به گزارش شهرآرانیوز؛ مراسم وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... العظمی سیدعلی خامنهای این هفته در تهران آغاز شده است و در مشهد ادامه مییابد. وقتی صحبت از رویدادهای بزرگی مثل تشییع پیکر رهبر شهید در مشهد میشود، اولین چیزی که به ذهن ما میرسد، حجم عظیم جمعیت و شکوه مراسم است؛ اما کمتر کسی به این فکر میکند که این لحظات بزرگ، چطور در قاب دوربینها ثبت میشوند؟
عکاسان خبری، هنرمندانی هستند که در میان این همه جمعیت، با دوربینهای سنگین خود، سعی میکنند لحظهای را شکار کنند که سالها بعد، مردم با دیدن آن، دوباره هیجانش را حس کنند. در این گزارش شهرآرا، با چهار عکاس مطرح مشهد گفتوگو کردهایم تا از زبان خودشان بشنویم که در قلب این رویداد تاریخی، چه میگذرد و ثبت این لحظات با چه فرصتهایی روبه رو خواهد بود.
محسن بخشنده، دبیر سرویس عکس روزنامه شهرآرا و عکاس ژورنالیست مشهدی، درباره ظرفیت عکاسی از تشیع پیکر رهبر شهید بیان میکند: در چنین رویداد بزرگی، آنچه در ذهن مردم ماندگار میشود فقط خود اتفاق نیست؛ بخشی از ماندگاری رویداد، به عکس و عکاس برمی گردد. فیلمها ممکن است در دسترس عموم باشند، اما معمولا عکسها بیشتر دیده میشوند و زودتر به حافظه جمعی راه پیدا میکنند.
به گفته او، واقعیت این است که عکس، هم ثبت تاریخ و هم سند است؛ یعنی وقتی از یک واقعه بزرگ مثل یک تشییع گسترده در مشهد، یا حتی درباره تعداد جمعیت، کیفیت حضور و فضای رویداد حرف میزنیم، همیشه میشود به تصاویر قابل استناد تکیه کرد. در حقیقت، زاویه دید و نگاه عکاس، بعد دیگری از همان لحظه تاریخی را به مخاطب میدهد؛ مخاطب میتواند دوباره آن اتفاق را مرور کند.
بخشنده با تأکید بر پتانسیل عظیم عکاسان مشهدی در چنین اتفاقات مهم تاریخی اظهار میکند: ظرفیت عکاسی در مشهد فوق العاده بالاست. نه از نظر دانش، نه امکانات و نه توانمندی شخصی عکاسان، هیچ کمبودی نسبت به سایر نقاط کشور نداریم. عکاسان بومی مشهد به دلیل شناخت عمیق از شهر، انتخابهای بهتری در زاویه دید و لوکیشنهای عکاسی خواهند داشت. این یک مزیت بزرگ است که امیدواریم مسئولان به خوبی از آن استفاده کنند.
دبیر سرویس عکس شهرآرا با اشاره به ضرورت دیده شدن عکاسان در مراسم مهم، بیان میکند: برای مراسمی مانند تشییع رهبر شهیدانقلاب که حجم عظیمی از جمعیت و شکوه را در بر میگیرد، هیچ عکاسی به تنهایی نمیتواند ادعا کند آن را به طور کامل پوشش داده است. در چنین شرایطی، رسانههای داخلی و خارجی، از جمله رسانههای مستقر در تهران، برای ثبت بهترین تصاویر مشارکت خواهند کرد.
او تأکید میکند: با این حال، نباید انحصار ثبت تصاویر را تنها به عکاسان خبری داد. عکاسان آزاد توانایی بالایی در ثبت وقایع دارند و حضور آنها میتواند به رویداد کمک کند. هرچه تعداد دوربینها و نگاههای ثبت کننده بیشتر باشد، ارزش سندیت موضوع بالاتر میرود.
بخشنده با در نظر گرفتن سابقه و تجربه عکاسان خبری، اظهار میکند: عکاسان خبری سالها در این حوزه خاک خوردهاند و با زیرو بم این شهر و فضای آن آشنا هستند. شاید بتوان گفت در مواردی که نیاز به پوشش هوایی یا دسترسی به نقاط خاص وجود دارد، اولویت با این عزیزان است. تجربهای که از تشییع سردار سلیمانی و سپس تشییع شهید رئیسی به دست آمد، نشان داد که با هماهنگی بهتر، میتوان خروجی تصویری بسیار بهتری داشت.
میلاد سمنگانی، عکاس مشهدی که سالها در حوزه عکاسی رسانه فعالیت میکند، درباره رویارویی با وقایع مهم و ثبت عکس از رویدادها بیان میکند: به نظر من، عکاسی مستند با عکاسی خبری مرزهای هویتی متفاوتی دارد. عکاسی مستند، ورود به لایههای پنهان یک قصه است؛ یعنی چسبیدن به سوژه و غرق شدن در جزئیاتی که در نگاه اول دیده نمیشوند. در واقع، برخلاف خبر که تنها به اصل وقوع میپردازد، مستند به چگونگی وقوع اهمیت میدهد.
