به گزارش شهرآرانیوز؛ سینمای تاریخی ایران همواره با آثار مذهبی ماندگاری، چون «مختارنامه» و «امام علی (ع)» گره خورده است. «سلمان فارسی» اثر داوود میرباقری جدیدترین اثر در این زمینه است؛ پروژهای عظیم و متفاوت که فراتر از یک روایت مذهبی، سفری فلسفی و انسانی در میان تمدنهای کهن است. سریال «سلمان فارسی» با تمرکز بر شخصیت قهرمانی که همواره در جستوجوی «اصل حقیقت» بود، تلاش میکند تا تلاقی فرهنگها و شکوهِ ایمان را به تصویر بکشد. امرالله احمدجو یکی از نویسندگان و همراهان این پروژه است که در گفتگو با شهرآرانیوز، به لایههای دراماتیک داستان، چالشهای تولید بینالمللی، استراتژیهای پخش جهانی این اثر میپردازد. او همچنین از تجلی تجربهی ۳۰ ساله داوود میرباقری در خلق این شخصیتِ بیبدیل و تلاش برای خلق اثری میگوید که میتواند نقطه عطفی در تاریخ فیلمسازی ایران باشد.
هسته اولیه و نقطه شروع شکلگیری سریال «سلمان فارسی» چه بود؟
اگر منظور شما از هسته اولیه، فیلمنامه باشد، باید بگویم حدود ۱۰ سال پیش، آقای میرباقری طرح اولیه را ارائه داد. بر این اساس مقرر شد که من نیز در کنار دو نویسنده دیگر، در بخش دیالوگنویسی مشارکت کنیم تا هر کدام با نگاه و سبک نوشتاری خود چیزی به متن اضافه کنیم. در نهایت، آقای میرباقری با بررسی و غربالگری نوشتههای ما، فیلمنامه نهایی را استخراج کرد. خوشبختانه روند کار تا انتها به همین صورت پیش رفت و خروجی نهایی، اثر یکپارچهای است که از دل همکاری سه نویسنده دیالوگها و مدیریت خلاقانه آقای میرباقری بیرون آمده است. دراصل فیلم نامه را خود آقای میرباقری نوشته است.
سریال «سلمان فارسی» با گستردگی زمانی و مکانی روبروست. چالش اصلی شما در روایت یک «سفر قهرمانانه» منسجم، بدون گرفتار شدن در پراکندگی تاریخی، چه بود؟
ما در ساختار اصلی فیلمنامه دخالت چندانی نداشتیم و بیشتر در جلسات بحث و گفتوگو با آقای میرباقری همراه بودیم. سریالهای تاریخی نباید صرفاً یک گزارش آموزشی یا مستندگونه از تاریخ باشند؛ بلکه باید «قصه» باشند. تمرکز اصلی اینجا بر روایت عشق و پیدا کردن شخصیتها در میان میانلایههای تاریخ است.
در این سریال، ما از تخیل و بینسطرهای تاریخ استفاده کردیم تا داستانی جذاب برای مخاطب بسازیم. برای مثال، درباره محل تولد حضرت سلمان در منابع تاریخی اختلافنظر وجود دارد (از هرمز و کازرون گرفته تا اصفهان)؛ ما با نگاه به این شکافهای تاریخی، به شخصیت پرداختیم. داستان از ریشههای زرتشتی او آغاز میشود، اما جستوجوی حقیقت، او را به سمت مسیحیت سوق میدهد. او به دلیل خطرات امنیتی و همچنین میل به کشف حقایق دینی، مجبور به ترک ایران و سفر به سوریه شد. در آنجا با ساختارها کلیسایی مواجه شد که از نظر او، با اصول عقلانی فاصله داشتند.
