دستگیری باند سارقان نوجوان توسط پلیس مشهد | دزدی با پسر، مال خری با پدر

به گزارش شهرآرانیوز؛ سی دقیقه از بامداد گذشته بود که مأموران کلانتری آبکوه، حین گشت‌زنی در محدوده بولوار فردوسی، به سه سرنشین جوان دو دستگاه موتورسیکلت مظنون شدند. راکبان این دو موتورسیکلت به محض مشاهده پلیس، با سرعت از هم فاصله گرفتند و متواری شدند. با توجه به اینکه هر سه متهم زیر سن قانونی به نظر می‌رسیدند، مأموران ضمن اعلام گزارش مشاهده متهمان، به هشدار‌های پیاپی و تعقیب موتورسیکلتی که دو راکب داشت، بسنده کردند.

تلاش پلیس برای دستگیری متهمان ادامه پیدا کرد تا اینکه مأموران در یک عملیات ضربتی، دو متهم را دستگیر و در بازرسی از آنها یک گوشی تلفن‌همراه سرقتی کشف کردند. پس از انتقال متهمان به کلانتری، دو متهم نوزده‌ساله با معرفی همدست فراری خود، وعده همکاری کامل با پلیس را دادند؛ به‌ویژه یکی از متهمان که ادعا می‌کرد ارتباطی با جرائم متهمان ندارد، اما از همه سرقت‌های دوستانش آگاه است. 

پس از ثبت اظهارات اولیه این دو جوان، سرهنگ روح‌ا... لطفی، رئیس کلانتری آبکوه، با صدور دستوراتی تخصصی درباره کشف جرائم احتمالی متهمان، تیمی از مأموران دایره تجسس را مسئول رسیدگی فوری به این پرونده و دستگیری متهم فراری کرد.

در گام نخست رسیدگی و با نظارت مستقیم سرهنگ لطفی، تلاش مأموران به دستگیری متهم فراری به نام پرهام معطوف شد. تیم تحقیق با توجه به اظهارات اولیه متهمان درباره این نوجوان هفده‌ساله و با به‌کارگیری فنون پلیسی و انجام اقدامات تعقیب و مراقبت، موفق به شناسایی و ردیابی پرهام شد. با کشف محل تردد این متهم، مأموران با هماهنگی مقام‌قضایی، در یک عملیات ضربتی این نوجوان فراری را در حال ورود به یکی از مراکز تجاری معروف مشهد دستگیر کردند.

فهرست جرائم دوستان در مقابل پلیس

پس از دستگیری سه متهم، مأموران به بازجویی جداگانه از آنها پرداختند. راکب موتورسیکلتی که نیمه‌شب توسط پلیس دستگیر شده بود، در همان لحظات اولیه بازجویی ادعا کرد که جرمی مرتکب نشده است. او همین ادعا را در بازجویی فنی تکرار کرد و به مأموران گفت: کمتر از یک سال است که با ایمان و پرهام آشنا شده‌ام و فقط گاهی همراه آنها برای دوردور می‌رفتم.

من در جرائم آنها نقشی نداشتم، اما پرهام و ایمان همه‌چیز را برای من تعریف می‌کردند و خیلی اوقات خودم سرقت‌هایشان را میدیدم. ایمان و پرهام همیشه برای دزدی به مناطق مختلف شهر به‌ویژه بولوار خیام، جانباز و فرامرز عباسی می‌رفتند. برای آنها فرقی نداشت که گوشی را از کودک، بزرگ‌سال یا زن و مرد سرقت کنند.

محسن که نمی‌خواست چیزی از قلم بیندازد، یکی پس از دیگری جرائم آنها را تعریف کرد و گفت: من خودم دیدم که آنها به دزدیدن هیچ چیزی «نه» نمی‌گفتند و از دوچرخه گرفته تا وسایل داخل خودرو را سرقت می‌کردند. حتی دیدم که برخلاف جهت خودرو‌ها حرکت می‌کردند و از سرنشینان خودرو‌هایی که شیشه‌شان پایین بود، هرچه می‌توانستند، به ویژه تلفن‌همراه، دزدی می‌کردند. آنها همیشه اموال سرقتی را با هم تقسیم می‌کردند؛ نصفی از اموال را پرهام و نیمی دیگر را ایمان می‌برد. من می‌دانم که پدر ایمان از جرائم پسرش نه‌تنها اطلاع دارد، بلکه اموال سرقتی را از او می‌گیرد و می‌فروشد.

