به گزارش شهرآرانیوز؛ گلایه مردم از امدادیها. گلایهای نه از جنس کمبود تخت و حتی شلوغی اورژانس است، بلکه از سردرگمی همراهان بیمار برای تهیه وسایل مصرفی است. به گفته مردم و برخلاف رویه نقش بسته در اذهان همه مردم وسایل مصرفی یک بیمارستان دولتی، جزو بدیهیترین امکانات درمانی به شمار میروند، اما اکنون در فهرست اقلام خریداری شده توسط خود بیماران قرار گرفته است.
گلایه اصلی شهروندان هم از این قرار است که چرا در اتاق عمل بیمارستانهای شهر باید برای هر بیمار تصادفی، هزینههای جداگانهای بابت دستکشهای استریل، گانهای جراحی، ملافههای یکبار مصرف و حتی برخی پانسمانها دریافت شود؟ میگویند؛ مگر قرار نیست بیمارستانهای دولتی با تعرفههای مصوب و حداقلی، خدمات درمانی ارائه دهند؛ پس چرا باید همچون یک داروخانه خصوصی، هزینه ملافه و دستکش را جداگانه پرداخت کنیم؟
گلایه شهروندان از وضعیت فروش لوازم و اقلام مصرفی و خرید برخی داروهای بیمارستانی توسط همراهان بیمار از خارج بیمارستان به ویژه در بیمارستان طالقانی، ما را بر آن داشت تا در بازدید میدانی و سرزده مشکلات همراهان بیمار را از نزدیک رصد کنیم.
بیرون بیمارستان طالقانی مشهد با صحنههایی روبهرو میشویم که ذهن هر بینندهای را مشوش میکند؛ از انبوه زبالههای رها شده در اطراف بیمارستان گرفته تا حضور سگهای ولگرد در میان نخالهها. مقابل در اصلی بیمارستان وضعیت عملیات عمرانی و گرد و خاک حاصل از آن، چادرهای مسافرتی خیمه شده همراهان بیمار را نشانه گرفته است. چادرهایی که نه برای تفریح که برای شب ماندن خانوادههای بیماران در آن علم شده است.
همراهان بیمارانی که گاه از شهرستانهای دور یا نزدیک به دلیل وقوع یک اتفاق یا حادثه تلخ برای یکی از عزیزانشان به اینجا آمدهاند و هیچ همراهسرایی در اختیار ندارند. در دل این فضای آشفته، گلایه همراهان بیماران به گوش میرسد؛ مادرانی که فرزندانشان در کما هستند، پدرانی که شبها را در چادر سپری میکنند و جوانانی که با استخوان شکسته، در انتظار جراحی ماندهاند.
در کنار این وضعیت اسفبار، حضور چندین خانواده در چادرهایی که درست در مقابل در اصلی بیمارستان و در کنار جاده برپا شده است، چشمان هر رهگذری را به خود خیره میکند. این خانوادهها که اغلب از شهرستانهای دور و نزدیک به این بیمارستان مراجعه کردهاند، به دلیل نبود هرگونه همراهسرا یا محل اسکان موقت در مجاورت بیمارستان، شب را سپری میکنند. همراهانی که گاه تا چند هفته در این چادرها باید در کنار بیماران خود بمانند، هیچ امکانات اولیهای برای استراحت و اسکان ندارند و چادرهای کوچک، تنها پناهگاه آنها در این شرایط دشوار است.

در محوطه بیمارستان تعدادی از همراهان بیمار مستأصل و بیقرارند، مادر سرگردانی که به گفته خودش فرزند ۲۱سالهاش در تصادف با موتورسیکلت، در آیسییوی این بیمارستان بستری است. با چشمانی اشکبار پشت درهای سالن اصلی ایستاده است. به سختی حاضر به گفتوگوست.
او میگوید: فرزندم ۲۱سال دارد و بر اثر تصادف با موتورسیکلت، دچار ضربه شدید به سر شده و اکنون در کماست. پزشک معالجش معتقد است برای گذراندن روند درمان باید هر شب یک نوع آمپول خاص به وی تزریق شود. میگوید این آمپول را بیماستان ندارد.