او که از تجملات و انحرافات برخی از مقامات کلیسا ناخشنود بود، به دنبال مسیحیت ساده و اصیل گشت و در نهایت در جوامع مسیحی سادهزیست در مناطق دورافتاده، به مقام استادی رسید. اما زمانی که اخبار مبعوث شدن پیامبری در حجاز به گوشش رسید، مشتاق زیارت او شد. مسیر او در این راه با خیانت همراه بود؛ در یثرب، او را به عنوان برده فروختند و سالها در میان صاحبان مختلف دستبهدست شد تا اینکه در جریان هجرت، با پیامبر اکرم (ص) ملاقات کرد. در نهایت، پس از آنکه پیامبر ایشان را از بردگی آزاد کرد، سلمان به یکی از اصحاب خاص تبدیل شد و در نهایت، شیفتگی به شخصیت و مرام حضرت علی (ع) او را به اوج کمال رساند.
سلمان، شخصیتی است که در مرز میان «دین»، «فلسفه» و «سیاست» گام برمیدارد. در خلق دیالوگها، چگونه میان «سادگی روایت» و «لایههای عمیق فکری» تعادل برقرار کردید؟
برای این پروژه، تحقیقات بسیار جامع و گستردهای در واحد پژوهشهای سازمان صدا و سیما انجام شد. با این حال، هسته اصلی کار، فیلمنامهای بود که آقای میرباقری نگاشته بود. تلاش ما این بود که تا حد توان، به دیدگاهها و شخصیتپردازیهای مدنظرش وفادار بمانیم. با این حال، سعی کردیم برخی نکات فکری و فلسفی را به عنوان «چاشنی» در گفتوگوها بگنجانیم؛ بهویژه از زبان خودِ حضرت سلمان و معلمانی که در طول این سفر طولانی، به او درس میدهند. نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که در تاریخ، جزئیات مربوط به زندگی ایشان در دوران حضور در حجاز، بسیار بیشتر از دوران زندگیشان در ایران یا بیزانس است، لذا تمرکز روایت بر این لایهها نیز بوده است.
استفاده از بازیگران مطرح ایرانی در کنار بازیگران خارجی، به نوعی میتواند نشانهای از نگاه بینالمللی این پروژه داشته باشد. این تنوع فرهنگی چه تأثیری بر «زبان مشترک درام» گذاشت؟ آیا مجبور شدید ساختار دیالوگها را برای هماهنگی با این تنوع تغییر دهید؟
خیر، تغییر بنیادینی در ساختار ایجاد نشد. هدف ما این بود که دیالوگها در اصل، اصالت خود را حفظ کنند. بازیگران عمدتاً ایرانی هستند و برای بخشهای بینالمللی، از بازیگران کشورهایی نظیر ارمنستان و دیگر نقاط دعوت شد. استراتژی ما این است که دیالوگها ساده نوشته شوند تا پس از دوبله، با بازیگری که به زبان خود آن کشور صحبت میکند، هماهنگ شوند و در نهایت با دوبله یا زیرنویس، معنای اصلی منتقل شود.
آیا تلاش کردید متنی بنویسید که هم برای مخاطب ایرانی ملموس باشد و هم برای مخاطب جهانی، به عنوان اثری با نگاه انسانی، پذیرفته شود؟
دقیقاً همینطور است. ما تلاش کردیم برای بازیگران ایرانی، زبان فارسی سلیس و اصیل را حفظ کنیم. بهویژه در بخشهایی که روایت مربوط به دوران ایران است و هنوز تأثیرات زبان عربی بر فارسی کم بود، بسیار دقت کردیم تا از واژگان بیگانه (عربی و ترکی) که بعدها وارد زبان شدند، پرهیز کنیم و یک فارسی خالص و ملموس ارائه دادیم. در نهایت، این اثر با زیرنویس یا دوبله به زبانهای مختلف (از جمله ارمنی یا سایر زبانهای اسلامی) پخش خواهد شد؛ چرا که شخصیت سلمان فارسی، شخصیتی محبوب و مشترک میان تمامی مذاهب و گرایشهای اسلامی است و این وجه وحدتبخش، پتانسیل بالایی برای پذیرش جهانی دارد.
