به گزارش شهرآرانیوز؛ ایام محرم و صفر همواره یادآور جلوههای ویژهای از هنرهای نمایشی آیینی در فرهنگ ایرانی است؛ هنرهایی که نه تنها روایت تاریخی، بلکه بخشی از هویت اجتماعی و دینی ما را تشکیل میدهند. در این میان، «پرده خوانی» به عنوان یکی از قویترین رسانههای انتقال مفاهیم دینی و حماسی در فرهنگ بومی، این روزها حال و روز خوشی ندارد. با قاسم سیدی و حسین شیبانی، از هنرمندان باسابقه پرده خوانی در مشهد، درباره وضعیت این هنر در دوران معاصر و آسیبهایی که آن را تهدید میکند، به گفتوگو نشستهایم.
قاسم سیدی با اشاره به جایگاه رفیع پرده خوانی در فرهنگ ایرانی، وضعیت کنونی آن را نگران کننده توصیف میکند و میگوید: پرده خوانی در گذشته یکی از قویترین برنامههای فرهنگی و آیینی ما بود، اما متأسفانه امروز به یک قالب به اصطلاح فرمی، آن هم به شکلی ناقص تبدیل شده است. این هنر اکنون به صورت جدی اجرا نمیشود؛ یا هنرمندان توانمندی که بخواهند این راه را یاد بگیرند و ترویج دهند، حضور ندارند یا شرایط برای فعالیت آنها فراهم نیست.
این هنرمند پرده خوان در ادامه بر ضرورت به روزرسانی در شیوه اجرا، تأکید میکند: یک پرده خوان باید بر بیان خود، ارتباط با مخاطب و از همه مهمتر بر محتوایی که با دغدغههای امروز مردم پیوند دارد، مسلط باشد. اگر بخواهیم با سبک و سیاق قدیمی و بدون بازسازی نگاه هنری، پرده خوانی کنیم، مخاطب امروز ارتباطی با آن برقرار نمیکند. پرده خوانی باید با نگاهی نو و امروزی بازسازی شود.
این هنرمند با اشاره به تفاوت میان گونههای نمایشی آیینی اشاره میکند: امروزه گاهی مفاهیم پرده خوانی را با نقالی یا تعزیه اشتباه میگیرند. نقالی بیشتر بر حماسه متمرکز است، اما پرده خوانی ماهیتی دینی و مذهبی دارد. در شاهنامه خوانی، دست هنرمند برای استفاده از طنز یا حرکات نمایشی متنوع باز است تا تماشاگر را با خود همراه کند، اما در پرده خوانی به دلیل تقدس محتوای مذهبی، ما با محدودیتهای خاصی در اجرا روبه رو هستیم. به همین دلیل، پرده خوان باید چنان مسلط باشد که بتواند مخاطب را بدون توسل به ابزارهای جانبی، به سمت هدف اصلی اجرا، یعنی انتقال پیام و تأثیرگذاری عمیق سوق دهد.
سیدی با نگاهی به تجربیات موفق خود در تهران (از جمله اجرا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) که در آن ارتباطی عمیق میان پرده خوان و مخاطب شکل میگرفت، میگوید: این هنر باید شکل منسجم تری پیدا کند، ترویج شود و مورد آموزش قرار گیرد. هنرمندان اندکی که در این عرصه هنوز نفس میکشند و به این هنر وفادار ماندهاند، سرمایههای فرهنگی ما هستند. مسئولان حوزه هنر باید بدانند که اگر از این افراد استفاده نکنند و به فکر احیای این هنر نباشند، پرده خوانی به خاطرهای دور در تاریخ فرهنگ و هنر ما تبدیل خواهد شد.
وی در پاسخ به سؤالی درباره وضعیت اجرای این هنر در شهر مشهد، از بی مهریهای صورتگرفته گلهمند است و میافزاید: ما اصلا جایگاهی برای رواج پرده خوانی نداریم. اجراها تنها به مناسبتهای خاص و آن هم به شکلی بسیارناقص محدود شدهاند؛ گویی فقط میخواهند صورتی از اجرا را نشان دهند. با اینکه در گذشته با بسیاری از مناطق شهرداری مشهد همکاری داشتیم و پرده خوانیهایی با موضوعات غدیر، سرداران جنگ، محرم و رضوی اجرا میکردیم، سال هاست که دیگر نامی از پرده خوانی در برنامههای شهری شنیده نمیشود.
