مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ تاریخ برگزاری مراسم عزاداری در شهر مشهد، احتمالا با تاریخ ایجاد آن یکی است؛ یعنی سوگواری بر مصائب اهلبیت عصمت و طهارت (ع) در این شهر که ۱۲۰۰ سال قدمت دارد و طبیعتا در این ۱۲۰۰ سال، تغییرات زیادی را در شیوه و شکل برگزاری پشت سر گذاشتهاست.
در واقع تا پیش از آغاز دوره صفویه، اجتماعات مربوط به عزاداری بسیار محدود بود. سختگیریهایی در این مورد از سوی برخی حکام هر دوره اعمال میشد که اجازه نمیداد شیعیان با آزادی کامل مراسم سوگواری بر مصائب ائمه اطهار (ع) را برگزار کنند. این محدودیتها البته در دوره حکومت سربداران (نخستین حکومت دارای پشتوانه عقاید شیعه اثنیعشری در ایران)، در حدود سال ۷۶۰ قمری کاهش یافت، اما پس از آن تا ابتدای دوره صفویه، همچنان باقی بود.
در دوره صفویه، روند برگزاری عزاداریها از منظر شکلی، دچار تغییر اساسی شد. شیوههای برگزاری و آداب و رسوم عزاداری، براساس فرهنگ هر منطقه شکل گرفت و به تدریج، مجموعهای از فرهنگی غنی پدید آمد که در ساختارهای عقیدتی جامعه ایرانی ریشه داشت و گاه از سوی مردم دیگر سرزمینهای اسلامی نیز، وام گرفته میشد.
ایرانیان که اقامه عزاداری در سوگ ائمه اطهار (ع) را از شعائر بزرگ دینی میدانستند، در برگزاری آن از تمام ظرفیت فرهنگیشان بهره بردند. برخی آداب و شیوههای عزاداری، مانند زنجیرزنی، نخلبندی و ... در تمام کشور استفاده میشد و برخی دیگر مانند آیین «گِلمالی» در نقاطی مانند لرستان محدود و محصور ماند و توسعه چندانی پیدا نکرد.
اطلاعات ما درباره شیوه برگزاری عزاداری در حرم رضوی، طی دوران پساصفویه به نسبت گسترده است. اسناد زیادی در اینباره وجود دارد که میتوان در بررسی تاریخی این موضوع به آنها استناد کرد. قدیمیترین سند مربوط به عزاداری در حرم رضوی، مربوط به سال ۱۰۱۲ قمری و تعطیلی حمام «آغچه» به مناسبت ایام سوگواری دهه نخست محرم است که امروزه با شماره ۴۲۲۳۵ در مرکز اسناد آستانقدس رضوی نگهداری میشود.
این سند نشان میدهد که شیوه عزاداری در آن زمان، انتظام و شیوه برگزاری خاص خود را داشت و از نظر شکلی، دارای فرایندی پیوسته و آراسته بود؛ آنگونه که برای برگزاری آن، باید بازارها و اماکن عمومی را تعطیل میکردند. از دیگر برنامههایی که در مراسم عزاداری مشهد مقدس و حرم رضوی مورد توجه بود و هزینه آن از محل نذورات و موقوفات تأمین میشد، مراسم «نخلبندی» بود که امروزه نمونههای مشابه آن در برخی شهرهای ایران مانند یزد، قابل رؤیت است. در انجام مراسم نخلبندی که حدود ۵۷ سند درباره اجرای آن در مرکز اسناد آستانقدس وجود دارد، عموم هزینهها از محل نذورات و موقوفات مطلقه حرم رضوی تأمین میشد.
آداب پذیرایی از عزاداران نیز، شیوهنامه خاص خودش را پیدا کرد. در دوره پساصفویه، استفاده از خوراکیهایی مانند شربت آبلیمو، قهوه و نیز، اطعام در حجم محدود، معمولا متداول بود و همه ساله از محل موقوفات، هزینه آن تأمین میشد. این رسم در دوره قاجاریه، با استفاده از چای و قلیان تکمیل شد و در این زمینه، علاوه بر سند، حتی تصاویر قابل بررسی و استنادی وجود دارد.
