به گزارش شهرآرانیوز؛ فروردین۱۳۸۶، رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت ا... سیدعلی خامنهای که همواره دغدغه حفظ هویت تاریخی و معنوی شهر مشهد را داشتند، دستوری صریح و مکتوب خطاب به استاندار وقت خراسان رضوی صادر کردند. ایشان که همواره درباره حفظ هویت تاریخی و معنوی شهر امام رضا (ع) حساس بودند، این بار نه در مقام یک ناظر، بلکه به عنوان حافظ حریم حرم، پای در میدان نهادند.
نتیجه این دستور، سالها بعد، در سال۱۳۹۹، به نامهای تظلم خواهانه ازسوی ۲۰۰ نماینده مجلس انجامید که بر ضرورت اجرای دقیق و کامل آن دستورات برای جلوگیری از «تاراج هویت معنوی بافت پیرامون حرم» تأکید داشتند. این دغدغه، اما به یک نامه و یک مقطع زمانی محدود نبود. رهبر شهید، پیش از آن نیز در پاسخ به نامه مرحوم کازرونی، وزیر اسبق راه وشهرسازی، بر این اصل کلیدی تأکید کردند که در جریان اجرای تغییرات در بافت پیرامون حرم، باید «شأن ساکنان و مجاوران» رعایت شود؛ نگاهی که ابعاد اقتصادی، فرهنگی و هویتی این بافت را یکجا دربر میگرفت.
حالا حدود دو دهه از آن دستور تاریخی میگذرد و مشهد این روزها چشم انتظار لحظه آخرین دیدار با آن یار خراسانی است؛ یاری که نه تنها در دل تاریخ این سرزمین، بلکه در تاروپود هویت شهر امام رضا (ع) نیز ریشه دوانده است. به همین بهانه با حجت الاسلام والمسلمین نصرا... پژمان فر، نماینده مردم مشهدوکلات در مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون اصل ۹۰، که البته خود او هم از دغدغهمندان حفظ هویت بافت پیرامون حرم مطهر رضوی است، به گفتوگو نشستهایم تا از ریشههای نگرانی قائد شهید امت و دغدغه مندی ایشان درباره حفظ هویت و زیست بوم این بافت بگوییم.
مشهد، یک شهر درکنار کلان شهرهای دیگر نیست. برخلاف بسیاری از کلان شهرها که گسترش آنها حاصل عوامل سیاسی و اقتصادی است، مشهد از نظر شرایط اقلیمی، ویژگی خاصی ندارد که مردم را به خاطر آب وهوا جذب کند. نقطه کانونی و عامل بنیادین پیدایش و تداوم این شهر، بارگاه نورانی حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بوده است و براساس همین محور، شهر شکل گرفته، معنا یافته و تا به امروز تداوم داشته است.
این بارگاه ملکوتی، موجب شده است افراد بسیاری از نقاط گوناگون، با انگیزه زندگی در جوار حضرت و بهره مندی از برکت همجواری، به مشهد مهاجرت کنند و در آن ساکن شوند، ازاین رو مشهد امروز شاهد اجتماع جمعیتهای متنوعی از تمام استانهای کشور است؛ از خوزستان و بوشهر در جنوب، تا مازندران و گیلان در شمال، از سیستان وبلوچستان در جنوب شرق، تا آذربایجانها و کردستان در غرب. علت اصلی این مهاجرت ها، دلبستگی تاریخی و تعلق خاطر مردم به حضرت رضا (ع) بوده است، بنابراین مشهد شهری هویت دار و مأموریت دار محسوب میشود.
دوم آنکه بیشتر سفرهایی که به مشهد صورت میگیرد -به غیر از رفت وآمدهای معدودی که ممکن است جنبه اقتصادی داشته باشد، نظیر فعالیت برخی تجار خراسانی- اساسا به خاطر بارگاه علی بن موسی الرضا (ع) و حضور زائران آن حضرت است. گواه روشن این مدعا، دوران همه گیری کروناست؛ در آن ایام که به دنبال تصمیمهای گرفته شده، حرم مطهر امام هشتم (ع) مدتی تعطیل و رفت وآمد به مشهد تقریبا به کلی متوقف شد و مراکز اقامتی و تمامی مجموعههای مرتبط با سفر در این شهر، تعطیل شدند، دلیل آن روشن بود؛ دیگر هیچ کس به مشهد نمیآمد. درحقیقت، محور اصلی آمدوشد در مشهد، همان بارگاه منور رضوی است، ازاین رو مشهد شهری است با مأموریت و هویت مشخص و ما موظف به حفظ این هویت هستیم.
{$sepehr_key_228547}
یکی از رویههایی که در جهان بسیار مورد توجه قرار میگیرد، این است که در شهرهایی با قدمت پنجاه، شصت یا صدساله، میکوشند هویت اصیل آن شهر را -حتی با عمری بیش از ۱۰۰ سال- حفظ و تأکید کنند که آن شهر دارای چه ویژگی ها، خیابان ها، فرهنگ و مختصاتی بوده است.
در اطراف حرم مطهر رضوی، زمانی فرهنگی خاص و زیست بومی ویژه با محوریت حرم، حاکم بود؛ برای نمونه، مغازه ها، مشاغل و کسب وکارهای موجود در این محدوده و نیز خانههایی که مردم در آنها سکونت داشتند، همگی کارکردهای چندگانهای داشتند، به گونهای که در ایام زائرپذیر همچون تعطیلات نوروزی یا تابستان، خانوادهها بخشی از منزل خود را تخلیه میکردند و دراختیار زائران قرار میدادند. این اقدام، هم منبع درآمدی برای صاحب خانه بود و هم نیاز زائران به اقامت را تأمین میکرد.
