به گزارش شهرآرانیوز؛ اگرچه ما صائب تبریزی را بیشتر به تکبیتهای ناب که گاه شکل ضربالمثل هم به خود گرفتهاند، میشناسیم، اما تأمل و گذری هرچند کوتاه بر اشعار او ثابت میکند که وی اُنسی عمیق با قرآن داشته و این انس را در اشعار خود بهزیبایی به نمایش گذاشته است.
بهمناسبت فرارسیدن روز بزرگداشت صائب، با حجتالاسلاموالمسلمین علی مقدم که این روزها او را با شعر «بزن که خوب میزنی» میشناسیم (شعری که با صدای مهدی رسولی در حماسه خیابان بر سر زبانها افتاده است)، گفتوگو کردهایم.
همه شاعران ما در زبان فارسی بهشدت متأثر از قرآن هستند؛ یعنی از رودکی، پدر شعر فارسی، تا امروز یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین منابع، هم در فرم و هم در محتوای شعر فارسی، قرآن بوده است؛ بهخصوص در سبکهای خراسانی و عراقی که بیشتر شاعران آن از بزرگان دین و به علوم دینی مسلط بودند؛ برای مثال حافظ شیرازی خود، حافظ قرآن است و مضامین کتاب خدا در شعر او فراوان دیده میشود، حتی تخلص حافظ بهدلیل حفظ بودن قرآن است یا در شعر مولوی، بیش از ۲ هزار تضمین قرآنی وجود دارد.
تأثیرگذاری قرآن بر شعر فارسی بهصورتهای مختلف بوده است؛ مثلا در مکتب خراسانی، بیشتر تأثیر محتوایی داشته است؛ به این معنا که اکثر مضامین، قرآنی است و داستانها ریشه در قرآن دارد، اما در شعر مکتب عراقی علاوهبر تأثیر محتوایی، قرآن اثر فرمی نیز بر شعر فارسی میگذارد؛ برای مثال حافظ توانسته است مِتد و روش قرآن را در بیان معارف نیز فرابگیرد.
بهعبارت دیگر، خداوند در قرآن، کلمات را بهگونهای چیده است که میتوان چندین معنای صادق و درست از متن برداشت کرد. حافظ نیز سعی کرده است در شعر خود به یک زبان تأویلبردار چندلایه دارای معانی طولی برسد.
یکی از شاعران و نمایندگان مهم مکتب هندی، صائب تبریزی است. این مکتب، شاخصههای لفظی و معنایی خاص خود را دارد. ما در دوره مکتب هندی، تضمینات (اقتباس) قرآنی کمتر داریم؛ چون برخلاف سبکهای عراقی و خراسانی که شاعران خودشان از اندیشمندان علوم دینی بودند، شاعران مکتب هندی از اصناف مختلف، پای به میدان شعر گذاشتند.
دربین شاعران مکتب هندی، صائب تبریزی و بیدل استثنا هستند. صائب تضمینات قرآنی فراوان، چه در قالب تضمین، چه تلمیح و چه استفاده از مضمون قرآنی دارد؛ یعنی گاهیاوقات معنا و محتوای یک آیه قرآن را در شعر آورده و با وجود آنکه لفظ را نیاورده است، مضامین قرآنی در شعر او بسامد بالایی دارد.
کثرت اشعار صائب تبریزی که بالغبر ۷۰ هزار بیت میشود، سبب غفلت از ابیات خوب او شده است؛ یکی همین مضامین قرآنی شعر صائب است که تاکنون کار نشدهاند. اهمیت صحبت از مضامین قرآنی در شعر صائب، این است که برخی شاعران بزرگ ما توسط جریانی، مصادره به مطلوب میشوند و از آنها یک چهره بیارتباط با معارف دینی و تمدن اسلامی معرفی میکنند؛ همانند کاری که عدهای با حافظ انجام میدادند و میخواستند از وی یک چهره غیراسلامی در جامعه بسازند.
