساس کنونی، مهمترین مسئله پیش روی کشور اصل مذاکره نیست، بلکه شناخت دقیق طراحی دشمن در شرایط فعلی برای مذاکرات پایان جنگ است. تجربه نشان داده هرگاه جمهوری اسلامی ایران در موقعیت برتر سیاسی و میدانی قرار گرفته، دشمن تلاش کرده است با یک جنگ ترکیبی، معادلات را تغییر دهد. این طراحی هم امروز بر دو محور اصلی استوار است؛ شکستن تاب آوری اقتصادی و ایجاد خطای محاسباتی.
محور نخست، هدف قرار دادن تاب آوری اقتصادی مردم است. دشمن به خوبی میداند که ملت ایران در طول سالهای گذشته در برابر فشارها، تحریمها و تهدیدها ایستادگی کرده است. به همین دلیل تلاش میکند با تشدید فشارهای اقتصادی، عملیات روانی، التهاب آفرینی در بازار و القای ناامیدی، سطح تحمل و تاب آوری جامعه را کاهش دهد. هدف نهایی آن است که مردم احساس کنند راهی جز پذیرش خواستههای طرف مقابل وجود ندارد.
اما محور دوم؛ تلاش برای ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی مسئولان و تصمیم گیران کشور است. دشمن میکوشد با ایجاد فضای فشار، اضطراب و فوریت کاذب، تصمیم گیران را به این جمع بندی برساند که برای عبور از مشکلات باید از برخی خطوط و منافع ملی عقب نشینی کنند. در واقع، راهبرد اصلی آن است که مسئولان تحت تأثیر فشارهای مقطعی، محاسباتی متفاوت از واقعیتهای میدانی و ظرفیتهای ملی داشته باشند.
این دو پروژه مکمل یکدیگرند. فشار بر مردم برای کاهش تاب آوری از یک سو و فشار بر مسئولان برای ایجاد خطای محاسباتی از سوی دیگر، میتواند به پاشنه آشیل هر مذاکرهای تبدیل شود. دشمن امیدوار است از این مسیر، مذاکرات پایان جنگ را از یک فرصت برای تأمین منافع ملت ایران به ابزاری برای تحمیل خواستههای خود تبدیل کند. از همین رو، امروز مهمترین سرمایه کشور نه ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک، بلکه انسجام ملی است.
{$sepehr_key_219208}
هر اندازه پیوند میان ملت و مسئولان مستحکمتر باشد، امکان موفقیت این راهبرد دشمن کاهش مییابد. اعتماد متقابل مردم و مسئولان، وحدت ملی، همدلی اجتماعی و پرهیز از دوقطبی سازیهای کاذب، مهمترین شاخصههایی هستند که میتوانند این طراحی را خنثی کنند.
ملت ایران در مقاطع مختلف تاریخی نشان داده است که هرگاه در کنار مسئولان خود ایستاده است و مسئولان نیز با تکیه بر ظرفیتهای ملی و محاسبات دقیق عمل کردهاند، دشمن در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است. امروز نیز همین قاعده برقرار است. حفظ تاب آوری اجتماعی، تقویت امید، مراقبت از دستگاه محاسباتی کشور و تقویت اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت، پادزهر اصلی جنگ ترکیبی دشمن است.
در چنین شرایطی، هر مذاکرهای زمانی میتواند به تأمین منافع ملی منجر شود که طرف ایرانی با پشتوانه انسجام داخلی و بدون تأثیرپذیری از فشارهای مصنوعی دشمن پای میز گفتوگو حاضر شود. آنچه میتواند منافع ملی را تضمین کند، نه فشار و هیجان بلکه عقلانیتی انقلابی با پشتوانه حمایتهای مردم حاضر در خیابان است!