افزون بر این، در زیست بوم پیرامون حرم، مراکزی مانند پرنده فروشیها به وفور یافت میشد که شاید برای برخیها چندان قابل درک نباشد، اما درواقع بخشی از خدمات به زائران به شمار میرفت. بسیاری از زائران براساس باورهای خود، نذر میکردند و با خرید پرندگانی همچون گنجشک یا کبوتر، آنها را برای برآورده شدن حاجات خود آزاد میکردند. این فرهنگ، بیش از هزاروخردهای سال سابقه پشت سرهم داشته و در بافت شهر، تنیده شده است.
اما در نقطه مقابل، با جریانی مواجه شدیم که با عنوان «نوسازی و اصلاح بافت فرسوده»، بدون درنظر گرفتن ملاحظات و ضوابطی که در دنیا رعایت میشود، به تغییرات پرداخت. امروز در کشورها و شهرهای مختلف، ازجمله ایتالیا و شهر رم، اگر ساختمانی شصت هفتاد سال قدمت داشته باشد، به سادگی نمیتوان آن را تغییر داد یا هویتی نو به آن بخشید و حتی نماهای ساختمان را دگرگون ساخت.
این رویه در جهان پذیرفته شده است و همه بر آن مراقبت دارند، اما متأسفانه در مشهد رعایت نشد. درنتیجه، در بافت پیرامون حرم مطهر، برخی نماهای ساختمانها به کلی غیراسلامی و با الگوی غربی ساخته شدند؛ هتلها و ساختمانهایی شیشهای که هیچ نماد اسلامی در آنها به چشم نمیخورد و بسیار آزاردهنده بودند.
یکی از دلسوزانِ این موضوع که اصالتا مشهدی و ساکن خارج از کشور بود، وقتی به مشهد آمده و در برخی نقاط اطراف حرم راه رفته بود، اصلا احساس نمیکرد که در مشهد است، لذا ضروری است که هم جنبه اقتصادی و هم جنبه هویتی مشهد حفظ شود و بافت پیرامون حرم مطهر پاس داشته شود.
در مجلس دهم، نسبت به اقداماتی که متأسفانه در آن زمان انجام شد، نامهای تهیه کردیم که به امضای نزدیک به ۲۷۰نفر از نمایندگان، ازجمله آقای پزشکیان، رسید. این نامه، نوعی تظلم خواهی بود که به محضر رهبر شهید انقلاب تقدیم شد تا جلوی این تغییرات بی مهابا و دلخراش گرفته شود. ساختمانهایی با ارتفاعهای بلند ساخته میشد که حرم مطهر در میان آنها گم میشد، درحالی که پیشتر از هر خیابان اصلی منتهی به حرم، نمای آن قابل مشاهده بود.
با این نامه و پیگیریهای انجام شده، پس از حدود یک سال ونیم تا دو سال، نامه دوم را نیز تهیه و تقدیم کردیم. درنهایت، با پیگیریهای مستمر، موفق شدیم از اجرای طرحی که بسیار آزاردهنده بود (طرح تاش) جلوگیری کنیم و طرح اصلاحی را در شورای عالی شهرسازی ومعماری به تصویب برسانیم. همچنین محدودیتهایی برای اقدامات پیرامون حرم ایجاد شد و برخی ساختمانهایی که در دست ساخت بودند و هویت مشهد را از آن میگرفتند، ملزم شدند ضمن تأمین نیازهای اقتصادی، هماهنگی با هویت شهر را نیز رعایت کنند. معظم له در این مسیر به نوعی نجات بخش سیمای مشهد بودند.
{$sepehr_key_228546}
به طور خلاصه، بافت پیرامون حرم همچون پیکری مجروح است، اما ما اجازه ندادیم که این پیکر مجروح، پاره پاره شود و آسیب بیشتری ببیند، بلکه بر حفظ باقی مانده آن اصرار ورزیدیم. بسیاری از مساجد اطراف حرم، با بهانههای واهی تخریب شدند، درحالی که هریک از آنها هویت ویژه خود را داشتند؛ مساجدی با مساحت دوازده، پانزده یا بیست متر که در دل خود هیئتهای مذهبی، جمعیتهای خاص و فرهنگهای زیستی مستقل را جای داده بودند. بسیاری از شهرها نیز در این محدوده برای خود حسینیه و مسجد احداث کرده بودند و هریک دارای پیشینه و عقبهای تاریخی بودند که متأسفانه بخشی از آنها پایمال شد و از بین رفت.
این موضوع، همواره با خاطرات تلخ و شیرینی همراه است و در آن دوران، با همت و حضور مردم، تجمعات و اعتراضاتی شکل گرفت که توانستیم آنها را به معظم له منتقل کنیم. با توصیهها و تأکیدات ایشان درباره حفظ هویت مشهد و با حمایت هایشان، موفق به پیشبرد این مسئله شدیم.
اگر حمایت معظم له، تأکید و اصرار ایشان بر حفظ هویت مشهد و گزارشهایی که خدمتشان ارائه شد نمیبود، امروز با شهری کاملا بی هویت مواجه بودیم که در دل خود گوهری نفیس داشت، اما هیچ یک از فضاهای بیرونی آن با این گوهر هماهنگ نبود. این دستاورد، از ثمرات دقتها و ریزبینیهای رهبر شهید انقلاب در این موضوع به شمار میرود.