ما با شهادت رهبر انقلاب، به حماسه برخاستیم، چون به این ادراک رسیده بودیم که دشمن ما را بر پهنه سوگواری، نشسته میخواهد. حرام کردیم بر خود نشستن را و برخاستیم در میدان و خیابان و دیپلماسی و مدیریت اذهان و چنان کردیم که دشمن خود از پا افتاد.
اینک به جایی رسیدهایم که میتوانیم سر بر زانوی سوگ بگذاریم و بر پهنه دوش همدیگر بگرییم، اما این گریه و تعزیه ادامه همان حماسه است، چه میدانیم که در تاریخ تمدن ها، لحظاتی وجود دارد که مرز میان «سوگ» و «استراتژی» از میان میرود. لحظاتی که در آن ها، اشک سوگوار، سوخت موتور حرکت تاریخ میشود؛ و اینک در بدرقه پیکر مطهر «رهبر شهید»، همین واقعیت، اتفاق میافتد. یک رویداد فراتر از مناسک مذهبی یا یک مراسم عزاداری ملی، یک «فرصت راهبردی» و یک «تلاطم قدرت آفرین» در تاریخ معاصر انقلاب اسلامی و ایران تمدنی است.
ما در این مسیر، در پی ثبت رکورد در کتابهای گینس یا نمایش شکوه ظاهری نیستیم؛ هدف ما فراتر از این هاست. ما در پی تجلی شکوه «بعثت خون» در جلوهای نو و مقتدرانه هستیم. ما پیش از این، جلوه نخست این بعثت را در شکوه حماسی میدانهای نبرد، در غیرت ایستادگیهای خیابانی و در صلابت دیپلماسی مقتدرانه، به رخ جهانیان کشیدهایم، اما اکنون، در این مرحله از تاریخ، میخواهیم جلوه دوم را سامان دهیم.
این مراسم، پاسخی است تند و کوبنده به بمباران باطل جهانی؛ پیامی است که میگوید حضرت آیت ا... خامنهای، نه تنها در اثر ضربات دشمن «نابود» نشده است، بلکه در هیئت «بودن» و در معنایی نو از «مانایی»، دوباره ظهور کرده است. او نه یک فرد، که یک معنای حیات بخش است که با حضور میلیونی مردم در مراسم بدرقه، حقیقت خود را بازتعریف میکند. ما هم باید خود را از نو معنا کنیم تا ایران در معنایی نو، جلوه گری کند. بله، در شطرنج پیچیده سیاسی که میز آن در قلب قدرتهای منطقهای و جهانی پهن شده است، هر یک از ما، فراتر از یک سرباز ساده، وظیفه یک «وزیر» را بر دوش دارد.
حضور چندده میلیونی مردم، تنها یک تجمع نیست؛ بلکه یک حرکت کیش دهنده و مات کننده است. این خود، حماسهای است که با سوگ غنی شده و به قدرتی بدل میگردد که بارها ثابت خواهد کرد عظمت ایران و قدرت ملت، از بمبهای اتمی و سلاحهای استراتژیک، دشمن شکنتر است. مسیر تشییع، از خیابانهای تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا میگذرد، اما این روایت، تنها محدود به مرزهای جغرافیایی ما نیست.
اگر تصمیم بر این بود که پیکر شهید در کشورهای همسایه نیز تشییع شود، دنیا حقیقت انقلاب و عظمت ایران را در واقعیت حضور همسایگان و پیوند فرامرزی ملتها میخواند، اما حتی اگر این نشد، آنچه در همین شهرهای برنامه ریزی شده رخ خواهد داد، یک صفحه خواهد بود از کتابی که در دل ملتها نوشته میشود.
{$sepehr_key_227579}
اشکی که از چشمهای این ملت خواهد بارید، دو مسیر خواهد پیمود؛ نخست، تبدیل شدن به چشمههای زلال معرفت که تا ابد دوات قلم اهل حق خواهد بود، و دوم، تبدیل شدن به سیلابی که میآید تا آلودگیهای ظلم و ستم را از پهنه این جغرافیا و تاریخ بشوید. ما در این قیامت قامتهای قائم، سهمی داریم که تنها با حضور و ظهور در برابر چشمهای جهانیان ادا میشود. این، یک واجب انقلابی و یک تکلیف ملی است که حتما باید ادا شود و قضا ندارد.
ما، اهل ادای عبادت و انجام بموقع تکلیف ملی هستیم؛ ما میآییم تا این تشییع را به کانونی برای تولید جهانی قدرت بدل کرده و ثابت کنیم که خون شهید، امضا کننده راه اوست و تضمین کننده هدف او، هدفی که در سربلندی ایران وسرفرازی اهل حق در همه جهان رمزنگاری شده است.