او درباره دشواریهای حضور در میدانهای شلوغ شهر میگوید: در رویدادهای عظیمی مثل تشییع سردار سلیمانی، عکاس بودن یعنی وارد شدن به یک میدان نبرد. وقتی جمعیت در جریانی سیل وار به سمت خاصی حرکت میکند، من عکاس باید بیاموزم چطور خلاف جهت شنا کنم. این فقط بحث مدیریت دوربین نیست، بلکه بحث مدیریت حضور است. من قبل از هر حرکتی، لوکیشن را مثل یک نقشه در ذهنم ترسیم میکنم تا بدانم در آن فشردگی نفس گیر، چگونه باید به بهترین زاویه دست پیدا کنم.
این عکاس درباره سبک شخصی خود در ثبت تصاویر اظهار میکند: مستندسازی برای من، ثبت دغدغههای شخصی از دل یک رویداد واقعی است. وقتی لنزم را به سمت جمعیت میگیرم، انتخاب میکنم که به چه مؤلفهای بها بدهم؛ گاهی مجذوب خطوط چهرهها میشوم که هرکدام قصهای دارند و گاهی دنبال یک کنش جمعی هستم؛ مثل دستهایی که به هم گره شدهاند یا پرچمی که میان چندین نفر دست به دست میشود. این نگاه منحصربهفرد من است که در کنار نگاه دیگر همکاران، ماهیت مستند را شکل میدهد.
{$sepehr_key_227810}
سمنگانی درباره تجربه حرفهای اش از برگزاری چنین رویدادهایی میگوید: در رویدادهای بزرگ، بخشی از کار ما شانس حضور است؛ اینکه درست در نقطهای بایستی که اتفاقی رخ میدهد. اما نمیتوان همه چیز را به شانس واگذار کرد. من روی زمان بندیها حساب باز میکنم و با تحلیل مسیرها، جایگاه مناسب را حدس میزنم. تجربه در اینجا به کمک من میآید تا رفتار مردم را پیش بینی کنم؛ من از تجربیات گذشته آموختهام که در فلان شرایط، مخاطب چه واکنشها و اکتهایی بروز میدهد.
سمنگانی درباره شاخصههای یک عکس جریان ساز میگوید: برای من، خوب و بد عکس در اولویت نیست؛ آنچه اهمیت دارد، میزان نفوذ آن در ذهن مخاطب است. ماندگاری یک فریم، زمانی رقم میخورد که مردم پس از تماشای آن، درباره اش حرف بزنند. وقتی حجم این گفتوگوها بالا میرود، آن عکس از یک تصویر صرف خارج و به یک نماد تبدیل میشود؛ نمادی که به بخشی از تاریخ تصویری آن واقعه تبدیل میگردد.
او با اشاره به تأثیر فضای مجازی میافزاید: ما در عصر الگوریتمها زندگی میکنیم؛ جایی که وقتی یک عکس وایرال (مورد توجه ویژه) میشود، به سرعت فضای شبکههای اجتماعی را به اشباع میرساند. این همان نقطهای است که یک اثر میتواند به سرعت به حافظه جمعی نفوذ کند و به یک جریان تصویری تبدیل شود.
این عکاس در بیان مصداقی عینی از ثبت یک اتفاق تاریخی در مشهد میگوید: اگر بخواهم از یک تجربه متفاوت در مشهد مثال بزنم، باید به مراسم تشییع پیکر شهید سلیمانی اشاره کنم. در آن فضا، ناگهان هوا تاریک شد و مردم چراغ قوههای گوشیهای خود را روشن کردند؛ صحنهای که تا پیش از آن در تشییعها کم سابقه یا بی سابقه بود. آن نورها فضای مراسم را به شدت دراماتیک و از نظر معنوی بسیار پررنگتر از همیشه کرده بود.
سمنگانی درباره تفاوت فرمی این ثبت با تجربههای پیشین میگوید: در تشییعهای معمول، سوژه همواره یک پیکر یا تابوت است که بر دستان مردم یا روی خودرویی در حال حمل است و تمرکز اصلی عکاس، قاب بندی کنشهای مردم در کنار آن پیکر است. اما تفاوت عکس تشییع سردار در مشهد، حضور آن نورهای موبایل بود که برای اولین بار، فضا را به کلی تغییر داد و یک درام تصویری تازه خلق کرد. در عکاسی مستند، همین تفاوتهای کوچک در فرم و نور است که یک فریم را از دیگر تصاویر متمایز و ماندگار میکند.
سعید گلی، دیگر عکاس با سابقه در مشهد، بر این عقیده است: عکاسی خبری متکی بر «اکنون» است؛ تلاشی برای ثبت دقیق، سریع و بی واسطه وقایع برای اطلاع رسانی. در مقابل، عکاسی مستند، سفری به لایههای زیرین رویدادهاست. عکاسی در مشهد، با وجود همه چالش ها، ظرفیتی تراز اول در کشور دارد که گاهی پشت هیاهوی «سرعت» پنهان میماند.
