اقتدار در سایه مقاومت؛ درس‌هایی از جنگ ۱۲‌روزه

در تاریخ پرفراز‌و‌نشیب ایران، گرامیداشت یاد و خاطره شهدای اقتدار و سالگرد وقایعی، چون جنگ تحمیلی دوازده‌روزه، ضرورتی حیاتی برای حفظ هویت ملی، تقویت انسجام اجتماعی و بازتعریف مفاهیم بنیادینی، چون امنیت، اقتدار و مقاومت است. این‌روزها، نقاط عطفی در حافظه سیاسی و ملی ما محسوب می‌شوند که درک جایگاه آنها، ما را در مواجهه با چالش‌های کنونی و آینده یاری می‌رساند.

تحلیل وقایعی، چون جنگ تحمیلی دوازده‌روزه در چارچوب تاریخ، نشان می‌دهد که این مقطع، نقطه تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف تهدید و مقاومت برای ایران بوده است. در طول سال‌های پس از جنگ تحمیلی، ایران همواره با تهدید‌های نظامی از‌سوی قدرت‌هایی، چون آمریکا و اسرائیل روبه‌رو بوده است. در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه که با هدف تسلیم ایران از طریق ضربات اولیه به فرماندهان نظامی و مراکز استراتژیک رقم خورد، دشمنان با مقاومت سرسخت ملت ایران روبه‌رو شدند.

تکرار این حماقت در اسفند‌ماه سال گذشته و مجدد پس از چهل روز، بیانگر ورود آمریکا و اسرائیل به مرحله‌ای از تاریخ است که مورخان و استراتژیست‌های نظامی از آن به‌عنوان مرحله فروپاشی و اضمحلال تمدن غرب یاد می‌کنند. ملت ایران، با اقتدار و صلابت خود، سدی پولادین در‌برابر این تهاجم‌ها ایجاد کرده است. بازگشت به عقب برای دشمنان ناممکن و پیشروی برایشان نیز جز پشیمانی ثمری نخواهد داشت.

در آموزه‌های دینی و فرهنگی ما، شهادت جایگاهی والا دارد. این منطق، در سرود‌ها و حماسه‌های ملی ما نیز جاری است. امنیت ملی ایران، در سایه شهادت سرداران و مردم رشید این سرزمین تضمین شده است. ما در سایه شهادت زندگی می‌کنیم و ورود به نبرد با دشمن، چه پیروز شویم و چه کشته شویم، پیروزی است.

این منطق، بن‌بست نظامی دشمن را رقم می‌زند؛ چرا‌که هیچ‌کس را نمی‌توان با کشته‌شدن ترساند. ملت ایران ایستاده است و پیوند عمیقی میان امنیت ملی و اعتبار شهادت، شهدای انقلاب و دفاع مقدس وجود دارد. رابطه میان امنیت ملی و هم‌بستگی اجتماعی، رابطه‌ای تنگاتنگ و دوسویه است. در تجربه جنگ تحمیلی دوازده‌روزه اخیر، شاهد بودیم که چگونه مفهوم شهادت و فداکاری برای رفاه، استقلال و عزت ملی، موجب افزایش اتحاد و انسجام ملی شد. 

این هم‌بستگی، به‌ویژه پس از شهادت سردار سلیمانی، به‌صورت «بعثت مردمی» تجلی یافت که حیرت جهانیان را برانگیخت. در مقطع کنونی و به‌ویژه در سالی که گذشت، مفهوم وطن، وطن‌خواهی، وطن‌دوستی و وطن‌پرستی، در افکار عمومی ایران بازتعریف و احیا شده است. مهم‌ترین درسی که ایران باید از این مقطع بیاموزد، اهمیت صبر راهبردی در کنار اقتدار و دفاع از منافع ملی است.

در دنیای پرآشوب امروز، حفظ تعادل میان قاطعیت در دفاع از کیان ملی و تدبیر در مدیریت بحران‌ها، کلید عبور از پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی است. ایران با اتکا به این سه مؤلفه، می‌تواند مسیر آینده خود را با صلابت و حکمت ادامه دهد و نقشه‌راهی برای حفظ منافع ملی و تأمین امنیت پایدار در منطقه و جهان ترسیم کند.

جنگ دوازده‌روزه علیه ایران، از منظر راهبردی، تلاشی مذبوحانه برای برهم‌زدن موازنه قدرت در منطقه و تضعیف جمهوری اسلامی ایران بود. این تقابل، مهم‌ترین پیام خود را در‌راستای معادلات امنیتی منطقه، در اثبات ناکارآمدی تهدیدات نظامی علیه اراده ملت ایران و همچنین نمایش قدرت بازدارندگی نوین تهران برجای گذاشت. 

{$sepehr_key_221060}

در چنین‌رخدادهایی، مفهوم بازدارندگی برای ایران، نه‌تنها به‌معنای توانایی نظامی، بلکه بیش از آن، به‌معنای ایستادگی مبتنی بر ایمان، هم‌بستگی ملی و آمادگی برای فداکاری است. مهم‌ترین مؤلفه اقتدار ایران در این نوع بحران‌ها، همین مقاومت مردمی و انسجام اجتماعی است که دشمن را در محاسبات خود دچار اشتباه می‌کند. در کنار میدان واقعی نبرد، جنگ روایت‌ها در چنین‌رخداد‌هایی از اهمیتی حیاتی برخوردار است. 

نقش نخبگان، دانشگاهیان و اهالی رسانه در تبدیل این رخداد به فهم عمومی عمیق‌تر، نقشی بی‌بدیل است. آنها باید با تبیین صحیح ابعاد مختلف این مقاومت، تحلیل پیچیدگی‌های آن و برجسته‌کردن رشادت‌های ملت ایران، روایت پیروزی را در افکار عمومی تثبیت کنند. این امر، نه‌تنها موجب تقویت روحیه ملی می‌شود، بلکه در خنثی‌سازی تبلیغات دشمن و جلوگیری از تحریف واقعیت‌ها نیز مؤثر است. 

در‌نهایت، حفظ نسبت میان اقتدار، صبر راهبردی و دفاع از منافع ملی در آینده ایران، هم‌زمان با ایستادگی در‌برابر تهدید‌ها و در سایه اتکا به تحلیل‌های عمیق و راهبردی است که منافع ملی را در بلندمدت تضمین می‌کند که این تعادل، رمز موفقیت ایران در پیمودن مسیر پیشرفت و اقتدار خواهد بود.