به گزارش شهرآرانیوز؛ در دنیای پرشتاب امروز، جایی که سنتها با موجهای مدرنیته در هم میآمیزند، حفظ اصالت به چالشی بزرگ تبدیل شده است. مستند «رسم صدساله» تنها یک گزارش تصویری نیست، بلکه روایتی است از ریشههای عمیق یک فرهنگ. ابراهیم شفیعی تهیه کننده و کارگردان مستند رسم صدساله در گفتوگو با شهرآرانیوز، به بررسی انگیزههای ساخت این مستند، دغدغههای شخصی او در مواجهه با تغییر شیوه عزاداری، یافتههای تاریخی و ضرورت حفظ این میراث برای نسلهای آینده میپردازد.
مستند «رسم صدساله» روایتگر قصهای است که ریشه در تاریخ دارد. چه چیزی در دل این روایت بود که شما را برای حضور در این پروژه ترغیب کرد؟
عامل اصلی این پروژه، تجربه بیش از بیست سال حضور مستمر در این مراسم بود. من همیشه از دور به این سنتها نگاه میکردم و جذب جزییات و فرهنگ مردم میشدم. همچنین موقعیت جغرافیایی و مذهبی خاص حرم حضرت عبدالعظیم همیشه مرا به خود جذب میکرد. اگرچه همه تصور میکنند من متولد شهرری هستم که نیستم، اما در واقع شناخت عمیقی از این منطقه دارم. همین مشاهدهی بیستساله باعث شد تا تصمیم بگیرم از نزدیک با مردم گفتوگو کنم و این مستند را بسازم.
یک روز با خودم فکر کردم: «چرا با این همه عظمت، هنوز مستند جامعی از این مراسم ساخته نشده است؟» با جستوجو متوجه شدم که تاکنون هیچ فیلم مستندی که تاریخچه این مراسم را بیان کند، تولید نشده و آنچه وجود دارد، تنها در حد کلیپهای کوتاه یا گزارشهای خبری گذری است؛ بنابراین تحقیقاتم را آغاز کردم؛ یک سال زمان صرف تحقیق شد تا بفهمم ریشههای این مراسم چیست. از آغاز پیشتولید تا پایان تدوین، مجموعاً یک سال و نیم طول کشید.
ایده اولیه این اثر چگونه شکل گرفت؟
این پروژه بخشی از دغدغههای شخصی من بود. من معتقدم در سنتها، هر چیز که قدیمیتر است، اصالت بیشتری دارد. با این حال، احساس میکنم مدتی است شیوه عزاداری دچار نوعی دوپارگی شده است؛ یعنی فضا در حال تغییر است و به سمت سبکهای جدیدی میرود که نمیتوانیم بدون شناخت، درباره خوب یا بد بودن آنها قضاوت کنیم، اما این تغییر ملموس است.
در گذشته، مثلاً در بازار تهران، عزاداریها بر روی چهارپایه بود و با سوز و گدازی خالصانه انجام میشد؛ مانند داستان معروف حاج اکبر ناظم که با ایمان و حماسهی خود، در میان مردم ماندگار شد. اما امروز، فضا به سمت زرقوبرق، بلندگوهای بسیار بلند و حتی سبکهای هیجانی مدرن رفته است. من قصد قضاوت ندارم، اما میخواستم آن فضای قدیمی و اصیل را دوباره به تصویر بکشم. در فیلمم، هم بخشهای سنتی را روایت کردهام و هم گوشههایی از این تغییرات جدید را نشان دادهام.
بهنظر میرسد شما سعی کردید این فیلم را بیشتر برای نسل جوان، بسازید.
هدف من این بود که فیلمی ساخته شود که هم «پیرغلامها» با آن ارتباط برقرار کنند و هم نسل جوان. میخواستم مخاطب با فیلم ارتباط برقرار کند. اگر فیلم امکان نمایش بیشتری داشت، میتوانستیم بر روی آن بیشتر مانور بدهیم و مطمئن هستم که نسل جوان ارتباط بسیار عمیقی با آن میگرفت. خوشبختانه بازخوردهای اولیه بسیار عالی بوده است. مردم بر دو نکته تأکید داشتند: اول اینکه فیلم توانسته است «حس و حال قدیم» را به خوبی منتقل کند و دوم اینکه باعث «آگاهی» آنها نسبت به تاریخچه مراسم و عزاداریها شده است. اگر این اثر بدون سانسور از رسانههای ملی پخش شود، معتقدم بازخوردهای بسیار قدرتمندتری دریافت خواهد کرد.
در طول تحقیقاتتان برای این مستند، به چه یافتههای تاریخی جالبی درباره ریشههای عزاداری در ایران رسیدید؟
تحقیقات ما نشان داد که «مداحی» به شکل امروزی، حدود ۱۱۰ سال است که در ایران وجود دارد. پیش از آن، نوحهخوانی به این شکل رایج نبود و مردم برای عزاداری بیشتر به سراغ «تعزیه» میرفتند. در واقع، حاج مرزوق بود که مداحی نوین را وارد فرهنگ ایران کرد. اینها نکات بسیار مهمی هستند که باید دانست تا بدانیم در کجای مسیر تاریخ ایستادهایم.
{$sepehr_key_223281}
نگاه شما به وضعیت فعلی دین و ارتباط نسل جوان با آن چیست؟ آیا واقعاً فاصلهای میان آنها ایجاد شده است؟
من معتقدم نسل جوان از دین فاصله نگرفتهاند، بلکه آنها فقط به «خوراک مناسب» نیاز دارند. اگر به این مخاطب، محتوای درست و باکیفیت بدهید، قطعاً با دین بازمیگردند. در مورد وضعیت کلی مردم هم، من معتقدم برخی از مردم «بیدین» نشدهاند، بلکه نوعی خستگی از مصلحتاندیشیهای مذهبی را تجربه میکنند اما در ته دلشان، وقتی در جایی گیر میکنند، باز هم به همان ریشهها و به امام حسین (ع) پناه میبرند.
مردم ما با دین مشکلی ندارند. همین که در شرایط پساجنگ و با تمام سختیها، باز هم در شبهای محرم با عشق زیر پرچم امام حسین (ع) سینه میزنند، در کف خیابانها عزاداری میکنند و با سخاوتی بیمانند به دیگران چای و شربت میدهند، نشان میدهد که آن پیوند عمیق و قلبی، هرگز از بین رفته است.