سریال «سلمان فارسی» فراتر از یک روایت مذهبی، نمایانگر «تلاقی تمدنها» است. هدف شما از برجسته کردن این جنبه تمدنی چه بود؟
مضمون اصلی که آقای میرباقری در فیلمنامه بر آن تأکید داشت، «جستوجوی بیوقفه برای حقیقت» است. محوریت سریال بر این است که شخصیت، هر آنچه را که از طریق دینهای مختلف (از زرتشتی تا مسیحیت) میبیند، با نگاهی پرسشگرانه میکاود. حضرت سلمان با وجود اینکه اشرافزاده بود، تمام رفاه و خوشگذرانی را رها کرد و با جانفشانی به دنبال ایمان واقعی رفت. این پیوند میان جستوجوی فردی برای حقیقت و تلاقی تمدنها، هسته مرکزی داستان است.
یک پروژه عظیم و پرهزینه، معمولاً با انتظارات بسیار بالا روبروست. آیا حجم پروژه و محدودیتهای مادی بر ساختار دراماتیک داستان تأثیر گذار بوده است؟
تمام تصمیمات ساختاری تحت مدیریت آقای میرباقری و بر اساس تجربیات ارزشمندشان در ساخت آثار بزرگی، چون «امام علی (ع)» و «مختارنامه» صورت گرفت و تمام توان خود را برای حفظ انسجام، جذابیت و پاسخگویی به نیاز مخاطب گسترده قرار داده است. باید بگویم سریال «سلمان فارسی» به دلیل موضوع و زمان ساخت، اثری فوقالعاده عظیم است. من بارها به آقای میرباقری گفتهام که این سریال میتواند نقطه عطفی در تاریخ سریال سازی ما باشد.
{$sepehr_key_220738}
تجربیات شما از حضور کنار آقای میرباقری در این پروژه بزرگ چگونه بوده است؟
حضور در کنار آقای میرباقری برای من فراتر از یک همکاری ساده، یک تجربه لذتبخش و آموزنده بود؛ لذتی که از موضوع، نگاه، و اشتیاق برای خلق یک اثر فاخر نشأت میگرفت. همکاری با وی، نوعی رقابت هنری با آثار سطح بالا بود تا بتوانیم مخاطبِ صاحبنظر را جذب کنیم. در این مسیر، سنگینی مسئولیت و دشواریهای کار بهخوبی بر دوش آقای میرباقری سنگینی میکرد و من در کنار ایشان، بسیار آموختم. تمام تلاش من این بود که ایدههای ذهنیام را در قالب سلیقه و چارچوب هنری ایشان پیاده کنم تا در خدمت خروجی نهایی اثر باشد. بسیار خرسندم که این همکاری، فرصتی ارزشمند برای حضور من در این پروژه بزرگ فراهم کرد.
۱۰ سال همکاری با داوود میرباقری به من نشان داد که او چقدر برای رسیدن به این سطح از دقت، ریاضت کشیده است. او بیش از ۳۰ سال است که بر موضوع «سلمان» تمرکز کردهاند؛ حتی زمانی که مشغول ساخت سریال «امام علی (ع)» بود، در ذهنش طرح سلمان را میپروراند. در نهایت، او با تکیه بر تجربهای که در طول یک عمر اندوست کردهاند، این اثر را با میزانسنهایی درجهیک و بسیار جذاب خلق کرد.
روند تولید به چه صورت است؟ این فصل تا کجا ادامه دارد و فصل جدید چه زمانی آغاز میشود؟
ما هنوز وارد فاز تولید «فصل حجاز» نشدهایم. در حال حاضر، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از فیلمبرداری بخش «ایران» باقی مانده و فرآیند تدوین نیز بهصورت همزمان در حال انجام است. طبق برنامهریزی قبلی، قرار بود پخش بخش اول از شهریورماه آغاز شود؛ اما به دلیل وقایع روزهای جنگ در ماه رمضان و وقفههایی که ایجاد شد، احتمالاً پخش سریال به زمستان موکول خواهد شد. این سریال به صورت هفتگی پخش شده و مجموعاً یک سال به طول خواهد انجامید.