سمیرا منشادی| شهرآرانیوز؛ در خانه باز است و بانوان محله یکییکی وارد میشوند. بعضی روی فرشهای اتاق مینشینند، بعضی مشغول احوالپرسیاند و عدهای هم منتظر شروع روضه هستند. کتیبههای مشکی دیوارها را پوشانده است. با آمدن بانوی مداح، صدای روضه بلند میشود. جمعیت سکوت میکند و همه گوش میشوند و برخی چادرها را روی صورت میکشند.
سالهاست که در پنج روز اول محرم، خانه بیبیامجد موسویازغندی در محله انقلاب، میزبان زنانی است که برای عزاداری امامحسین (ع) دور هم جمع میشوند. همسایهها صاحبخانه را به نام بیبیجان میشناسند، بانویی که ۲۳سال است چراغ روضه خانگیاش روشن است و هر سال در ماه محرم و رمضان، بانوان محله را زیر یک سقف گرد هم میآورد.
{$sepehr_key_224102}
بانوی ذاکر روضهاش را به پایان برده است و مهمانها از منزل خارج میشوند. فرصتی است تا با بیبی جان درباره روضههایش صحبت کنیم. برایم یک استکان چای خوشرنگ میآورد. متولد۱۳۶۲ و بزرگشده محله قائم (عج) است. او میگوید: از وقتی به خاطر دارم، محرم که از راه میرسید، مادرم لباس سیاه تنم میکرد و با هم به روضه همسایهها میرفتیم. من و مادرم پای ثابت مجالس روضه و دورههای قرآن محله بودیم. پدر و مادرم افراد متدین و مقیدی هستند که از کودکی، قرآنخواندن را یادم دادهاند. نهساله بودم که بههمراه مادرم به جلسههای قرآن خانم سخدری در قائم۴۰ میرفتم؛ در حال حاضر این بانو برای روضههای خودم مداحی میکند.
کارهای فرهنگی را نیز در دوران نوجوانی آغاز کرده است؛ «پانزدهسال داشتم که دختران محلهمان را در منزل پدریام جمع کردم و به آنها قرائت قرآن آموزش دادم. بعدها که بزرگتر شدم، برای ادامه کارم، دورههای قرآنی سازمان تبلیغات را گذراندم و مدرک مربیگری قرآنی گرفتم. مدتی نیز بهعنوان مربی خادمین شهر بهشت فعالیت داشتم. هنوز هم به دختران، قرآن آموزش میدهم.»
۲۳ سال پیش و با شروع زندگی مشترک، تصمیم گرفت در خانهاش روضه امامحسین (ع) راه بیندازد. بیبیجان میگوید: سال اول زندگی مشترک، روز وفات حضرت فاطمه (س) بود به همسرم گفتم از کودکی در مجالس روضه و دوره قرآن بزرگ شدهام؛ دوست دارم حالا که زیر یک سقف زندگی میکنیم، در خانهمان روضهای خوانده شود. دوست داشتم با توسل و توکل به ائمه (ع) زندگیام را شروع کنم. او هم استقبال کرد.
{$sepehr_key_224104}
این بانو ادامه میدهد: سال بعد به نیت سلامتی امامزمان (عج) و زندهنگهداشتن قیام امامحسین (ع) پنج روز اول محرم را در خانهام روضه برگزار کردم. روزی که پرچم روضه را سردر خانه نصب کردم، بدون اینکه به همسایهها بگویم، خودشان به خانهمان آمدند. هجدهسال در محله قائم (عج) این روضه برپا بود و هنگامیکه به محله انقلاب آمدیم، همسایههای محله قدیم نیز به این روضه آمدند.
او میگوید: هرسال که میگذشت، وسایل پذیرایی و کتیبه برای سیاهپوشکردن خانه را به عشق امامحسین (ع) و برپایی روضه میخریدم. همیشه از اینکه در راه ائمه (ع) از مالم خرج میشود، لذت میبردم. از ته قلب معتقدم روضه امامحسین (ع) به زندگیام برکت میدهد.