این شهروند در ادامه گلایه خود مطرح میکند: ارزش هر ویال آمپول در بازار ۱۰ میلیون تومان است. البته اگر پیدا شود. بیمارستان اعلام کرده است که تهیه این دارو بر عهده خانواده است. من با هزار زحمت و با توسل و واسطه، موفق به تهیه یک ویال از این دارو شدم، اما اگر پیدا نمیکردم، تکلیف فرزندم چه میشد؟ اصلا همراه بیماری که پول ندارد تکلیفش چیست؟ مگر نباید بیمارستان سوانح خدماتی که به بیمار ارائه میدهد رایگان باشد؟
همراه بیماری که به گفته خودش در بخش مراقبتهای ویژه بستری است نیز دراینباره میگوید: دخترم در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است. بیمارستان از ما خواسته است که دستکشهای استریل، گانهای جراحی، ملافههای یکبار مصرف و سایر لوازم مصرفی اتاق عمل را خودمان تهیه کنیم و تحویل دهیم. پرسش من این است که مگر بیمارستان سوانح طالقانی، یک مرکز دولتی محسوب نمیشود؟ پس چرا باید هزینه ملافه و دستکش را جداگانه پرداخت کنیم و خودمان مسئول تأمین لوازم استریل اتاق عمل باشیم؟
در قسمتی از محوطه بیرونی بیمارستان همراه بیمار دیگری روی صندلی فضای بیرونی نشسته است، او حضورش و دغدغهاش را اینطور روایت میکند: پدرم جراحی اول پا را پشت سر گذاشته است، اما برای عمل دوم همچنان منتظر هستیم. پای پدرم شکسته است و درد بسیاری را تحمل میکند، اما به او گفتهاند که باید در نوبت عمل بماند و این عمل اورژانسی محسوب نمیشود. من نمیدانم با این وضعیت، چه زمانی نوبت به پدرم خواهد رسید و چرا یک بیمار سوانح باید این همه معطل بماند؟

بیرون از محوطه بیمارستان زن جوانی قرار دارد که همراه با چند نفر از بستگان خود، چادری را در کنار جاده و در میان زبالهها برپا کردهاند، با ناراحتی میگوید: همسرم در این بیمارستان بستری است و من به ناچار شبها را در این چادر سپری میکنم. در اطراف بیمارستان، هیچ همراهسرایی وجود ندارد. ما و خانوادههایی که از شهرستان آمدهایم، راهی جز ماندن در فضای باز نداریم. متأسفانه اطراف چادرها، زبالهها را رها میکنند.ای کاش مسئولان مشهد توجهی به آسایش همراهان بیماران بیمارستان طالقانی داشته باشند.
{$sepehr_key_228560}
با گشتوگذاری در محوطه بیمارستان درست در انتهاییترین بخش فضای سبز ورودی به راهروی رادیولوژی اتاقک عریض و طویلی برقرار است که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا میشود. از فروش تشک برقی تا فروش جزئیترین اقلام مصرفی برای یک بیمار.
یکی از همراهان بیمار که مشغول تسویه مبلغ دستکش برای بیمار خود است به فروشنده میگوید: به ما اعلام کردهاند که هزینه دستکش اتاق عمل را باید ما پرداخت کنیم.
با طرح سؤالی ادامه میدهد: آیا خرید دستکش اتاق عمل در همه بیمارستانهای مشهد بر عهده خود بیمار و همراهان بیمار است؟ فروشنده بدون توجه به سؤال مطرح شده میگوید: رمز کارت...
از فروشنده میپرسم: تشک برقی قیمتش چند است؟ قیمت ۱۱ میلیون تومان را به عنوان مبلغ پایه بیان میکند و میگوید: تشکهای ما از نوع بهترین است. با این قیمت در خیابان چمران مشهد تشک برقی پیدا نخواهید کرد.
مدت کوتاهی را در همان حوالی کانکس فروش اقلام درمانی توقف میکنیم. در همان مدت کوتاه یک ساعت، افراد زیادی از همراهان بیمار برای خرید مراجعه میکنند. هر همراه بیماری که مراجعه میکند یکی از اقلام بهداشتی مصرفی یا مورد نیاز را درخواست میکند و در ادامه کارت میکشد. روی در ورودی این کانکس برگههای مختلف تبلیغاتی نوشته شده است. دمپایی، زیرانداز بیمار، ماسک توالت فرنگی، جوراب آمبولی، تد آنتی آمبولی موجود است.
نظر به دغدغههای متعدد مردمی و پیرو رسالت شهرآرا به عنوان رسانه مردمی، در شماره آینده، شهرآرا پاسخهای علی غلامپور، مدیر بیمارستان طالقانی را به صورت مفصل منتشر خواهد کرد.