متن تفاهم نامه بین ایران و آمریکا که گفته میشود بهزودی رسمیت خواهد یافت، تنها یک تفاهمنامه معمول دیپلماتیک نیست. این سند صورتجلسه شکست یک پروژه عظیم براندازانه است؛ پروژهای که با اهدافی بلندپروازانه آغاز شد، اما اکنون به نقطهای متفاوت رسیده است. برای فهم اهمیت این تحول، کافی است نگاهی به نقطه آغاز و سرانجام این مسیر بیندازیم. روزگاری نهچندان دور، ترامپ با آن ادبیات طلبکارانه، از «تسلیم بیقیدوشرط» سخن میگفت و گمان میکرد با فشار حداکثری، کار جمهوری اسلامی یکسره میشود.
اما امروز، همان فرد و همان دستگاه دیپلماسی مغرور، به مرحلهای از استیصال رسیدهاند که برای رسیدن به همین توافق، دستبهدامان مذاکره شدهاند. نکته کلیدی که باید بر آن پافشاری کرد، این است که این توافق، توافقی است که ایران در آن نهتنها هیچ امتیاز استراتژیکی نداده، بلکه تمام خواستههای خود را بر طرف مقابل تحمیل کرده است. این، یعنی عقبنشینی کامل ایالات متحده از مواضعی که زمانی با قلدری بر آنها تأکید داشت.
باید شفاف بود؛ ما در تهران نسبت به ذات عهدشکن دشمن غربی نه خوشبین هستیم و نه سادهلوح. تمام مسئولان و مردم میدانند که این دشمن، لحظهای از خوی خصمانه خود دست نکشیده و ممکن است از این فرصت برای بازسازی قوای تحلیلرفتهاش استفاده کند؛ اما مسئله اینجاست که ما با این توافق، دو تصویر خیالی را که دشمن سالها برای ساختنشان هزینه کرده بود، در هم شکستیم.
اول، تصویر «قدرت بلامنازع آمریکا» که گویی هر ارادهای کند، در دنیا محقق میشود. این تصویر در میدان واقعی، در محاصرههای دریایی و در بنبستهای دیپلماتیک فرو ریخت. دوم، تصویر «ایران ضعیف و در آستانه فروپاشی» که ادعا میکردند ملت با نظام فاصله گرفته است. این توافق، سند رسمی شکست این پروپاگانداست.
دشمن امروز مجبور شده است روی کاغذ، حقیقتی را بپذیرد که در میدان نبرد، توان تغییرش را نداشت. تفاوت این توافق با تجربیات تلخ گذشته همچون برجام، در همین نکته نهفته است که ما دیگر به «تعهدات کاغذی» و قواعد بازی آنها دل نبستهایم. تضمین اصلی ما در این توافق، نه امضای آنها، بلکه قدرت موشکی، بازدارندگی نیروهای مسلح و حاکمیت بلامنازع ایران بر تنگه هرمز است.
همه باید بدانند که اگر طرف مقابل ذرهای از خطوط توافق پا پس بکشد، دست رزمندگان ما روی ماشه است و بلافاصله اعمال حاکمیت در تنگه هرمز، پاسخ عملی ما خواهد بود. درخصوص وضعیت لبنان و نقض احتمالی آتشبس نیز باید تصریح کرد که احتمال شرارت و شیطنت رژیم صهیونیستی در روزهای آینده وجود دارد، اما این یک توهم است که تصور شود ایران، لبنان را در این چارچوب نادیده گرفته است.
موضوع لبنان برای ما یک موضوع قطعی و خط قرمز است. ایران در این رابطه حتما واکنش نشان خواهد داد؛ خواه این واکنش به شکل هشداری باشد که ترامپ را به واداشتن نتانیاهو به عقبنشینی سوق دهد یا اقدامی نظامی که پاسخی بلافاصله و سرکوبکننده درپی خواهد داشت. همانطورکه در گذشته در عمل ثابت کردیم که حامی برادران و خواهران عزیز خود در لبنان هستیم، در آینده نیز با همین قاطعیت رفتار خواهیم کرد.
{$sepehr_key_222141}
ایران مقتدر، سایه تهدید را با قدرت از سر خود و جبهه مقاومت دور کرده و این پیروزی، واقعیتی است که تاریخ آن را بهعنوان سرفصل جدید قدرت جمهوری اسلامی ثبت خواهد کرد. شرایط منطقه پس از این توافق، دیگر به دوران پیش از جنگ بازنخواهد گشت. ایران امروز به یک بازیگر انکارناپذیر در نظام بینالملل تبدیل شده است. حتی کشورهایی که پیشازاین در جبهه خباثت بودند، امروز به این واقعیت پی بردهاند و برای میانجیگری صف کشیدهاند.
این توافق، سایه شوم جنگ و تهدید را از سر کشور کنار زد؛ چراکه فضای بلاتکلیفی، در تمامی ارکان جامعه، کارکردهای اصلی کشور را مختل میکرد. ما این فضا را باز کردیم تا کشور به مسیر عادی و پیشرفت بازگردد؛ البته که تقابل ما با گفتمان استکبار، یک تقابل مقطعی نیست، این یک جنگ تاریخی و ماهیتی است، اما مهم این است که در این «مقطع سرنوشتساز»، ما پیروز شدیم و اهداف دشمن را ناکام گذاشتیم.