دو روز آخر روضه، خانه بیبیجان از صبح حال و هوای دیگری دارد. او دیگ بزرگش را به کمک همسایهها و خانواده بیرون میآورد. زنهای همسایه بهصورت گروهی سبزیها را پاک میکنند و میشویند و حبوبات آش را تمیز میکنند. دیگ آش که روی اجاق میرود، صدای صلوات بلند میشود.
بیبیجان میگوید: همسایههایم همگی اهل کمک هستند؛ از پاککردن سبزی گرفته تا سفره جمعکردن و شستن ظرفها. در طول مدتی که کارها را انجام میدهیم، خواندن زیارت عاشورا، دعای توسل و ذکر صلوات از زبانمان نمیافتد. طی پخت آش به نیت شفای همه بیماران، سلامتی و ظهور آقا امامزمان (عج)، عاقبت بهخیری برای همه جوانان و... دعا میکنیم.
در تهیه این آش علاوهبراینکه بیبیجان مبلغی هزینه میکند، سایر بانوان هم هر نذری داشته باشند به خانه بیبیامجد میآورند، از حبوبات گرفته تا رشته.
این روضه حتی در دوران کرونا که روضهها و دورههای قرآن تعطیل بود، برگزار شده است. این بانوی مدرس قرآن میگوید: به لطف و عنایت صاحب روضه، در آن سالها که کرونا همه را از هم دور کرده بود، ما با رعایت پروتکلهای بهداشتی دور هم جمع میشدیم و روضه برپا بود. شکرخدا کسی هم دچار بیماری کرونا نشد.
در خانه بیبیجان تنها روضه محرم خوانده نمیشود. او از همان سالهای نوجوانی که در منزل پدرش زندگی میکرد و بعد که به خانه خودش آمد، در ماه مبارک رمضان برای همان دخترهایی که از او قرآن یاد میگیرند، سفره افطار پهن میکند.
دراین باره میگوید: در ماه مبارک رمضان دوره قرآن برای بانوان و آموزش قرآن برای دختران برگزار میکنم. دختران دوره قرآنی که سالهای پیش، از من قرآن یاد گرفتند هم به خانهام میآیند و دور هم جمع میشویم.
آن دخترها حالا بزرگ و خودشان صاحب فرزند شدهاند و فرزندانشان در این دوره قرآن شرکت میکنند. بیبیجان میگوید: دخترها برای تهیه و پهنکردن سفره افطار ذوق و شوق دارند. کارها را به دست میگیرند؛ یک جمع دخترانه که درکنارش بزرگترها هم کمک میکنند.
فهیمه شکوهی یکی از همسایههای بیبیجان است که در این روضههای محرم، پای سماور است و ریختن چایهای خوشرنگ برای پذیرایی از مهمانها را به عهده دارد. او میگوید: از وقتی بیبیجان به این محله آمده است، با او آشنا شدهام. از روزی که پرچم عزاداری را به درِ خانهاش نصب کرد، هرروز عصر برای روضه آمدهام.
او ادامه میدهد: بیبیجان روی خوشی دارد و درِ خانهاش به روی همه باز است و برای روضههایش، حتی از محله قدیمش میآیند. همه بانوان محله هر کاری از دستشان بربیاید، برای این مجالس انجام میدهند.
معصومه محمدپور ۲۵ سال است که بیبیجان را میشناسد. آنها در محله قدیم همسایه بودهاند و حالا با آمدن بیبیجان به محله جدید، معصومهخانم هم همراهش آمده است و دوباره همسایه شدهاند. او میگوید: هم در دورههای قرآن ماه مبارک و هم در روضههای محرم تا جایی که توانستهام، شرکت کردهام.
او ادامه میدهد: روزی که قرار است دیگ آش گذاشته شود، ذکر میگوییم و دعا میخوانیم. روضهخوانی در این خانه، به همه ما آرامش معنوی داده است.
{$sepehr_key_224103}