در پیچوخم زندگی پرشتاب شهری، جایی که روزها به سرعت برق و باد میگذرند و آدمی در میان ازدحام مسئولیتها، اخبار ناگوار و فشارهای اقتصادی گم میشود، پناه بردن به گنجینههای حکمت پیشینیان، نه یک تجمل فکری که ضرورتی انکارناپذیر است.
حدیثی از امام محمدباقر (ع) که فرمودند: «الکَمالُ کُلُّ الکَمالِ التَّفَقُّهُ فِی الدّینِ وَ الصَّبرُ عَلَی النّائِبَه وَ تَقدیرُ المَعیشَه»، همچون چراغی سهشعله، راه رسیدن به یک زندگی باثبات و آرام را پیشروی شهروند امروزی روشن میکند. این سه فرمان کوتاه، سه ستون برای ساختن بنای زندگی پایدار هستند.
نخستین رکن این کمال سهگانه، «تفقه در دین» است. برخلاف برداشتهای سطحی که دین را به مجموعهای از مناسک فردی فرو میکاهند، تفقه به معنای فهم عمیق، هوشمندانه و روزآمد، از اصول و ارزشهای دینی است. در روزگاری که فضای مجازی انباشته از شایعه، خبر جعلی و تحلیلهای احساسی است، تفقه یعنی گذر از پوسته ظواهر و رسیدن به هسته خردورزانه دین.
امامباقر (ع) خود بنیانگذار دانشگاهی عظیم در مدینه بودند و شاگردانی، چون جابربنیزید جعفی را پرورش دادند که حامل گنجینههای دانش بودند. ایشان در روایتی هشدارآمیز میفرمایند: «هرکه بدون بصیرت و آگاهی عمل کند، مانند کسی است که بیراهه میرود و سرعت گرفتنش، او را از مقصد دورتر میکند.» این فهم عمیق است که به ما قدرت تشخیص میدهد تا فریب ظاهرگرایی و هیاهوی تبلیغات مدرن را نخوریم و مسیر درست را در انبوه پیشنهادهای رنگارنگ فریبنده، گم نکنیم.
دومین رکن، «صبر بر نائبه» یا شکیبایی بر مصیبت است. مصیبت، تنها به معنای سوگ عزیزان نیست؛ نائبه هر رخداد ناخوشایند و فشار روانی گریزناپذیری است که تقدیر زندگی شهری بر دوش ما میگذارد؛ از ترافیک فلجکننده خیابانها در ساعات اوج، تا موجهای افسارگسیخته گرانی، از تنشهای کاری و رقابتهای فرساینده در محیط شغلی، تا بیعدالتیهای روزگار. انسان بیصبر، دربرابر هر یک از این ناملایمات، یا به پرخاشگری و خشونت خیابانی روی میآورد یا در گوشه انزوا، دچار افسردگی و ملامت میشود.
اما صبری که امامباقر (ع) آموزش میدهند، یک انفعال زجرآور نیست، بلکه مقاومتی خردمندانه برای گذر از بحران است. روایتها نشان میدهند که امام دربرابر فشارهای سیاسی و اقتصادی دوران اموی، با متانت و تدبیر، بزرگترین شبکه علمی تاریخ تشیع را بنیان نهادند. ایشان در کلامی دیگر میفرمایند: «خداوند به انسان مؤمن، ترکیبی از شتاب و شکیبایی عطا کرده است.» این شکیبایی فعال، شهروند امروز را قادر میسازد تا بهجای واکنشهای مخرب هیجانی، درمیان دشواریها، عقلانیت خود را حفظ کند و راه چاره را بیابد.
{$sepehr_key_219911}
اما شاید کاربردیترین و ملموسترین رکن این حدیث، برای جامعه مصرفزده امروز، «تقدیر معیشت» باشد؛ یعنی مدیریت و اندازهداری در هزینههای زندگی. «تقدیر» در اینجا به معنای نفی کار و تلاش نیست، بلکه به معنای برنامهریزی، تعادل و قناعت است. ما در عصری زندگی میکنیم که صنعت تبلیغات، انسان را در چرخهای بیپایان از «مصرف» و «مد» گرفتار کرده است؛ خرید کالاهایی که نیازی واقعی به آنها نیست، فقط برای کسب هویت و رفع حسادت یا عقب نماندن از قافله تجمل. امامباقر (ع) در این زمینه نیز پیشقراولاند. ایشان با وجود جایگاه والای علمی و اجتماعی، در مزرعه کار میکردند و عرق میریختند و خود را از اسارت نان و لقمه دیگران، رها ساخته بودند.
آن حضرت در روایتی شگفت میفرمایند: «از نادانی و حماقت است که انسان، تمام سرمایه زندگی خود را در راه شکم و شهوت، بریزد.» این همان کلید گمشده آرامش روانی خانوادههاست. تقدیر معیشت یعنی هنر دخلوخرج، یعنی شجاعت «نه» گفتن به ولخرجیهای تحمیلی و تمرکز بر نیازهای حقیقی. اینگونه، خانه تبدیل به پناهگاهی امن میشود، نه میدان مسابقهای برای به رخ کشیدن داشتهها.
درنهایت، امام محمدباقر (ع) با این حدیث ژرف، نسخهای ساده، اما عمیق برای انسان شهرنشین، پیچیده است: بیندیش و سطحینگر نباش، مقاومت کن و شکننده مباش و در معیشت، میانهرو باش تا اسیر نشوی! اگر این سه ستون در کوچهها، برجها و محلههای شهرمان برپا شوند، بیتردید زندگی مدنی رنگوبویی از آرامش و کرامت انسانی به خود خواهد گرفت.