«ذرات آشوب» چگونه تاریخ استعمار جنوب ایران را به صحنه تئاتر آورد؟

به گزارش شهرآرانیوز، نمایش «ذرات آشوب» از آن دست اجراهایی است که بیش از آن‌که صرفاً یک تجربه نمایشی باشد، تلاشی است برای بازخوانی تاریخ استعمار در جنوب ایران و مواجهه با حافظه جمعی مخاطب امروز. در روزگاری که یکی از ضعف‌های جدی تئاتر و سینمای ما، فاصله گرفتن از مسائل بومی و تاریخی و تولید محتواهایی بی‌ارتباط با زیست جامعه ایرانی است، مواجهه با اثری که بر یک فکت تاریخی مشخص تکیه دارد، اتفاقی قابل تأمل محسوب می‌شود. نکته مهم‌تر این‌که اگرچه این اجرا پیش از تحولات و درگیری‌های اخیر منطقه تولید شده، اما شاید هیچ زمان دیگری به اندازه امروز، زمان مناسبی برای روی صحنه رفتن آن نبوده است؛ زمانی که دوباره مفهوم «قدرت»، «استعمار» و «مقاومت» در سطحی جهانی در کانون توجه قرار گرفته است.

از نقاط قوت برجسته نمایش، طراحی صحنه و فضاسازی آن است؛ فضایی که تلاش می‌کند هم‌زمان حس تاریخی و جغرافیایی جنوب ایران را بازآفرینی کند و مخاطب را در دل یک موقعیت پرتنش قرار دهد. اما بی‌تردید یکی از مهم‌ترین عناصر موفق اثر، حضور موسیقی زنده است. موسیقی و صداسازی گروه همراه نمایش، به‌ویژه از میانه اجرا، به نقطه اتکای اصلی اثر تبدیل می‌شود؛ تا جایی که می‌توان گفت بخش مهمی از تاب‌آوری مخاطب در برابر زمان نسبتاً طولانی اجرا (حدود 90 دقیقه در نسخه اصلاح‌شده) مدیون همین لایه صوتی است. این در حالی است که نسخه اولیه اثر با زمانی نزدیک به دو ساعت، برای یک اجرای صحنه‌ای طولانی محسوب می‌شد و کاهش زمان آن، تصمیمی مثبت و قابل دفاع بوده است.

گروه موسیقی زنده که هم‌زمان با اجرا به خلق فضا و ریتم کمک می‌کرد، یکی از نقاط درخشان اثر بود. همچنین یکی از بازیگران مرد، با اجرای آواز و صدای تأثیرگذار خود، نقش مهمی در ارتقای کیفیت کلی نمایش ایفا می‌کرد؛ به‌ویژه آن‌که این اجرا ریشه در زیست و لهجه جنوبی داشت و همین امر به باورپذیری آن کمک می‌کرد. در مقابل، اجرای بازیگر زن در بخش‌هایی دچار نوسان بود و چند مورد فالش‌خوانی در اجرای او دیده می‌شد؛ هرچند می‌توان امیدوار بود این مسئله، صرفاً به کیفیت یک شب اجرا مربوط باشد نه یک ضعف ثابت در نقش‌آفرینی او.

{$sepehr_key_219403}

از نظر میزانسن و طراحی حرکت، نمایش در بسیاری از لحظات موفق عمل می‌کند. استفاده از بدن بازیگران، هماهنگی حرکات گروهی و تلاش برای خلق تصویرهایی نمادین از استعمار و سلطه، از جمله نکات مثبت کار است. نمایش به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه یک سرزمین می‌تواند درگیر غارت و حضور نیروهای بیگانه شود و در نهایت، مقاومت مردم به عنصر تعیین‌کننده در خروج اشغالگران تبدیل شود.

با این حال، مهم‌ترین ضعف «ذرات آشوب» به متن و ساختار دراماتیک آن بازمی‌گردد. نمایش که در ابتدا با نریشن و ارائه اطلاعات تاریخی آغاز می‌شود، وعده یک روایت منسجم و هدفمند را به مخاطب می‌دهد، اما در ادامه، این وعده به‌طور کامل محقق نمی‌شود. خط اصلی داستان، پس از کشته شدن دو سرباز خارجی و آغاز جست‌وجوی کاپیتان پرتغالی برای یافتن قاتل، در سطحی ساده و محدود باقی می‌ماند و گسترش دراماتیک کافی پیدا نمی‌کند. در واقع این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا یک نمایش بلند باید صرفاً حول محور یافتن قاتل و مجازات او شکل بگیرد؟

افزون بر این، حضور داستانک‌های فرعی متعدد، به جای آن‌که به غنای روایت کمک کند، به پراکندگی آن منجر شده است. این خرده‌روایت‌ها ارتباط ارگانیکی با کلیت اثر برقرار نمی‌کنند و در نهایت به تکه‌هایی جدا افتاده تبدیل می‌شوند که انسجام دراماتیک را تضعیف می‌کنند. بعضی شخصیت‌ها نیز با ابهام در انگیزه و کارکرد مواجه‌اند؛ به‌گونه‌ای که حتی رابطه عاشقانه کاپیتان پرتغالی، بدون زمینه‌سازی کافی و منطق روایی روشن شکل می‌گیرد.

با وجود همه این نقدها، «ذرات آشوب» همچنان نمایشی قابل دیدن و قابل تأمل است. اجرایی که اگرچه در سطح متن دچار ضعف‌هایی جدی است، اما در اجرا، طراحی صحنه، موسیقی زنده و برخی بازی‌ها توانسته لحظاتی مؤثر و قابل دفاع خلق کند. شاید بتوان گفت این اثر بیش از آن‌که یک تجربه کامل و بی‌نقص باشد، یک تجربه مهم در مسیر بازگشت به تاریخ و هویت بومی در تئاتر امروز ایران است؛ تجربه‌ای که هم نقاط قوت دارد و هم ضعف، اما در مجموع دیدن آن خالی از فایده نیست.

منبع: تسنیم

{$sepehr_key_219402}