آنان که در جنگ دوازدهروزه با نثار جان خود، روایت تازهای از ایستادگی و عزت را در تاریخ این سرزمین رقم زدند، تنها نامهایی در یک مقطع زمانی نیستند، بلکه نشانههایی زنده از معنای امنیت و مسئولیتاند. سالگرد یاد آنان صرفا بازگشت به خاطرههای گذشته نیست، بلکه فرصتی است برای بازخوانی آن تجربه تاریخی و اندیشیدن به سهم امروز ما در تداوم راهی که با خون خویش گشودند. یاد شهدا اگر تنها در سطح احساسات و آیینهای سوگواری باقی بماند، از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرد.
آنچه اهمیت دارد، شناساندن آنان و روایت روشن از چرایی و چگونگی راهی است که پیمودند؛ بهویژه برای نسل جوان. نسلی که فاصله زمانیاش با روزهای پرهزینه و پرمخاطره دفاع از کشور، درک مستقیم آن فضا را دشوار کرده و بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگویی این تجربه تاریخی است.
آنان باید بدانند این اقتدار نه حاصل یک رخداد ناگهانی، بلکه نتیجه سالها مجاهدت و ایستادگی انسانهایی است که با اخلاص و مسئولیتپذیری، دربرابر تهدیدها از این سرزمین دفاع کردند. باید دانست که استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل، از همین اقتدار و از همین روحیه استقلالطلبی بیمناک بودند و بههمیندلیل، مسیر حذف و ترور را برگزیدند. اما شهادت، در این سرزمین پایان نیست، آغاز است؛ آغاز یک بیداری جمعی، یک همافزایی ملی و یک بازتعریف عمیق از مفهوم وطن.
راه شهدا، راه مقاومت، وحدت، همدلی و پایبندی به منافع ملی است. اگر امروز جامعه ایران، باوجود همه فشارها و هجمهها، هنوز بر مدار ایستادگی حرکت میکند، بخش مهمی از این پایداری، وامدار همان فرهنگ شهادتی است که نهتنها امنیت آفرید، بلکه به ملت جرئت و اعتمادبهنفس بخشید.
تجربه جنگ دوازدهروزه و نیز رویدادهایی، چون کودتای دیماه نشان داد که ملت ایران در گذر از آزمونهای دشوار، تنها به مقاومت بسنده نکرده، بلکه توانسته است از دل این حوادث، درسهای ماندگار بیرون بکشد و آنها را به سرمایهای برای آینده تبدیل کند. دراینمیان، نقش نخبگان، دانشگاهیان و رسانهها نقشی تعیینکننده و بیبدیل است.
اقتدار ملی، تنها با ابزارهای نظامی تعریف نمیشود؛ اقتدار واقعی زمانی شکل میگیرد که قدرت سخت با عدالت، عقلانیت، کارآمدی و خدمت به مردم همراه شود. نخبگان باید واقعیتها را تبیین کنند، دانشگاهها باید به فهم عمیقتر شرایط کمک کنند و رسانهها باید روایت درست، دقیق و امیدبخش از میدان ارائه دهند. اگر این سه رکن در کنار یکدیگر قرار گیرند، جامعه نهتنها دربرابر تهدیدها مقاومتر میشود، بلکه میتواند الگوی الهامبخشی برای دیگرملتها نیز باشد.
{$sepehr_key_220696}
ازاینمنظر، مهمترین مؤلفه اقتدار ایران در بحرانهای مشابه، هماهنگی میان رهبری، مردم، نیروهای مسلح و دستگاه اجرایی کشور است. ولایت، بهمثابه قطب هدایت کلان، مردم بهعنوان پشتوانه اصلی، نیروهای مسلح بهعنوان بازوی بازدارنده و دولت، مجلس و قوهقضائیه بهعنوان ارکان اجرا و پشتیبانی، زمانی میتوانند اقتدار ملی را به نتیجه برسانند که در یک مسیر واحد و هماهنگ حرکت کنند. بازدارندگی، محصول همین انسجام است و ثمره آن، تبدیل تهدید به فرصت و صیانت از منافع ملی در دشوارترین شرایط است.
بااینهمه، شاید مهمترین درس این مقطع تاریخی برای ایران، «جهاد بصیرت» باشد. جامعهای که بصیرت داشته باشد، فریب روایتهای تحریفشده را نمیخورد و در بزنگاههای حساس، درستترین تصمیم را میگیرد. امروز بیش از هر زمان دیگر باید مردم را آگاهتر، مسائل را روشنتر و مسیر آینده را قابلفهمتر کرد.
شهدا برای آن رفتند که این ملت در امنیت، عزت و آرامش زندگی کند و راه وفاداری به آنان، آن است که هم آگاهی عمومی را تقویت کنیم و هم در رفع مشکلات مردم، صادقانه و جدی بکوشیم. یاد شهدای اقتدار، یاد مسئولیتی است که بر دوش همه ما قرار دارد: مسئولیت ادامهدادن راه ایستادگی، مسئولیت تقویت وحدت ملی و مسئولیت ساختن ایرانی مقتدرتر، عادلانهتر و آگاهتر.