به گزارش شهرآرانیوز؛ بسته کیک را باز میکند و آن را دست پسرک میدهد. چند دقیقهای آن را این دست و آن دست و بعد هم به سمت ردیف شمشادهای کنار پیادهرو پرت میکند. کمتر از پنجدقیقه بعد رفتگری جارو بهدست خم میشود و به سختی آن را از میان شمشادها بیرون میکشد و درون سطل زباله همراهش میاندازد. بعد هم شروع به جارو زدن پوست تخمههای کنار نیمکت ایستگاه میکند. نگاه به چهره خستهاش میکنم. بیش از پنجاهسال باید داشتهباشد. بهجای آن شهروند بینزاکت من خجالت میکشم و رویم را برمیگردانم.
بیستمتری ایستگاه نوجوانی سینی بهدست درحال تعارف شربت است. انگشتشماری از میهمانهایش لیوانها را همانجا پای میز رها کرده و رفتهاند. پسرک وقت که خالی میکند، خم میشود و لیوانها را جمع میکند. زیرلب کلی غر میزنم از این حجم بیمبالاتی برخی آدمها. نمیدانم هرگز در زندگیشان به چند دقیقه پس از الانشان فکر هم میکنند یا نه!
حتم دارم از این صحنهها زیاد در پیرامون خودتان دیدهاید، بهویژه در مناسبتهایی مانند دهه پایانی صفر یا دهه اول محرم که در آستانه آن قرار داریم. رهاکردن آشغالها تنها بخش کوچکی از زحمتی است که برخی شهروندان برای خادمان بیادعای شهرمان ایجاد میکنند و افزونبر آن چهره نازیبایی هم به شهر میبخشند. برای همین امروز یکبار دیگر به بهانه روز تکریم پاکبانها میخواهیم قدری درباره مشکلات این عزیزان باهم صحبت و برخی نکات را به خودمان و دیگران یادآوری کنیم.
اغتشاشات دیماه گذشته هزینه زیادی را به شهرمان تحمیل کرد. برای نمونه ایستگاههای اتوبوس تخریبشده زیادی را دیدیم. بازسازی این خرابیها بودجه زیادی را میطلبد. بودجهای که بهجای آنکه صرف توسعه بیشتر شهر شود باید صرف تعمیر و تجهیز خسارتهای وارده شود.
این را گفتیم که بگوییم هر آسیبی به امکانات عمومی و شهری و هزینهتراشی برای آن برابر است با حذف بودجههای عمرانی و آبادانی شهر در بخشهای دیگر؛ بنابراین رهاکردن آشغالهایی که اصلا به چشم نمیآیند، بهجز افزودن زحمت پاکبانها بهمعنای هدررفت بخشی از منابع شهری در بهکارگیری تعداد بیشتری پاکبان برای جمعآوری زبالهها نیز هست.
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که وقتی زبالههای عفونی یا خطرناکی مانند شیشه، سوزن و تیغ را بدون جداسازی و ایمنسازی درهم میپیچیم و کنار خیابان رها میکنیم، چهخطر جانی را برای پاکبانهای عزیز ایجاد خواهیم کرد؟ کارکردن با وسایل و تجهیزات ایمنی کامل کمترین حق شغلی پاکبان است ولی واقعیت امر چیزی دیگری میگوید و ما کمتر پاکبانی را میبینیم که تا این اندازه مجهز کار کند.
مسئلهای که درجای خودش نیاز به بررسی زیادی دارد و الان صحبت ما نیست. شاید بد نباشد بدانید که سالیانه تعداد چشمگیری پاکبان به علت بیمبالاتی ما در توجه به چنین موضوعهای سادهای ازکار افتاده و بیمار میشوند. درحالیکه با کمی وقت گذاشتن بهراحتی میتوان از آنها پیشگیری کرد.
آنچه را میخواهیم درباره آن صحبت کنیم مادرها بیشتر از هرکس دیگری درک میکنند. جاروکردن و نظمبخشی به اوضاع نابسامان خانه کار هرروزه مادران عزیز است و خوب میدانند که ریختوپاشهای بچهها چه بار اضافی را به زحمتهای ثابت شبانهروزی آنها میافزاید و پس از مدتی نهتنها سبب خستگی جسمی که باعث فرسودگی روحی آنها هم خواهد شد. این وضعیت دقیقا برای شهرمان هم صدق میکند. آشغال ریختن ما یعنی ایجاد کار اضافی برای پاکبانهایی که وظیفه تمیزماندن چند کوچه و خیابان به آنها سپرده شدهاست و در پایان ماه برای بیمبالاتی ما چه بسا توبیخ خواهند شد.
