به گزارش شهرآرانیوز؛ مرد جوان درحالی که با تلفن همراهش درحال تماشای تحلیل یک برنامه اینترنتی مربوط به جام جهانی بود، با راکب و ترک نشین یک دستگاه موتورسیکلت چشم در چشم شد. موتورسیکلت از کنار او عبور کرد، اما نگاه خوف انگیز سرنشینان آن، ترسی ناگهانی در دلش انداخت. حس ششم به او میگفت که موتورسیکلت دور میزند و به سمت او بازمی گردد.
به همین دلیل، برنامه را بست و گوشی اش را در جیب شلوارش گذاشت. در یک چشم برهم زدن، موتورسیکلت کنار او توقف کرد و مرد جوان دریافت که حسش درست بوده است. ترک نشین موتورسیکلت با لحنی خشن و دستوری به مرد جوان گفت: «گوشی رو رد کن بیاد.»
مرد جوان که ضربان قلبش بالا رفته بود و صدای تپش آن را میشنید، برای فاصله گرفتن از موتورسواران وارد پیاده رو شد تا از مهلکه فرار کند، اما درواقع با رفتن به محلی خلوت و دور از چشم دیگران، فرصتی را فراهم کرد که زورگیران میخواستند. ترک نشین بلافاصله از موتور پایین پرید و قمهای به طول پنجاه سانتی متر از کمرش بیرون کشید. این زورگیر با تهدید مرد جوان، دست در جیبهای او کرد و گوشی اش را برداشت و روی ترک موتورسیکلت پرید و با همدستش فرار کردند.
حدود پانزده دقیقه بعد، مشابه همین اتفاق برای دختری جوان تکرار شد. این دختر از یک کلینیک پزشکی در خیابان یاسمن خارج شده بود و هنگام تماس با تلفن همراه برای گرفتن تاکسی اینترنتی، همان موتورسیکلت در کنار او توقف کرد. ترک نشین با همان صدای خشن گفت: «گوشی رو بده بیاد.» دختر خواست با داد و فریاد توجه دیگران را جلب کند، اما به محض دیدن برق قمه بلند ترک نشین، زبانش بند آمد. زورگیر گوشی او را قاپید و همراه همدستش گریخت.
برخلاف پسر جوان که پس از زورگیری کسی به کمکش نرفت و نتوانست حتی به موقع با پلیس تماس بگیرد، پس از سرقت گوشی دختر جوان، شهروندان زیادی به یاری او رفتند. حتی دو خودرو قصد تعقیب موتورسیکلت سارقان را داشتند، اما در ترافیک آنها را گم کردند. شهروندان ضمن دلداری و دادن قوت قلب به دختر، پلیس را در جریان زورگیری قرار دادند. در واکنش به این تماس ها، سرهنگ ابراهیم خواجه پور، رئیس کلانتری سجاد، بلافاصله با صدور دستوراتی تخصصی، تیمهای گشت این مرکز را راهی محل سرقت کرد.
در آغاز رسیدگی به این گزارش، تیمهای گشت پلیس راهی محل سرقت شدند. سرعت عمل پلیس و گزارش زودهنگام این سرقت باعث شد یکی از واحدهای گشت که در مسیر خیابان یاسمن بود، با موتورسیکلتی روبه رو شود که راکبان آن مشکوک بودند. پس از عبور گشت پلیس از کنار موتورسیکلت متهمان، مأموران زمانی بیشتر به آنها مظنون شدند که دیدند پلاک موتورسیکلت تا خورده است.
پس از اعلام این موضوع به رئیس کلانتری سجاد، سرهنگ خواجه پور گشت دیگری را به محل اعزام کرد و از مأموران خواست به جای رفتن به محل سرقت، این موتورسیکلت را به طور نامحسوس تعقیب و سپس شناسایی کنند. در پی این دستور، گشت پلیس دور زد و به جای حضور در محل سرقت، تعقیب نامحسوس متهمان را آغاز کرد. تعقیب موتورسیکلت از منطقه سجاد تا محدوده بولوار توس ادامه یافت تا اینکه راکبان موتورسیکلت به محض مشاهده چند مرد جوان در حاشیه خیابان توقف کردند. پس از توقف متهمان، مأموران که بهترین فرصت را برای دستگیری آنها یافته بودند، عملیات را آغاز کردند، اما متهمان با جداشدن از یکدیگر پا به فرار گذاشتند.
راکب موتورسیکلت به محض مشاهده پلیس، با رهاکردن همدست و موتورسیکلتش متواری شد، اما ترک نشین که متهم اصلی زورگیری بود، وارد کوچههای تنگ و باریک منطقه خیبر شد. پس از طی مسافتی، او برای اینکه مأموران را از تعقیب منصرف کند یا دست کم جرمش کمتر شود، در حین فرار دستش را در جیب کرد و شروع به پرتاب گوشیهای همراه به اطراف کرد.
برخلاف انتظار متهم، مأموران نه تنها از تعقیب او منصرف نشدند، بلکه یکی از مأموران برای مراقبت از گوشیهای مردم تلاش میکرد گوشیهای پرتاب شده توسط متهم را پیدا کند. درنهایت، مأموران چهار دستگاه گوشی را که متهم در مسیر فرار پرتاب کرده بود، از روی زمین کشف کردند. همه گوشیهای کشف شده به دلیل داشتن قاب محکم، آسیب جدی ندیده بودند و فقط گلس آنها شکسته بود.
پس از انتقال متهم به مقر پلیس، از مال باختگان برای شناسایی او دعوت شد. زمان زیادی از زورگیری نگذشته بود و هر دو هنوز در شوک بودند، اما مرد جوان با دیدن متهم گفت که این شخص با قمهاش من را تهدید کرده و گوشیام را به زور گرفته است.
زن جوان نیز در برابر مأموران گفت هنوز از ترس متهمان، حس میکنم موهای سرم میلرزد. زن جوان که با مشاهده دستبند بر دستان متهم کمی آرامتر شده بود، در ادامه اضافه کرد که این فرد که حالا آرام است، در خیابان یاسمن با یک سلاح به من حمله کرد و گوشیام را گرفت.
{$sepehr_key_222552}
پس از شناسایی متهم توسط دو مال باخته، او که نمیخواست همه جرائم را به تنهایی به گردن بگیرد، سعی کرد همدستش را که او را رها کرده و گریخته بود، متهم اصلی معرفی کند. او در چندین مرحله بازجویی تخصصی، ضمن اعتراف به چند فقره زورگیری، ادعا کرد: «من کارگر یک کارواش هستم. در این کارواش با ابراهیم معروف به «ابی مای بیبی» آشنا شدم.
او یک مجرم سابقه دار و حرفهای است. او حتی دزدی را به من یاد داد و گفت چطور گوشی را با تهدید از شهروندان بگیرم.» پس از تکمیل اظهارات متهم، او به دادسرا منتقل شد، اما تحقیقات پلیس برای دستگیری ابی، شناسایی مال باختهها و کشف جرائم احتمالی این دو متهم همچنان ادامه دارد.