گلی میافزاید: نگاه عکاسی خبری، نگاه سرعت است. این عکاسی باید در کمترین زمان ممکن، بیشترین اطلاعات را به مخاطب منتقل کند. اما عکاسی مستند، تلاشی برای فهم و روایت است. عکاس مستند به دنبال کشف عمق ماجراست و میخواهد داستانی را روایت کند که شاید در قابهای سریع و عجولانه خبری گم شود. این دو مسیر از هم جدا هستند، هرچند هر دو در نهایت به اطلاع رسانی ختم میشوند.
گلی برای تبیین جایگاه «اثر ماندگار»، به مثالی در جریان تشییع پیکر شهید سلیمانی در مشهد اشاره میکند؛ عکسی از «محمد طاقی». او معتقد است که موفقیت این عکس، ترکیبی از «هوشمندی» و «سرعت» بود. آن عکس از نمای بالا، در زمان غروب و با تمرکز بر نورهای موبایل جمعیت گرفته شد.
این اثر نه تنها در سطح ملی که در رسانههای معتبری مثل «گاردین» هم درخشید. اما چرا این عکس ماند؟ چون عکاس، پیش از وقوع حادثه، ذهنیت کادربندی داشت و محل استراتژیکی را (بالای هتل) انتخاب کرده بود. بسیاری از عکاسان دیگر هم در آن جمعیت بودند، اما در میان فشار جمعیت و درگیریهای پایین، نتوانستند آن دید کلی و روایی را پیدا کنند. سرعت ارسال آن عکس هم کمک کرد تا در لحظه طلایی، دیده شود؛ چیزی که بسیاری از همکاران به دلیل کُندی در ارسال، از دست دادند.
گلی مشهد را پس از تهران، مهمترین قطب عکاسی کشور میداند. این برتری نه ادعا که در وقایع سالهای اخیر به اثبات رسیده است. مشهد امروز بیشترین میزان عکاسان متخصص کشور را در خود جای داده است. چه در عکاسی خبری، چه در عکاسی هنری و مستند، مشهدیها حرفهای زیادی برای گفتن دارند. در جریان تشییع پیکر شهید سلیمانی و شهید رئیسی، جهان شاهد بود که چگونه عکسهای عکاسان مشهدی، روایتگر اصلی این رویدادها در رسانههای بین المللی بودند. ما در مشهد، عکاسانی داریم که هم کادر و هم حس را میشناسند.
حسن صلواتی، عکاس خبری و مستندنگار مشهدی، معتقد است: در حالی که عکاس خبری به دنبال سرعت در انتشار و ثبت لحظهای واقعه است، عکاس مستند با زاویهای عمیقتر به دنبال روایت تاریخ است؛ اما در هر دو صورت، بدون حمایت ساختاری، ثبت این رویدادها علاوه بر فرصتهایی با چالش جدی هم روبه رو خواهد بود.
وی در ادامه با اشاره به تجربه موفق حضور در مراسم اربعین، میگوید: در مراسمی مثل اربعین، سازوکار کارت تردد به قدری شفاف است که عکاس با یک کارت دارای هویت (شامل عکس، کد و مشخصات)، به راحتی از موانع عبور میکند. در رویداهای مهم در مشهد مثل تشییع پیکر رهبر شهید توقع میرود که چنین شرایطی برای عکاسان و به خصوص عکاسان بومی فراهم شود.
صلواتی درباره دشواریهای حرفهای در دل رویدادهای باشکوهی، چون تشیع رهبر شهیدانقلاب بیان میکند: عکاس باید بتواند بر احساسات شخصی خود غلبه کند. من در آن لحظات، از عواطف شخصیام میگذرم تا عکسی را ثبت کنم که بعدها بتواند احساسات و تأثرات میلیونها نفر دیگر را برانگیزد؛ زیرا رسالت ما، ثبت دقیق روایت برای آیندگان است. ثبت این رویدادها، تنها یک گزارش روزانه نیست، بلکه چیدن قطعات پازلی است که در نهایت، تاریخ بصری معاصر مشهد را میسازد.
{$sepehr_key_227811}
صلواتی با ابراز نگرانی از آینده آرشیوهای تصویری رویدادهای مشهد، تأکید میکند: نباید دلخوش به وایرال شدن عکسهای موبایلی در فضای مجازی بود. عکس موبایلی بعد از ۲۴ ساعت فراموش میشود و به دلیل کیفیت پایین، قابلیت چاپ در اسناد و کتابهای تاریخی را ندارد. اگر امروز زمینه برای فعالیت پنجاه عکاس حرفهای (از رسانههای مختلف) فراهم نشود، ۱۰ یا بیست سال دیگر چیزی برای عرضه نخواهیم داشت.
او پیشنهاد میدهد: لازم است با یک سازوکار واحد، کارت هولوگرام دار و معتبر برای عکاسان رسانهای صادر شود تا همه نیروهای انتظامات ملزم به همکاری با آنها باشند. همچنین پس از رویداد، باید نهادی متولی جمع آوری، سامان دهی و انتشار این آثار در قالب کتاب یا نمایشگاه باشد؛ زیرا سایتها و سرورها دوام ندارند، اما کتاب سندی است که برای تاریخ باقی میماند.