فرقی ندارد چله تابستان باشد یا زمستان، روز باشد یا شب، تعطیل باشد یا روزکاری، عید باشد یا عزا، شرایط غیرمعمولی مانند همهگیری کرونا برجامعه حکمفرما باشد یا شرایط عادی؛ در هر شرایطی پاکبانها، این خادمان بیادعای شهر، سرکار هستند و وظیفه خودشان را انجام میدهند.
شاید بهیاد داشتهباشید تا همین دو دهه پیش پاکبانها بخشی از اهالی هر محله محسوب میشدند و مردم به مناسبتهای مختلف از تلاشهای بیمنت آنها قدردانی میکردند، مانند عیدی یا ماهیانه. برخی هم با تدارک یک میانوعده ساده یا حتی صبحانه و ناهار از این عزیزان پذیرایی میکردند. چقدر خوب است که این سنتهای پسندیده باز در هرمحله شایع شود و ما شاهد هواداری شرافتمندانهای از پاکبانها باشیم.
تجمع زبالهها درون یک کیسه پلاستیکی پس از بیستوچهار ساعت بهتنهایی عامل ایجاد بوی بسیار ناخوشایند و انبوهی از بیماریهاست، حالا به این کیسه زباله کلی شیرابه و موادشیمیایی دیگر مانند تمیزکنندهها هم اضافه کنید که در دمای بالای تابستان پس از چند روز ماندگاری در سطل زباله خانه تبدیل به یک بمب بیولوژیکی خواهد شد.
بمبی که ما حتی برای یکساعت هم تحمل نگهداری آن را در خانه نداریم، ازاینرو در اولین فرصت آن را در گوشهای از خیابان یا در بهترین حالت مخازن نگهداری زباله رها میکنیم. درحالیکه افزونبر اینکه ساعت و محل بیرونگذاشتن زبالههایتر در شبانهروز مشخص است، نگهداری از آنها هم در خانه اصولی دارد که مانع از راه افتادن شیرابه در کوچه و خیابان و بوی بسیار نامطبوع خواهد شد.
با این توضیح حالا راحتتر میتوانیم شرایط پاکبانها را درک کنیم که در این روزهای بسیار گرم و دمای بالاتر از ۳۵ درجه مجبورند از گوشهوکنار خیابانها پاکتهای زباله ما را جمعآوری و تا مقصدی مناسب با خود حمل کنند؛ تازه اگر پاکت سالم و حیوانی آن را ندریده باشد.
{$sepehr_key_222185}
به هزارویک علت بخشی از کار پاکبانهای عزیز در شب انجام میشود. حتما درباره خبرهایی که از تصادف یا خفتگیری آنها در رسانهها منتشر شدهاست، چیزهایی شنیدهاید. بخشی از علت این کار شبانه به ضرورتهای شغلی آنها برمیگردد، مانند رنگآمیزی خیابانها یا تمیزکردن بزرگراهها و بخشی هم به تمایل خود آنها برای فرار از نگاهها و زخمزبانهای دیگران مربوط میشود.
شاید بد نباشد بدانید؛ برخی از این عزیزان عنوان شغلیشان را از دیگران پنهان میکنند. این احساس سرخوردگی برای فرزندانشان شرایط سختتری را هم رقم میزند و علت آن هم نگاه غیراخلاقی برخی افراد به این عزیزان و شغل شریف پاکبانی است. بیایید سعی کنیم از امروز در برخوردهایی که با این عزیزان در کوچه و خیابان داریم، مدام این موضوع را مدنظر داشتهباشیم.
همچنین با فرزندمان که احتمالا پدر همکلاسیاش به شغل شریف پاکبانی مشغول است، کمی دراینباره حرف بزنیم و باید و نبایدهای اخلاقی را به او گوشزد کنیم.
بهجز پلیسهای راهنماییورانندگی که حضورشان در خیابان، خود تابلوی هشداری برای رانندگان است، پاکبانها را هم زیاد میتوان وسط یا گوشهوکنار خیابان دید. این حضور روز و شب هم ندارد. اتفاقا شبها حجم کارشان بیشتر هم میشود. این یعنی که باید بیش از پیش حواسمان به حضور و کار آنها در خیابانها باشد. قرار نیست که همیشه سرعت بالا یا بیاحتیاطی ما سبب خسارت مالی به یک راننده دیگر شود، خیلی وقتها جانی این وسط گرفته و خانوادهای داغدار میشود.
معمولا لباسهایی که پاکبانها میپوشند، بخشهای شبرنگی دارد که در تاریکی میدرخشند، با همه اینها باید به هنگام رانندگی بهویژه در شب حواسمان به این نکته باشد که هرلحظه ممکن است کسی با یک جارو از لابهلای شمشادهای وسط بولوار خارج شود یا در گوشهای کور از خیابان نشسته و درحال رنگآمیزی باشد.