به گزارش شهرآرانیوز؛ در شرایطی که بهار امسال را میتوان یکی از کم رونقترین مقاطع تاریخ سینمای ایران دانست، فیلم «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی تصمیم گرفت برخلاف بسیاری از آثار آماده اکران، وارد چرخه نمایش عمومی شد؛ تصمیمی که بیش از آنکه یک فرصت تجاری به نظر برسد، نوعی ازخودگذشتگی برای حفظ جریان اکران در روزهایی بود که سالنهای سینما با کمبود مخاطب دست وپنجه نرم میکند.
این فیلم که به واسطه سوژه و فضای روایی خود، یکی از آثار پرحاشیه جشنواره چهل وسوم فجر محسوب میشد، اکنون پس از گذشت بیش از یک ماه و نیم از آغاز اکرانش، آرام آرام به مرز فروش ۵۰ میلیاردتومانی نزدیک میشود؛ رقمی که در شرایط عادی میتوانست، طی همین بازه زمانی، به راحتی دو یا حتی سه برابر بیشتر باشد. با این همه، رکود سینما تنها عامل ناکامی فیلم هادی نائیجی نیست.
«آنتیک» از مشکل مهم تری رنج میبرد و آن انباشت عناصر تکراری و فرمولهایی است که سالها در کمدیهای عامه پسند ایرانی مصرف شدهاند و دیگر توان راضی کردن مخاطب را ندارند.
قصه «آنتیک» با ابی و ولی، دو عتیقه فروش خرده پایی شکل میگیرد که در بستر تحولات مرتبط با انقلاب، سر از یک امامزاده درمی آورند و برای تأسیس یک امامزاده قلابی نقشه میکشند؛ اما به تدریج متحول میشوند.
هسته مرکزی این روایت، یعنی حضور یک یا چند شخصیت خطاکار در فضایی مذهبی و معنوی و رسیدن آنها به نوعی دگرگونی اخلاقی، از الگوهایی محسوب میشود که طی یکی دو دهه اخیر، بارها در سینما و تلویزیون ایران استفاده شده است. علاوه بر این، حتی بهره گیری از فضای سالهای نخست انقلاب و مناسبات دهه ۶۰ نیز دیگر تازگی چندانی ندارد و در ۱۰ سال گذشته آن قدر کمدیهای دهه شصتی تولید شدهاند که تعدادشان قابل شمارش نیست.
{$sepehr_key_221206}
یکی دیگر از نقاط ضعف جدی «آنتیک» اتکای آن به ابزارهایی است که شاید سالها پیش میتوانستند واکنش مخاطب را برانگیزند، اما امروز جذابیت خود را کاملا از دست دادهاند. زن پوشی، حتی اگر تنها در حد یک سکانس کوتاه باشد، از جمله تمهیداتی است که مدت هاست به یکی از کلیشههای فرسوده کمدی ایرانی تبدیل شده است. شوخی دم دستی و از مد افتادهای که نه تنها تازگی ندارد، بلکه حتی نمیتواند لبخندی به لب بیننده بنشاند.
استفاده از شوخیهای اروتیک و کنایههای دوپهلو نیز، بیش از آنکه نشانه جسارت در کمدی نویسی باشد، یادآور میان بُرهایی است که سال هاست در آثار عامه پسند استفاده و روز به روز مندرستر میشوند. این جنس شوخی ها، حتی در فضای مجازی و جمعهای دوستانه هم بی کلاس محسوب میشوند، چه رسد به آنکه یک فیلم سینمایی بلند بخواهد بر روی آنها سوار شود.
«آنتیک» تلاش میکند بخشی از بار طنز خود را از طریق طراحی لباس و گریم تأمین کند. لباسهای رنگارنگ و گل درشت دهه شصتی یا گریمهای اغراق شده (مشخصا گریم بیژن بنفشه خواه) در نگاه نخست ممکن است کمی بامزه و برای طراحی پوستر و ساخت تیزر مناسب به نظر برسد، اما این بامزگی بصری، در هنگام تماشای فیلم، دوام چندانی ندارد و به ضد خودش تبدیل میشود.
{$sepehr_key_221189}
خط عاطفی مندرج در بدنه قصه «آنتیک»، از الگوی آشنای دختر پولدار و بی نقصی که دلبسته مردی خلافکار، اما خوش قلب میشود، پیروی میکند. این فرمول که از دههها پیش در سینما، تلویزیون و حتی نمایشهای صحنهای تکرار شده، در «آنتیک» نیز بازتولید میشود. در نتیجه، رابطه عاطفی فیلم نه غافلگیرکننده است و نه توان ایجاد درگیری احساسی در مخاطب را دارد.
شاید مهمترین چالش فیلم هادی نائیجی به انتخاب بازیگران اصلی آن مربوط باشد. زوج مرکزی داستان این اثر را دو بازیگری تشکیل میدهند که طی سالهای اخیر حضوری پررنگ در آثار کمدی عامه پسند داشتهاند؛ حضوری که به مرور باعث شکل گیری تیپهای تکراری شده است.
پژمان جمشیدی همچنان یکی از ستارههای تضمین کننده فروش در سینمای کمدی محسوب میشود، اما در «آنتیک» بیش از هر چیز نقش آفرینیهای پیشین خودش، بالاخص «دینامیت» را تکرار میکند؛ گویی همان شخصیت با مختصری تغییر وارد فیلمی دیگر شده است. بیژن بنفشه خواه نیز، اگرچه انرژی همیشگی خود را حفظ کرده، اما در چارچوب همان تیپهای آشنای سالهای اخیر، یعنی یک وردست قهرمان قابل حدس، حرکت میکند.
{$sepehr_key_221207}