حامد میرزاخان - عضو مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم| شهرآرانیوز؛ تربیت صحیح فرزندان از ضروریترین وظایف پدر و مادر بهشمار میآید. انجام دادن این وظیفه مهم، حساس و ظریف، بدون تکیه بر دیدگاههای صاحبنظران آگاه و مطمئن، ممکن نیست. ما معتقدیم که حضرات معصوم (ع) در همه ابعاد هدایتی و تربیتی، الگوهای کامل و مطمئنی بهشمار میآیند و تکیه بر دیدگاهها و رفتارهای تربیتی آنان در مسیر تحقق وظیفه خطیر تربیت فرزندان، بهترین رهتوشه است. معصومین (ع) همه، نور واحد بودند و هدف مشترک داشتند، ولی به اقتضای گوناگونی موقعیتها در سیره تربیتی آنان، دیدگاهها و رفتارهای تربیتی گوناگون بهچشم میخورد. کنارهم نهادن مجموعه دیدگاهها و رفتارهای تربیتی آنان، الگویی کامل از نظام تربیتی اسلام عرضه میکند. درمیان معصومان (ع)، امامحسین (ع) از موقعیت ویژهای برخوردار است و این موقعیت، به زندگی و سیره تربیتی آن حضرت، برجستگی خاصی بخشیده است.
محبت به فرزندان، امری درونی است که خداوند آن را در دل پدر و مادر به ودیعه نهاده است، اما آنچه در این میان مهم مینماید و آثار تربیتی درپی دارد، ابراز آن است. این امر، اختیاری است و والدین و مربیان میتوانند در پرتو آن، زمینه تربیت صحیح را فراهم آورند. چه بسیارند والدینی که به فرزندان خود محبت فراوان دارند، اما آن را ابراز نمیکنند، درحالیکه محبت وقتی سازنده و تأثیرگذار خواهد بود که فرد مشمول محبت، از آن آگاهی یابد.
امامحسین (ع) بهعنوان یک الگوی تربیتی مطمئن و کامل، محبت به فرزندان را، از نیازهای ضروری آنان میدانستند و در قالبهای گوناگون به ابراز آن میپرداختند؛ گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسبانیدن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبتآمیز.
یکی از شیوههای تربیتی مورد اتفاق صاحبنظران عرصه تعلیم و تربیت، شیوه کارآمد تشویق است. تشویق بجا و متناسب با فعالیت انجامشده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر شده، به تکرار و تقویت رفتار میانجامد. چهبسا فرزندان از ارزش و اعتبار صفات مثبت خود آگاهی نداشته باشند، درنتیجه به شخصیت حقیقی و توانمندیهای خویش پی نمیبرند و خود را در مقایسه با دیگران، ناچیز بهشمار میآورند، از اینرو والدین و مربیان باید ویژگیهای مثبت فرزندان را کشف و برجسته سازند و ستایش و تشویق کنند. در فرهنگ اسلامی که تربیت دینی و اخلاقی فرزندان در کانون توجه است، بر تشویق فرزندان هنگام بروز رفتارهای دینی و برجسته کردن صفات اخلاقی و معنوی آنان، بسیار تأکید شده است.
امامسجاد (ع) میفرمایند: «من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بر بالینم آمد و فرمود: ماتشتهی؟ فقلت: اشتهی ان اکون ممن لااقترح علی الله ربی مایدبره لی، فقال لی: احسنت ضاهیت ابراهیم الخلیل صلوات الله علیه حیث قال جبرئیل (ع): هل من حاجه؟ فقال: لا اقترح علی ربی بل حسبیالله و نعمالوکیل: چه خواستهای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده است، چیزی نپرسم. پدرم درمقابل این جمله، به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیل هستی که به هنگام گرفتاری، جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک میخواهی؟ او در جواب فرمود: درباره آنچه پیش آمده است، از خداوند سؤال نمیکنم. خداوند، مرا کافی است و او بهترین وکیل است.»
