به گزارش شهرآرانیوز؛ در هیاهوی تعریفهای رایج از موفقیت و شغل، هنوز مسیری وجود دارد که نه با منطق درآمد و بازار، که با عشق به حقیقت و میراثی به بلندای تاریخ، تعریف میشود؛ مسیری که نامش طلبگی است؛ راهی که یک تعهد قلبی برای زمینهسازی ظهور است و لباسش، نه یک یونیفرم اداری، که نمادی از امانتداری رسالت پیامبران.
این مطلب، گفتوگویی صمیمانه با حجتالاسلاموالمسلمین ابوالفضل فروتن، استاد حوزه و دانشگاه، برای پاسخ گفتن به بعضی سؤالات جوانان درباره حوزه و طلبگی، به بهانه ایام پذیرش حوزه علمیه خراسان است. (آخرین مهلت پذیرش ۳۱ تیرماه است)
استفاده از عنوان «سرباز امام زمان (عج)» برای طلبهها، ریشه در این نگاه دارد که طلبهها خود را آماده خدمت به حضرت مهدی (عج) میبینند و وظیفه خویش را ترویج دین و باورهای مکتب و دفاع از ارزشهای اسلامی و زمینهسازی برای ظهور آن حضرت میدانند.
تعبیر «سرباز»، نشاندهنده آمادگی برای فداکاری، اطاعت و حضور در میدان عمل به فرمان امام زمان (عج) است.
این نامگذاری، بیشتر جنبه تربیتی و انگیزشی دارد و نشانگر ارتباط قلبی و تعهد عملی طلاب به امامشان است. طلبه در عرصه علم و عمل، میتواند دستورات و دغدغههای دین و ائمه معصوم (ع) را برای مردم تبیین کند و در عصر غیبت، تلاش میکند مردم را برای شناخت معارف دین یاری کند و با دعوت از مردم و ورود آنها در خیمه اطاعت از خداوند و معرفت دین و خداوند برای ولیخدا سربازی کند.
یادگیری معارف دین و یاری رساندن به دین خدا، منحصر به طلبه شدن نیست.
عنوان «سرباز امام زمان (عج)» برای طلبهها، یک اصطلاح تخصصی و نمادین برای نشان دادن وظیفه سنگین آنهاست، اما حقیقت بسیار گستردهتر از این است.
چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد:
۱. یادگیری معارف و احکام دین بر همگان واجب است. (نهفقط طلاب)
در آموزههای اسلامی، یادگیری احکام و معارف ضروری دین بر هر فرد مسلمان، واجب عینی است.
۲. یاری دین خدا، محدود به لباس یا عنوان خاصی نیست.
قرآن کریم «یاری دین خدا» را به عموم مردم، در هر شغل و نقشی مورد توجه قرار میدهد: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ: اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند.» (سوره محمد، آیه۷)
۳. تفاوت طلبه با دیگران، در تخصص و تمرکز است.
۴. الگوی «جهاد تبیین» و یاری دین در عصر حاضر.
امروز، یاری دین خدا شکل وسیعتری پیدا کرده است. با گسترش شبهات در فضای مجازی، هر کسی که بلد باشد و در شبکههای اجتماعی فعال باشد، میتواند یک «سرباز دین و امام زمان (عج)» به معنای عام و کلی باشد.
امام خامنهای بارها بر «جهاد تبیین» تأکید کردهاند: یعنی هرکه در هر لباس و شغلی، با سواد رسانهای و دانش دینی خود، حقایق را بیان کند، اگر این مأموریت را انجام داد، لباس سربازی دین را به تن کرده است.
طلبهها «نیروی تخصصی و تماموقت» این عرصه هستند، اما «سپاه امام زمان (عج)» تمام مؤمنان هستند.
به قول معروف: «همه سربازان امام زمانیم، فقط در سنگرهای متفاوت.»
نقش طلبه، تخصص و تمرکز است، طلبهها سالها وقت میگذارند تا منابع عمیق دین (قرآن، حدیث، فقه، اصول، فلسفه، عرفان و...) را بهصورت تخصصی یاد بگیرند، وظیفه اصلی آنها، استنباط احکام، حل مسائل نوظهور، تربیت مربیان دینی و پاسخ به شبهات است. یک طلبه مانند پزشک متخصص است؛ همه میتوانند بهداشت را رعایت و بیماریهای ابتدایی را مدیریت کنند، اما تشخیص یک بیماری پیچیده و جراحی، کار پزشک ماهر و متخصص است. به همین ترتیب، همه میتوانند معارف دین را بفهمند، اما اجتهاد و استنباط حکم شرعی از منابع، کار متخصص علوم دینی است که از رسالتهای طلبگی است.
