و جنگ که آغاز میشود، عیار آدمها نمایان میشود، نقاب از چهرهها میافتد، مرد از نامرد شناخته میشود، بین عزت و شرافت با سکوت و بی تفاوتی، دیوار بلندی کشیده میشود و نهایتا مشخص میشود هر کسی در ایمان، نوع دوستی و دفاع از ناموس و وطن، چندمرده حلاج است. اینجا شرایط بحرانی است، هیچ کس در امان نیست، هر مکانی حتی بیمارستان، دانشگاه و مدرسه، میتواند هدفی برای وحوش دشمن باشد، پس تکلیف کاملا مشخص است؛ هر کسی وظیفهای دارد، نقشی باید برگزیند و بار مسئولیتی را به دوش بکشد و هیچ کسی حق ندارد و نباید شانه از زیر بار مسئولیت مردم و کشور خالی کند.
دشمن هر آنچه در توان دارد، برای نابودی ما به کار میگیرد. بی طرفها درواقع بی شرفی را انتخاب میکنند و مجاهدان راه حق، بی پروا جان ارزشمند خود را در طبق اخلاص میگذارند و برای تعالی حق و عدالت و استقلال ملی، تقدیم میکنند.
ما در این جنگ پیروزیم؛ یا دشمن را سر جایش مینشانیم یا در جوار قرب حق تعالی و با قهقههای مستانه، شادمانه جام وصال یار و معبود بی همتا را سر میکشیم و نزد او که آرامش دلهای بی قرار است، به برکت و رحمت، روزی میخوریم و این چنین به تعبیر امام شهید و عزیزمان، مرگ خود را «تاجرانه و شرافتمندانه» به نام مقدس شهادت، مزین میکنیم و الحق چه نعمتی والاتر از قرب الهی؟
نیک بنگرید و دقیق مقایسه کنید که صدای آژیرها و انفجار موشکها چه بلایی بر سر دشمن میآورد و دقیقا همین صدا چه حالی به مردم ما میدهد؛ آنها که همچون موشها به فاضلابها پناه میبرند، کجا و مردمانی که شجاعانه ندای عزت و سربلندی سر میدهند، کجا؟ اگر مقاومت جانانه میخواهید، شور مردم را در این روزها ببینید! اگر به دنبال ترجمان «دیپلماسی عمومی» و ارسال پیام اقتدار برای جامعه جهانی و رسانههای بین المللی هستید، به سیل خروشان عاشقان بپیوندید تا از حلقه معرفت و آگاهی جا نمانید.
دشمن به سختی تلاش میکند با اقدامات تبلیغی در جامعه هراسان خود، تاب آوری را افزایش دهد که مردمانش جا نزنند، کم نیاورند و هرج ومرج در سرزمینهای اشغالی فراگیر نشود. اما اینجا چیزی فراتر از «تاب آوری» در جامعه ما جریان دارد و آن «شورآفرینی» است؛ شوری که با شعوری جاودان، پیوند خورده است و ریشه در باور عمیق مردمان به ندای عزتمند و غرورآفرین «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّه» دارد.
{$sepehr_key_224087}
مردمانی که قرنها در طول تاریخ، سنگ امام اباعبد ا... الحسین (ع) را به سینه زدهاند، اکنون بار دیگر در میدان جهادی مقدس، ندای ملکوتی «هل من ناصرینصرنی» را رسا و بی پروا فریاد میزنند و در کشتی نجات امام و سرور آزادگان تاریخ، جای میگیرند که درواقع هر کسی غیر از این کند، یا شکم خود و نزدیکانش را از لقمههای حرام پر کرده است یا دین، شرافت و آزادگی، فقط لقلقه زبانش بوده، یا ریشه اش در آب است و نه خاک و این گونه است که به راستی خوب گفتهاند که «همیشه میان نیلوفر و آب، فاصله است.»
رسانههای تبلیغاتی و بوقهای کَر و کورکنندهای که در رسانههای تروریسم و صهیون، لجن پراکنی میکنند و دروغ میگویند، نمیتوانند واقعیت مردمانی را درک کنند که همچون سرور آزادگان تاریخ، این روزها و شبها فریاد میزنند که اگر دین، شرافت، آزادگی و استقلال قرار است با مرگ ما جاودان بماند، «ای شمشیرها، ما را دریابید!» و در آخر تنها یک کلام باقی میماند، آن هم با فریب خوردگان و وطن فروشان است که به راستی «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید!»