بعضی دلتنگیها را نمیشود توضیح داد؛ آن قدر عمیق است که در کلام نمیگنجد. باید آن را زندگی کرده باشی تا درک کنی؛ باید خودت تجربه اش کرده باشی! باید یک شب محرم در حسینیه امام خمینی (ره) نشسته باشی و ناگهان دیده باشی که چگونه هزاران نفر بی اختیار سر برمی گردانند سمت یک در و سراسیمه بلند میشوند و اشکشان بدون اینکه متوجه باشند جاری میشود.
جنگ دوازده روزه وقتی تمام شد؛ چند روز مانده بود به محرم؛ پارسال همین روزها کسی نمیدانست قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ آیا دوباره روضه دار بزرگ ما در حسینیه اش باز میشود؟ باز شد، اما چند روز اول خبری از حضور آقا نبود. یادم نیست روز چندم بود که سخنرانی مثل همیشه در جریان بود که ناگهان موجی از همهمه در حسینیه پیچید. چند نفر از جا بلند شدند. بعد چند نفر دیگر. چند ثانیه بعد همه ایستاده بودند.
هیچ کس فرمانی نداده بود. هیچ اعلامی نشده بود. فقط یک نفر وارد شده بود و همین برای تغییر حال یک حسینیه کافی بود؛ تغییر حال که نه؛ برای یک انفجار آتش فشانی از احساسات و اشکها و سوزها. آن شب اشکها جنس دیگری داشت. روضه بود، اما شوق دیدار هم بود. خیلیها گریه میکردند و نمیتوانستند درست نگاه کنند. حاج محمود کریمی هم انگار دست و پا گم کرده بود. همه آن صحنه را به خاطر دارند؛ وقتی خودش را چهار دست و پا به آقا رساند و بعد آن درخواست معروف ایشان که
«ای ایران بخوان…» انگار همه چیز در همان چند دقیقه خلاصه شده بود؛ روضه، ایران، مردم و رهبری که خودش را سرباز این ملت و اهل بیت میدانست. حالا یک سال گذشته است. محرم دوباره آمده است. پرچمها همان پرچم هاست. عزای اباعبدا... که همیشه پرفروغتر از گذشته است. مداح همان مداح است. روضه همان روضه است. مردم هم همان مردماند، اما یک چیز سر جایش نیست.
{$sepehr_key_221866}
امسال، اما دیگر حسینیه امام خمینی (ره) روضه ندارد و این بار کسی وارد نخواهد شد و شاید سختترین بخش ماجرا همین باشد. اینکه عقل میداند او دیگر نخواهد آمد، اما دل هنوز حاضر نیست این حقیقت را بپذیرد. اینکه هنوز وقتی تصاویر محرم پارسال را میبینیم، گمان میکنیم چند روز دیگر دوباره همان صحنه تکرار خواهد شد؛ دوباره جمعیت از جا بلند میشود، دوباره اشک و لبخند به هم گره میخورد و دوباره حسینیه رنگ دیگری میگیرد.
محرم آمده است؛ با روضههای حسین (ع)، با اشکهای زینب (س) و با داغی تازه در دل ما و شاید امسال بیش از هر سال دیگری معنای این جمله را بفهمیم که بعضی آدمها وقتی میروند، تازه میفهمی چه سهم بزرگی از حال خوب جمعیِ یک ملت بودهاند. نمیشود این دلتنگی را توضیح داد؛ نمیشود روضه بدون او را تصویر کرد؛ تنها امیدواری مان این است که ما امسال به نیت او عزاداری کنیم و مطمئنیم روح بلند او بیش از گذشته حاضر است و او در کنار مادرش فاطمه زهرا (س) عزاداری میکند و به نیابت از همه ما عزادار است.