این تعبیر که به لباس طلبگی «لباس پیغمبر (ص)» گفته میشود، بیشتر یک نگاه نمادین، از روی احترام و توجه عرفی درمیان مردم است نه یک اصطلاح دقیق تاریخی و روایی.
لباس طلبه (عبا و قبا و عمامه) معمولا بهخاطر تشابه شکلی (مثل عمامه و ردای بلند) به لباس عرب زمان پیامبر (ص) است.
همچنین این احترام گذاشتن مردم به طلبه ملبس، بهخاطر تقدس جایگاه طلبگی است. مردم، چون طلبه را حامل علم پیامبر (ص) میدانند، به لباس او هم احترام میگذارند و گاهی آن را با لباس پیامبر (ص) یکی میپندارند.
در فرهنگ عمومی، گاهی برای احترام و تأکید بر مسئولیت خطیر طلبه، گفته میشود «لباس پیغمبر (ص) را به تن کرده است.» یعنی بیشتر از همگان باید مراقب رفتار و کردار خود باشد و نقش الگویی برای رفتار و کردار طلبه مطرح میشود.
{$sepehr_key_222462}
طلبه شدن به معنای ترک دنیا (رهبانیت یا گوشهگیری از زندگی) نیست، بلکه در فرهنگ اسلامی و شیعی، طلبه شدن یعنی حضور مؤثر در جامعه برای خدمت به مردم و اصلاح امور دنیا و آخرت، براساس ارزشهای دینی.
اسلام با «ترک دنیا» به معنای رهبانیت مخالف است. در قرآن و روایات، رهبانیت و گوشهگیری از زندگی دنیوی و ترک لذتهای حلال، نهی شده است. پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «لا رَهْبانِیَّه فِی الْإِسْلامِ: در اسلام رهبانیت و گوشهنشینی و گوشهگیری، مطلوب نیست.»
اسلام دین زندگی، تلاش، کار، تشکیل خانواده و تعامل اجتماعی است. طلبه نیز بهعنوان یک مسلمان، موظف به رعایت همین اصول است.
وظیفه اصلی طلبه «حضور در جامعه» است، نه فرار از آن. هدف از طلبه شدن، تربیت کارشناسان دینی است که بتوانند به سؤالات و نیازهای مردم در عرصههای مختلف پاسخ دهند.
راهب مسیحی گاهی برای تمرکز بر عبادت، از ازدواج و بسیاری از لذتهای دنیوی، چشم میپوشد و در صومعه گوشه میگیرد.
اگر منظور از «ترک دنیا» زهد باشد، آنهم به معنای «دنیا را برای آخرت رها کردن» نیست، بلکه به معنای «دنیا را برای خدا به کار گرفتن» است. طلبهها نیز مثل همه مسلمانان به «زهد اسلامی» دعوت شدهاند؛ یعنی دلبسته مال و مقام نباشند، اسیر شهوت و تجمل نشوند، آخرت را بر دنیا مقدم بدانند، اما از نعمتهای حلال دنیا استفاده متعادل کنند.
امام علی (ع) در توصیف متقیان میفرمایند: «از دنیا به مقدار نیاز برمیگیرند، اما دل به آن نمیبندند.»
طلبگی «شغل» نیست، «رسالت» است. در نگاه بنیادین حوزههای علمیه، طلبگی یک «شغل» به معنای حرفهای مثل پزشکی، مهندسی یا معلمی نیست، بلکه یک «وظیفه» و «منش» است: یعنی کسی که تمام زندگیاش را وقفِ فهم و ترویج دین کرده است. یک «رسالت» شخصی است.
طلبه کسی است که خود را موظف به یادگیری و عمل به دین و پاسخگویی به نیازهای فکری و شرعی جامعه میداند. او داوطلبانه این مسیر را انتخاب کرده است، نه برای کسب درآمد، بلکه برای «خدمت به خدا و دین او.»
در فرهنگ دینی، طلبگی را با تعبیر «طالبالعلم» (جستوجوکننده علم و دانش) میشناسند و معتقدند که این مسیر را نباید به چشم یک حرفه دنیوی نگاه کرد؛ چون ارزش آن از هر شغلی بیشتر است و انگیزه الهی دارد. از این نظر، به طلبه میگویند «طالب علم» نه «کارمند دین».
ازطرفی، طلبگی شبیه یک «شغل تماموقت» است. در زندگی واقعی و عرف جامعه، طلبگی الزاماتی دارد که آن را به یک اشتغال تماموقت شبیه میکند؛ طلبه هر روز ساعات معینی در کلاسهای درس (حوزه) حاضر میشود، کتاب میخواند، تحقیق میکند، درس میدهد، منبر میرود، دروس خارج فقه و اصول را دنبال میکند.