سیدی که سابقه اجرای بهترین پرده خوانی رضوی در سطح بین المللی را در کارنامه دارد، بر این باور است که نبود حمایت، مهمترین عامل این افول است و به گفته او هرجا که هنرمندی را تشویق میکنید، باید هوایش را هم داشته باشید و به او بها بدهید. مشکل اصلی اینجاست که متولیان و افرادی که در جایگاه تصمیم گیری هستند، شناخت درستی از این هنر ندارند و تنها به پر کردن لیست برنامههای خود میاندیشند، نه به حرمت هنر و هنرمند.
حسین شیبانی، دیگر هنرمند مشهدی، در توصیف جایگاه تاریخی پرده خوانی، آن را هنری کاملا مردمی میداند و میگوید: این ماجرا چنان غنی و ریشه دار است که هرچه درباره آن سخن بگوییم، وقت کم میآید. پرده خوانی هنر همان آدمهای خستهای بود که صبح تا شب در زمین و کارگاه جان میکندند و شب هنگام، در فضای صمیمی قهوه خانه ها، خستگی شان را با شنیدن داستانهای شاهنامه، میلاد ائمه (ع) یا وقایع محرم و صفر به در میکردند.
وی ادامه میدهد: این فضا بسیار صمیمی و گرم بود. تو در حال نوشیدن چای قندپهلوی خود بودی و هم زمان گوش جان به صوت داستانهای تاریخی میسپردی. این هنر، مسئله اصلی فرهنگ بود؛ مخاطب، آن روایتها را با خود به خانه میبرد و برای زن، فرزند و نوه هایش بازگو میکرد. این یک چرخه تربیتی زیبا و بی آلایش بود که امروزه جای خالی آن بیش از هر زمان دیگری حس میشود.
این هنرمند پرده خوان با انتقاد از نبود حمایتهای ساختاری، بیان میکند: این هنر اصلا پرخرج نیست که بگوییم نهادهای متولی به خاطر نبود بودجه از آن حمایت نمیکنند. من صادقانه میگویم دلم میخواست به جای اینکه به عنوان یک هنرمند منتظر باشم، مسئولان فرهنگی با من تماس میگرفتند و میگفتند دهه اول یا دوم محرم فلان فضا را برای اجرا در اختیار دارید؛ اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.
شیبانی میافزاید: برای اجرای پرده خوانی تنها به یک پرده، یک نقال و گوشهای از یک پارک، مترو یا خیابان نیاز است. ما نمیخواهیم حرف ناخوشایندی بزنیم؛ نقل حضرت ابوالفضل (ع) یا مسلم بن عقیل ریشه در فرهنگ و باورهای ما دارد. نمیدانم چرا در این ایام، یا این هنر انحصاری شده و به ما خبر نمیدهند، یا واقعا ارادهای برای اجرای آن وجود ندارد.
وی با اشاره به بازه زمانی کوتاه ده روزه دهه اول محرم تا عاشورا، تأکید میکند: این ۱۰ روز، جایگاه و پایگاه اصلی اجرای پرده خوانی عاشورایی است. در سالهای گذشته، نهادهایی مثل سازمان فرهنگی یا شهرداریها سفارشهای بیشتری داشتند، اما در دو سه سال اخیر این روند به شدت کاهش یافته است. شاید هم اجراهایی در شهر در جریان است و من از آنها بی خبرم؛ اما این سکوت نگران کننده است.