وقتی این امر را ثابت کنیم که خیلی از اشعار صائب مضامین قرآنیاند، دیگر کسی نمیتواند شخصیت وی را تخریب کند و او را یک شاعر بیارتباط با معارف دینی به جامعه معرفی کند. دلیل دوم این کار، دسترسی راحتتر مردم به این ابیات صائب است؛ چون این ابیات بهنوعی ترجمه ادبی از آیات قرآن میتواند باشد.
آنچه کار صائب را از برخی شاعران دیگر متمایز میکند، استفاده هنرمندانه از مضامین قرآنی است؛ یعنی در عین اینکه معنا و مفهوم را از قرآن گرفته، از لطایف و زیبایی شعری در آثار وی، کم نشده است؛ مثلا در سوره ابراهیم آمده است آیا در خدا که آفریننده آسمان و زمین است، شکی است؟ صائب تبریزی از همین مضمون در شعر خود استفاده میکند و میگوید:
نیست در یکتایی حق هیچکس را اشتباه * در نماز وتر، ممکن نیست شک داخل شود
ازآنجاکه نماز وتر یک نماز یکرکعتی است، در آن شک معنا ندارد و صائب استدلال آورده است که در مسئله وحدت، شک معنا ندارد.
نمونه دیگر اینکه خداوند متعال در سوره انبیا میفرماید: «اگر در آسمان و زمین معبودانی، چون خدا میبود، بیتردید آسمان و زمین، نابود و تباه میشدند.» صائب این مفهوم قرآنی را چنین به زبان شعر درآورده است:
از دو فرمانده نگردد نظم عالم منتظم * شاهد وحدت بود بس عالمآرایی تو را
خداوند در سوره بقره میفرماید: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.» صائب همین را در شعر خود آورده است و میگوید:
فراموشی به فراموشی تو میخیزد * اگر تو یاد کنی، یاد میکنیم تو را
مصرع دوم این آیه دقیقا مضمون آیه فوق است؛ ضمن اینکه مصرع اول نیز اشاره به آیهای از سوره حشر دارد. همچنین خداوند در آیه دیگری از سوره بقره میفرماید: «مشرق و مغرب مال خداست و به هر طرف که رو کنید، بهسوی خدا رو آوردهاید.» صائب تبریزی بهزیبایی مفهوم این آیه را در شعر خود آورده است و میگوید:
آمد از فیض عشق به ذرات کائنات * حاشا که آفتاب کند رو به یک طرف
سپس ادامه میدهد:
با شش جهت توجه آن بیجهت یکی است * بیچاره رهروی که کند رو به یک طرف
{$sepehr_key_226509}
در آیهای از سوره حجرات، خداوند غیبت را به خوردن گوشت برادر مؤمن تشبیه میکند. از این مضمون در اشعار صائب، بسیار استفاده شده است؛ مثلا در جایی میگوید:
بود غیبت خلق، مردارخواری * بپرداز از این لقمه، کام و زبان را
یا درباره وعده وسعت رزق که خداوند در قرآن به بندگان میدهد، میگوید:
تنگدستی، راست سازد نفس کج رفتار را * پیچوتاب از وسعت ره، میفزاید مار را
یعنی خود این تنگدستیها گاهیاوقات لازم است تا نفس ما راست شود. یا درباره آیه سوره الرحمن که میفرماید: «روز قیامت گناهکاران از چهرههای خود شناخته میشوند»، آورده است: «شاهد از خارج نمیباید خیانتپیشه را، دزد از تغییر رنگ خویش رسوا میشود.»
در جای دیگری نیز صائب به حرکت همه موجودات هستی اشاره میکند و میگوید:
همه از درد طلب، نعل بر آتش دارند * کوه، چون ریگ روان پابهرکاب است اینجا
یا درباره این فرمایش قرآن که سخن خوب بهسمت خدا بالا میرود و سخن پاک و کردار نیک، آن سخن را بالا میبرد، میگوید:
یک گفتار ز کردار به معراج برآید * از دست گشاده است پروبال دعا را
مثالها بسیار زیاد است، انشاءالله خداوند توفیق دهد تا همه غزلیات صائب را بررسی و مضامین قرآنی آن را استخراج کنیم!