بیشتر طلبهها برای تأمین معاش یا «شهریه» (کمکهزینه تحصیلی ازسوی مراجع یا حوزه) دریافت میکنند یا به تدریس، امامت جماعت، وعظ و سخنرانی و اندکی هم به مشاغل آزاد (مثل مغازهداری، برنامهنویسی، ترجمه و...) میپردازند.
اگر از یک طلبه این موضوع پرسش شود، میگوید: «طلبگی شغل نیست؛ هدف و سبک زندگی من است.»
طلبگی، یک «رسالت الهی» است که تمام زندگی فرد را دربرمیگیرد.
بزرگان و استادان اخلاق و عالمان دینی، کسی را که برای تأمین مالی و رفع بیکاری (بدون انگیزه الهی) وارد حوزه شود، منع میکنند.
گرچه الان دسترسی نداریم که حضوری محضر امام معصوم (ع) شرفیاب شویم، کلمات نورانی ایشان برای ما به یادگار گذاشته شده است که میتوان نظرات آنها را بهدست آورد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.» واضح است که این علم، همان معارفی است که در دین مقدس اسلام برای سعادت در دنیا و آخرت بیان شده است.
امام صادق (ع) میفرمایند: «دوست ندارم ببینم جوانی را مگر اینکه یا عالم است یا جویای علم و طالب علم.» این دست از کلمات، نشاندهنده دعوت امام معصوم (ع) از تمام کسانی است که میتوانند در این مسیر، انجام وظیفه کنند؛ و ازطرفی مراجع تقلید و علمای حوزه توصیه میکنند که افراد مستعد و متعهد، راه طلبگی را در پیش بگیرند تا نیاز جامعه به «فقیه» و «کارشناس دین» تأمین شود. امام زمان (عج) در توقیع شریف فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاة حَدِیثِنَا. در رویدادها و اتفاقات، به راویان حدیث ما مراجعه کنید.» این راویان حدیث، همان فقها و مجتهدان عادل هستند که حاصل نظام طلبگی امروزند.
{$sepehr_key_222463}
شاگردی امام صادق (ع)، یکی از بزرگترین افتخارات طلاب حوزههای علمیه است. در عصر غیبت، حیات مکتب اهلبیت (ع) و نشر معارف دین، مدیون فقیهان و عالمانی است که با مجاهدت شبانهروزی، میراثی گرانبها برای ما به جا گذاشتند. آنان در هر شرایط سخت، رساندن پیام اهلبیت (ع) به پیروان اسلام را وظیفه خود دانستند.
پس از رسول خدا (ص)، جز دوران کوتاهی از حکومت امیرالمؤمنین (ع)، هیچگاه حکومتی منطبق بر موازین اسلام ناب، شکل نگرفت تااینکه فقیهی از ایران اسلامی قیام کرد، دربرابر طاغوت ایستاد، نظام شاهنشاهی را برانداخت و با انقلاب خود، جهان را با اندیشههای ناب دینی آشنا ساخت.
عظمت حوزههای علمیه در این است که شاگردان آنها، راه امامان معصوم (ع) را ادامه دادند و به ایرانیان و آزاداندیشان جهان، درس ایستادگی در برابر زورگویان و استکبار را آموختند.
در رأس این بزرگان، رهبر شهید انقلاب، قائد امت، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای قرار دارد. ایشان در پنجاه سال اخیر، با رهبری خویش و حضور در میدان جهاد علمی و عملی، دنیا را تکان دادند و زمینهساز اقتدار مظلومان جهان شدند.
حوزه علمیه تنها مکتب دانستن نیست؛ کارگاه انسانسازی است که مردانی، چون شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید مفتح و شهید سیدعلی خامنهای را تحویل جامعه داد؛ رهبر شهیدی که هم فقیه بود، هم مفسر، هم فیلسوف و هم مدیری توانا در پیچیدهترین روزهای انقلاب. او ثابت کرد که طلبه میتواند هم اهل نماز شب باشد، هم اهل تدبیر و شهادت. اگر میخواهی نسخه کامل «عالم مجاهد» را تکرار کنی، امروز وقت ورود به حوزه است.
وقتی از الگوی تراز طلبگی حرف میزنیم، رهبر شهید آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای، یک نقطه عطف است. او نشان داد که فقاهت عمیق، مدیریت ناب انقلابی و روحیه شهادتطلبی، هیچ تنافی باهم ندارند. امروز حوزه علمیه، تشنه جوانانی است که این مسیر ترکیبی را ادامه دهند؛ با ورود به حوزه، وارث مکتب خامنهایای باش!