از دیگر بخشهای مهم عزاداری که باید مورد توجه ویژه قرار میگرفت، بخش تأمین روشنایی بود که مبحثی گسترده در ساختار شکلی برگزاری عزاداری ماههای محرم و صفر در حرم رضوی و شهر مشهد است. در میان ایرانیان، روشن کردن چراغ برای درگذشتگان، نوعی یادبود ویژه و احترام فوقالعاده برای اموات محسوب میشود.
در بسیاری از وصیتها و وقفنامهها، به موضوع روشن کردن چراغ بر سر مزار متوفی اشاره شدهاست. به همین دلیل، در ایام سوگواری اهلبیت (ع)، به ویژه در ماههای محرم و صفر، معمولا به طور گسترده از روشنایی برای ابراز ارادت ویژه استفاده میشد و این مسئله، در حجم بالایی از وقفنامههای قدیمی شهر مشهد و حرم رضوی، به چشم میخورد.
یکی از گزارشهای بسیار مهم درباره شیوه برگزاری عزاداری در حرم مطهر که در آن نشانههای مهمی از کاربری روشنایی در عزاداری وجود دارد، گزارشی است که غلامحسینخان افضلالملک کرمانی در کتاب «ظفرنامه عضدی» روایت میکند. گزارشی که علاوه بر جذابیتهای محتوایی، به یکی از رسمهای دیرین عزاداری در مشهد و حرم رضوی، ذیل موضوع روشنایی اشاره دارد؛ رسم شمعگردانی. قبل اینکه بخواهیم درباره این رسم صحبتی داشتهباشیم و گزارش افضلالملک را با هم مرور کنیم، بد نیست کمی با راوی این گزارش آشنا شویم.
میرزاغلامحسینخان افضلالملک، فرزند مهدیخان، اصالتا شیرازی و از نوادگان کریمخان زند بود و نسبش با سه واسطه به مؤسس دودمان زندیه میرسید. البته این مسئله نیازمند بررسی و مداقه بیشتر است. غلامحسینخان در ۲۵ محرم سال ۱۲۷۹ قمری (۱۶ مهر ۱۲۳۴ خورشیدی) در شهر کرمان دیده به جهان گشود.
او در فراگیری علوم عقلی، نقلی و ادبیات، توانمندی فوقالعادهای داشت، به زبان عربی مسلط بود و این تسلط او را میتوان از فرازهای گوناگون کتاب «ظفرنامه عضدی» شناخت. افضلالملک در جوانی به خدمت دولت درآمد، چهارده سال در دارالترجمه ناصری کار کرد و وظیفهاش، ترجمه متون عربی بود.
او مورد توجه شاه قرار گرفت و در برخی سفرهای ناصرالدینشاه، مانند سفر سال ۱۳۰۱ قمری به کلاردشت، هزارچم و کجور، با شاه قاجار همراه شد و در پایان همان سال، همراه با عضدالدوله به مشهد آمد و به هشت ماه، ندیم و مشاور نایبالتولیه آستانقدس بود. این زمان مصادف با دوران حکومت رکنالدوله بر خراسان است.
افضلالملک بعدها پیشکار مالی قم، ساوه و زرند شد و در سال ۱۳۰۷ قمری، دوباره همراه با رکنالدوله به خراسان بازگشت. از این به بعد، افضلالملک در بیشتر مأموریتهای رکنالدوله در نقاط مختلف ایران مانند کرمان، همراه وی بود. او در اواخر دوره مظفرالدینشاه، به تدریج از امور دولتی فاصله گرفت و به پژوهش و نگارش پرداخت. وی سرانجام در ۲۳ محرم ۱۳۴۸ قمری (۱۳۰۸ خورشیدی)، در ۷۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
کتاب «ظفرنامه عضدی» حاصل سفر سال ۱۳۰۱ قمری افضلالملک به مشهد رضوی و حضور وی در این شهر مقدس، طی سال ۱۳۰۲ قمری است. این دوران، مصادف با عصر ناصرالدینشاه است. افضلالملک در این اثر، جزئیات کامل سفر خود را آورده و حتی از خیر نامهها و اشعاری که در این دوره نوشتهاست، نمیگذرد. از ویژگیهای این گزارش به نسبت طویل، پرداختن به جزئیات است.
