چرا امام رضا (ع) در نیشابور خانه یک پیرزن گمنام را به قصر بزرگان ترجیح دادند؟ | «بانو پسنده» کیست؟

به گزارش شهرآرانیوز؛ وقتی کاروان امام رضا (ع) به نیشابور رسید، همه بزرگان، علما و افراد سرشناس شهر انتظار داشتند که آن حضرت برای استراحت به منزل آنها برود. اما امام برای اینکه دل کسی را نرنجانند، فرمودند: «جلوی شتر مرا آزاد بگذارید. او خود می‌داند که مرا کجا ببرد.» شتر، مسیرش را از محله‌های اعیان‌نشین کج کرد و در یک کوچه قدیمی، مقابل خانه‌ای محقر با دیوار گِلی و دری کوچک زانو زد.

{$sepehr_key_226671}

پیرزنی که در آن خانه زندگی می‌کرد، با گریه شوق در را باز کرد و به امام گفت: «بفرمایید، همه چیز برایتان آماده است.» گویی از قبل انتظار این میهمان را می‌کشید.

«بانو پسنده» که بود و چرا به این نام مشهور شد؟

حسین رضایی، کارشناس گردشگری مذهبی، می‌گوید این پیرزن، «خدیجه دختر حمدان» نام داشت و مادربزرگ «ابوواسع محمد نیشابوری» بود. پس از آنکه امام رضا (ع) چند روز در خانه او اقامت کردند، این بانو همواره به مردم می‌گفت: «امام رضا (ع) مرا پسندیده است.» از همین‌رو، او در تاریخ به «بانو پسنده» معروف شد و امروز مزارش در نیشابور، محل زیارت عاشقان امام رضا (ع) است.

حجت‌الاسلام مهدی یعقوبی گیلانی، کارشناس مذهبی، نیز نقل می‌کند که امام رضا(ع) در این چند روز، فرمودند: «تا در نیشابور هستم، خانه من همین‌جاست.» و بدین ترتیب، یک خانه گمنام در محله‌ای فقیرنشین، به قصر نورانی امام هشتم تبدیل شد.

معجزه یک درخت بادام و وداع تلخ

اقامت امام رضا(ع) در خانه بانو پسنده، برکت‌های ماندگاری برای این خانه و شهر نیشابور داشت. از جمله اینکه امام با دست خود در گوشه حیاط، درخت بادامی کاشتند که به برکت دست ایشان، ظرف یک سال به ثمر نشست. مردم از بادام این درخت برای شفا استفاده می‌کردند و نقل است که هرکس بعد‌ها قصد قطع این درخت را داشت، دچار عذاب و سختی می‌شد.

اما وداع، تلخ‌ترین لحظه بود. وقتی امام رضا (ع) آماده رفتن شدند، بانو پسنده که گویی روح از بدنش می‌رفت، پرسید: «آقا، باز هم شما را می‌بینم؟» امام فرمودند: «در دنیا دیگر مرا نمی‌بینی. اما بدان که ما تا دم مرگ، تو را رها نمی‌کنیم و در روز قیامت به دیدارت خواهیم آمد.»

{$sepehr_key_226670}