شیبانی به هنر «پرده کشی» و نقاشیهای سنتی هم اشاره و از وضعیت آن اظهار نگرانی میکند: پرده خوانی بدون هنر نقاشی معنا ندارد. من دو سه سال پیش خیلی پیگیر بودم ببینم آیا هنوز کسی هست که به همان شیوه سنتی، روی پارچههای متقال نقاشی کند یا خیر. با پرس وجوهای فراوان، در نهایت پیرمردی را در یکی از روستاهای نیشابور به من معرفی کردند که گفته میشد این کار را انجام میداده است، اما حتی در مورد وضعیت فعلی فعالیت او هم اطمینانی وجود نداشت.
این هنرمند با تأکید براینکه هنر پرده خوانی نیاز به بازخوانی و شاید نوسازی در شیوههای ارائه دارد، بیان میکند: قهوه خانههای قدیم دیگر وجود ندارند و بافت اجتماعی تغییر کرده است؛ اما ظرفیت این هنر برای انتقال مفاهیم عمیق انسانی و دینی در جامعه معاصر، همچنان بکر و دست نخورده باقی مانده است، به شرطی که مسئولان هنری، این هنر کم هزینه و پرمحتوا را دریابند.
این هنرمند پرده خوان مشهدی با انتقاد از رکود در حوزه هنر پرده خوانی، بر ضرورت استفاده از ابزارهای نوین برای بقای این هنر اصیل تأکید میکند و آن را راهکاری برای جلوگیری از فراموشی این میراث فرهنگی میداند.
{$sepehr_key_225669}
شیبانی با بیان اینکه معتقد به به روز شدن هنرهای اصیل است، در این باره میگوید: من خودم در خانه سه چهار پرده نقالی دارم که متناسب با پرده خوانی شاهنامه است. برای تهیه این پرده ها، عکسهای باکیفیت را از اینترنت دانلود کردم، ابعاد مورد نظرم را به چاپخانه دادم و روی بنر چاپ کردم.
در واقع ما ساختار سنتی و اصیل پرده را حفظ کردیم، اما از امکانات اینترنت و فناوری چاپ بهره گرفتیم. به این صورت ساختار لطمهای ندید، اما هنر به روز شد. در واقع برای احیای این هنر، باید نگاهی کاربردی داشت و از همه ظرفیتهای تکنولوژیک برای حفظ قالبهای کهن بهره برد.
این پرده خوان مشهدی در خصوص معیارهای انتخاب داستانها برای اجرا بیان میکند: به نظر من هر نقلی که سه ویژگی داشته باشد، قابلیت اجرا به صورت پرده خوانی را دارد: اول اینکه ریشه در باورهای ما داشته باشد، دوم قابلیت تصویرسازی داشته و سوم اینکه داستان گو باشد.
وی میافزاید: مثال عینی آن داستانهای شاهنامه است که از یکی بود، یکی نبود، شروع میشود و با سرنوشت قهرمانان به پایان میرسد. این یک مسیر کامل از ابتدا تا انتها با قابلیت ترسیم تصویر روی پرده است. واقعه عاشورا و کربلا مملو از تصویر و داستان است و فیلمهای بسیاری درباره آن ساخته شده است؛ پس قطعا قابلیت پرده خوانی دارد.
شیبانی با اشاره به تفکیک مرز میان پرده خوانی و نقالی تصریح میکند: مرز این دو بسیار مشخص است؛ اسمش روی آن است. نقال فقط از بیان و ویژگیهای گفتاری استفاده میکند. اما به محض اینکه پرده نقاشی وسط میآید، میشود «پرده خوانی» و حذف پرده، این هنر را به نقالی صرف تبدیل میکند.
وی با تأکید بر اینکه هنر پرده خوانی نباید محدود به ایام محرم بماند، اظهار میکند: هر موضوعی را که ریشه در باورها داشته باشد و داستان گو باشد، میتوان پرده خوانی کرد؛ از جنگ تحمیلی گرفته تا مسائل روز و حتی داستانهای ساده زندگی روزمره مردم (مانند قصهای درباره کودکان میناب)، همگی قابلیت تبدیل شدن به پرده و اجرا را دارند. ما باید با رویکردی نو، قصههای دوران معاصر را وارد این هنر کنیم تا از فراموشی آنها جلوگیری شود.