افضلالملک گزارشی مبسوط از فعالیت مهمانسرای حضرتی در این دوره ارائه میکند که شاید در کمتر منبعی بتوان روایتی چنین دقیق و کامل از آن یافت. او برای مدتی در یکی از حجرههای شمالی صحن عتیق، روبهروی گنبد طلا اقامت کرد و در همین زمان، گزارش شب ۲۹ ماه صفر سال ۱۳۰۲ قمری (۲۸ آذر ۱۲۶۳ خورشیدی – ۱۴۲ سال پیش) را به رشته تحریر درآورد.
{$sepehr_key_224098}
میرزاغلامحسینخان در متن گزارش خود مینویسد: «در شب ۲۹ این ماه که قتل (شهادت) حضرت رضا علیهالتحیهوالثناء است چنانکه معمول بوده، صحن را و حجرات و غرفات را به حکم شاهزاده [رکنالدوله]چراغان کرده به قدر هفتصد نفر از خدام و صاحبمنصبان آستانه مبارکه هر یک شمعی گچی روشن کرده به دست گرفتند و در جلوی ایوان دور تا دور به طریق مربع مستطیل صف کشیدند و شاهزاده [رکنالدوله]حضور داشت. خطیبان خطبه خوانده لوازم عزاداری به جا آمده [و سپس]متفرق شدند.
اجزای دفترخانه مبارکه آستانه مقدسه و بعضی از سرتیپان را شاهزاده دعوت نموده از کارخانه (مهمانسرا) رضویه در آستانِ قدسْ نشان، صرف شام نمودند. امتداد این مجلس تا هفت ساعت از شب گذشته بود.» در این گزارش کوتاه، چند نکته مهم و قابل بررسی وجود دارد:
نخست: رسم شمعگردانی که در متن گزارش به آن پرداخته میشود، احتمالا در اوایل دوره قاجار ایجاد شد، هر چند که گزارشی درباره برگزاری آن در دوره مورد بحث، فعلا وجود ندارد.
دوم: رسم چراغانی به مناسبت سوگواری، شامل روشنکردن چراغهای پایهدار در صحن و چراغهای موسوم به «لاله» بود که بر روی دیوارها نصب میشد و برخی از آنها در تعدادی از عکسهای دوره قاجار قابل مشاهدهاست.
سوم: رسم چراغانی تنها محدود به فضای داخل صحن نبود. نورپردازی در حجرههای بالا و پایین صحن عتیق (انقلاب)، چنانکه امروز متداول است انجام میگرفت و قطعا در این نورپردازی، القای فضای حزن و اندوه به مخاطبان مدنظر قرار داده میشد.
چهارم: در مراسم مربوط به خطبهخوانی و شمعگردانی، حاضران با دعوت رسمی حاکم یا نایبالتولیه حضور پیدا میکردند. افراد دعوت شده، پس از مراسم و برای صرف شام، به احتمال در دارالضیافه حرم رضوی، جنب «کارخانه خادمی» که در آن زمان، بخشی از شمال غرب صحن نو (آزادی) را تشکیل میداد، حاضر میشدند.
پنجم: طبق گزارش افضلالملک، این مراسم تا پاسی از شب ادامه داشت و تا هفت ساعت از شب گذشته، ادامه پیدا میکرد. نکته مهمی که نباید از یاد ببریم این است که درهای حرم مطهر رضوی، معمولا شبها بسته میشد و ساعتی مانده به اذان صبح، آنها را باز میکردند.
البته در این زمینه استثناهایی وجود داشت؛ شبهای قدر، شب عاشورا و شب شهادت امام رضا (ع) استثنا بود و به همین دلیل، در میان براتهای موجود در مرکز اسناد آستانقدس رضوی، بخش معتنابهی از هزینههای برگزاری مراسم عزاداری در حرم مطهر رضوی، به موضوع روشنایی اختصاص دارد که به تفصیل درباره آن صحبت کردیم.