کشف گوشی‌های سرقتی از اتاق پدر

در ادامه بازجویی از متهمان، نوبت به پرهام و ایمان رسید. ایمان پس از شنیدن اعترافات دوستش، به آنها مهر تأیید زد و در بازجویی گفت که اموال دزدی را به خانه می‌برد و پدرش آنها را می‌فروشد. پرهام هفده‌ساله نیز ضمن اعتراف به چندین فقره موبایل‌قاپی، گفت که اموال را فروخته است و فقط چهار گوشی تلفن همراه ازجمله یک دستگاه گوشی آیفون در خانه دارد.

پس از این اعترافات، مأموران با هماهنگی مقام قضایی برای کشف اموال و گوشی‌های سرقتی به خانه این دو متهم رفتند. مأموران پس از ورود به خانه پرهام، در جریان جست‌و‌جو برای اموال سرقتی، موفق به کشف چهار گوشی از اتاق این نوجوان شدند.

برخلاف خانه پرهام، مأموران وسیله مشکوکی از اتاق ایمان کشف نکردند، اما در بازرسی از وسایل پدر ایمان موفق به کشف تعدادی اموال مشکوک و چهار دستگاه گوشی تلفن‌همراه سرقتی شدند. پس از کشف این اموال از هر دو خانه، مأموران پدران دو متهم را نیز دستگیر و همراه اموال کشف‌شده به مقر پلیس منتقل کردند.

پدر پرهام که ابتدا به مقر پلیس منتقل شده بود، در گفت‌و‌گو با مأموران مدعی شد هیچ اطلاعی از جرائم پسرش نداشته است؛ ادعایی که پدر ایمان هم آن را تکرار کرد. پدر ایمان که به گفته هر سه متهم نقش مال‌خر را برای آنها ایفا می‌کرده است، پس از انتقال به مقر پلیس مدعی شد هیچ اطلاعی از جرائم پسرش ندارد. او که سابقه زندان نیز داشت، در جریان بازجویی به مأموران گفت: من چرا باید جرم پسرم را گردن بگیرم؟ او بوده که دزدی کرده است و باید جرمش را گردن بگیرد.

پدر ایمان که می‌دانست پسرش و دوستانش چه اعترافاتی درباره او کرده‌اند، در مواجهه با پسرش نه‌تنها ادعایش را تکرار کرد، بلکه یک سیلی نیز به صورت او زد.

{$sepehr_key_226445}

دزدی متهمان جوان از نوجوانان

پس از تکمیل تحقیقات، مأموران تعدادی از مالکان گوشی‌های همراه را شناسایی و به کلانتری آبکوه دعوت کردند. دو نفر از مال‌باختگان که زوجی جوان بودند، با حضور در مقر پلیس به محض مشاهده سه متهم، پرهام را شناسایی کردند. آنها گفتند: این متهم که تصویرش توسط دوربین مداربسته ضبط شده، از پسر دوازده‌ساله ما سرقت کرده است. او با موتورسیکلتش عصر مقابل منزل ما ایستاده بود. پسرم داشت با تلفن همراه به سمت خانه می‌آمد که او با مشاهده پسرم به سمتش رفت. این پسر با بی‌رحمی تمام گوشی پسرم را از دستش گرفت و فرار کرد.

مادر این مال‌باخته ادامه داد: پسرم پس از سرقت دچار شوک شدیدی شده است. علاوه بر اینکه شب‌ادراری گرفته است، الان در خانه حرف نمی‌زند. برای همین تحت درمان است.

پس از تکمیل تحقیقات، ایمان و پدرش همراه پرهام به دادسرا رفتند. پدر ایمان با وجود همه تلاشی که برای محکوم‌کردن پسرش و بی‌گناه نشان‌دادن خودش کرده بود، راهی زندان شد. پسر او و پرهام نیز راهی کانون اصلاح و تربیت شدند.