{$sepehr_key_228457}
جوانان بهسبب کمی تجربه به استفاده از تجارب و نصایح والدین نیازمندند، اما آنان دیگر دوران کودکی و نوجوانی را پشتسر گذاشته و به حدی از رشد رسیدهاند که خود حق انتخاب دارند تا برای خودشان تصمیم بگیرند، از اینرو شایسته است والدین در دوران کودکی و نوجوانی، زمینه استقلال و قدرت تصمیمگیری آنها را فراهم آورند، آنان را چنان تربیت کنند که سمت انتخابهای معقول و تصمیمهای منطقی پیش بروند و مصالح واقعیشان را بر منافع آنی و زودگذر ترجیح دهند. اگر فرزندان به این حد از رشد و استقلال رسیدند، باید به آنان اعتماد کرد و به تصمیمها و انتخابهایشان احترام نهاد.
جوان در طول زندگی با انتخابهای گوناگون روبهروست که یکی از مهمترین آنها، گزینش همسر است. در این مسئله، چنانچه فرزند از قدرت انتخاب صحیح و معقول برخوردار است، باید به وی حق انتخاب داد و از ازدواجهای تحمیلی پرهیز کرد. حسن (ع)، فرزند امام حسن مجتبی (ع)، یکی از دختران امامحسین (ع) را خواستگاری کرد. امامحسین (ع) به او فرمود: «اختر یا بنی اجتهما الی: فرزندم! هرکدام را بیشتر دوست داری، انتخاب کن.» فرزند اماممجتبی (ع) شرم کرد و جوابی نداد. آنگاه امامحسین (ع) فرمود: «من دخترم فاطمه را برایت انتخاب کردهام؛ زیرا او به مادرم فاطمه، دختر رسول خدا (ص)، شبیهتر است.»
خداوند، انسان را آزاد آفرید و قدرت اراده و انتخاب به او بخشید تا در پرتو آن، از میان راههای مختلف، مسیر صحیح را برگزیند. آنچه انسان در پرتو شناخت و بدون اکراه و اجبار برگزید، در راه تحقق و دستیابی به آن، تا پای جان میایستد. عنصر آزادی بجا و انتخاب درست در تربیت، عنصری گرانبها و کارآمد است؛ در تربیت فرزندان، اجبار ثمری نمیبخشد، والدین و مربیان باید چنان زمینه را آماده کنند که فرزندان خود، راه صحیح را برگزینند تا بر آنچه بحق برگزیدهاند، پایبند و استوار باشند.
از جلوههای تربیتی حادثه عاشورا، صحنه آزادی و انتخاب راه بود. امامحسین (ع) با اینکه در کربلا بهشدت نیازمند داشتن یاور هستند، با کمال صداقت و راستی، فرزندان و دیگر یاوران خود را در ادامه مسیر، آزاد میگذارند و با اینکه بر فرزندان خود حق بزرگ دارند، هیچگاه راه مبارزه و همراهی خود را بر آنان تحمیل نمیکنند، از اینروست که میبینیم آنان نیز که آگاهانه همراهی پدر و امام خویش را برگزیدند، در راهش تا آخرین نفس، ایستادند و جان خویش را فدای راهش کردند.
«ابیحمزه ثمالی» از علیبنالحسین (ع) نقل میکند که در شب عاشورا، پدرم اهل و فرزندان و اصحاب را جمع کرد و خطاب به آنان فرمود: «ای اهل و فرزندان وای شیعیان من! از فرصت شب استفاده کنید و جانهای خود را نجات دهید... شما در بیعتی که با من بستهاید، آزاد هستید...». نیز آن حضرت هنگامی که «عبدالله»، فرزند «مسلم»، نزد ایشان آمد و اجازه میدان طلبید، فرمود: «شما در بیعت با من آزاد هستید، شهادت پدرت کافی است؛ تو دست مادرت را بگیر و از این معرکه خارج شو!» عبدالله عرض کرد: «به خدا سوگند من از کسانی نیستم که دنیا را بر آخرت مقدم دارم!»
{$sepehr_key_228458}