سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ زیارت عاشورا، تنها یک دعا وزیارت صرف نیست، بلکه یکی از سندهای هویتیِ شیعه است این زیارت، با زبانی ساده و عمقی بینهایت، انسان را به جایگاهی میکشاند که میان عاطفه و بصیرت، عشق و برائت، و بندگی و قیام، پیوندی جدانشدنی برقرار میکند. این شرح برپایه تحلیلهای کتاب «زیارت عاشورا، اتحاد روحانی با امام حسین (ع)»، از استاد اصغر طاهرزاده، تنظیم شده است.
در این نگاه، زیارت عاشورا فقط متن سوگواری نیست، بلکه متنی است هویتساز که انسان را از احساس صرف عبور میدهد و به موضع آگاهانه در جبهه حق میرساند. در این متن، امامحسین (ع) محور تقرب به خدا، معیار تشخیص حق از باطل و نقطه پیوند انسان با تاریخ الهی، نشان داده میشود. فرازهای زیر نشان میدهند که چگونه محبت به اهلبیت (ع) در زیارت عاشورا، با برائت از ظلم و ظلمپیشگان، پیوندی عمیق و جدانشدنی دارد.
«اللّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَکَ وَجِیهًا بِالْحَسَنِینَ عَلَى اللَّهِ الَّذِی أَنَا وَالْآخِرُ.»
این فراز، دعایی است برای کسب آبروی حقیقی در پیشگاه خداوند، نه آبروی ظاهری و دنیوی. استاد طاهرزاده میگوید که منظور از «وجیه» شدن در اینجا، آن نوع آبروهای اجتماعی و موقعیتهای فریبنده دنیا نیست، بلکه آبرویی است که در سایه نور امام معصوم (ع) و با توسل به مقام والای حسینبنعلی (ع) بهدست میآید. همانگونه که خود حضرت سیدالشهدا (ع) هرگز بهدنبال آبروی ساختگی نزد اهل دنیا نبود و فقط به وظیفه الهی خویش عمل کرد، مؤمن نیز باید از ایشان الگو بگیرد و از خداوند بخواهد که در پرتو آبروی حسین (ع)، او را در دنیا و آخرت آبرومند کند.
این آبرومندی، حقیقیترین نوع آبرو در عالم هستی است و ریشه در ولایت و عشق به اهلبیت (ع) دارد. زمانی که انسان این فراز را با توجه قلبی زمزمه میکند، درحقیقت از خدا میخواهد او را در زمره کسانی قرار دهد که آبرویشان نه از مردم، بلکه از مقام قرب الهی سرچشمه میگیرد. این همان مسیری است که امامان معصوم (ع) برای شیعیان ترسیم کردهاند تا از ظاهر عبادی و عزاداری فراتر بروند و به عمق معنویت و سیر روحانی دست یابند و در پناه نور اهلبیت (ع)، از خداوند طلب آبرومندی حقیقی کنند.
«إِنَّی أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِیر الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَى فَاطِمَه وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَیْکَ.»
این فراز از زیارت عاشورا، حقیقتی بنیادین را در مکتب تشیع آشکار میسازد؛ «تمام دریچههای تقرب به خدا و اولیای الهی، از محوریت عشق به امامحسین (ع) میگذرد.» نویسنده در کتاب یادشده، با تأکید بر این نکته میگوید که اگر میخواهید به خدا نزدیک شوید، این نزدیکی از طریق ارادت به امامحسین (ع) ممکن است.
حتی تقرب به پیامبر اکرم (ص)، امیرالمؤمنین (ع)، حضرت فاطمه (س) و امامحسن (ع) نیز در سایه ارتباط با او معنا میشود. انگار تمام انوار ولایت در وجود حسین (ع) تجلی یافته و از آنجا به سایر حضرات معصومان (ع) سرایت کرده است. به تعبیر متن، «تشیع، مکتب عشق است» و این عشق، شعلهای است که حسین (ع) در کربلا افروخت تا هر قلب سالمی بتواند با آن به خدا برسد، لذا زیارت عاشورا برنامه عملی این سیر است؛ ابتدا حب و سپس بغض در مسیر تقرب و همه از دریچه اباعبدالله (ع).
«بِرْتُ إِلَى اللَّهِ وَإِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَأَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْکُمْ بِمَوَاتِکُمْ وَمَوَالِیکُمْ»
در این فراز از زیارت عاشورا، آقای طاهرزاده به نکتهای اساسی در مسیر سیروسلوک اشاره میکند: تقرب به خدا و اولیای الهی، بدون «برائت» از دشمنان اهلبیت (ع) ممکن نیست. همانگونه که «مودت» و محبت به امامحسین (ع) دریچه ورود به نور ولایت است، «برائت» نیز پردههای ظلمت را از مقابل چشم دل برمیدارد.
روح انسان با تکرار این دو عنصر در زیارت عاشورا، بهتدریج از اردوگاه جریانهای ضدقدسی جدا میشود و بهسوی حقایق معنوی صعود میکند. تکرار زیارت، نه یک عادت، بلکه تغذیه جان و استحکام نور ولایت در دل است. تا زمانی که دل از دشمنان فرهنگ اهلبیت (ع) دوری نجوید، نور عصمت و طهارت در آن جای نمیگیرد. پس این برائت، نه کینهورزی که شرط اساسی سلوک و آمادگی برای پذیرش انوار الهی است؛ شرطی که هرچند هزینهدار است، ثمرهاش قرب به خدا و اتحاد روحانی با اولیای الهی خواهد بود.
«إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وَ وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَاداکُمْ.»
این فراز، از «جبهه حسینی» سخن میگوید؛ جبههای که سیدالشهدا (ع) گشودند و همواره زنده و فعال است. ورود به این جبهه، به معنای اتحاد روحانی با آن حضرت و تسلیم کامل دربرابر راه و روش ایشان است. این اتحاد، از طریق عشق به دوستان اباعبدالله (ع) و تنفر از دشمنانشان محقق میشود.
شرط اساسی این سیر، زیارت بابصیرت و شناخت کامل است؛ چنانکه امامصادق (ع) میفرمایند: «خداوند ۴ هزار فرشته را بر قبر حسین (ع) گمارده است که تا قیامت بر او میگریند و هرکه با شناخت کامل او را زیارت کند، او را تا مأمنش، بدرقه میکنند.» تکرار فرازهای زیارت، نه امری عادی، بلکه تمرین دلدادگی و رفع حجابهای قلبی است. این تکرارها، روح را متمرکز میسازد و زمینهساز توجه ملائکه و دریافت برکات الهی است، پس زیارت عاشورا فقط مجموعهای از کلمات نیست، بلکه برنامهای جامع برای تحقق اتحاد روحانی با امام و ورود به جبهه زنده اوست.
{$sepehr_key_228578}
«وَ أَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه.»
«وَ أَنْ یُفَقِّهَنِیَ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَاللَّهِ.»
«وَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَاری مَعَ إِمَامٍ هُدًى ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ.»
طاهرزاده در این فراز، بر جرئت عجیبی که این زیارت به انسان میدهد، تأکید میکند. زائر پس از برائت از دشمنان و مودت به اولیای الهی، سه درخواست بزرگ را از خداوند مطرح میسازد؛ نخست، ثباتقدم درکنار امامان معصوم را در دنیا و آخرت طلب میکند.
امروز که ایران اسلامی در سوگ از دست دادن رهبر فرزانه خود، آیت الله العظمی شهید سیدعلی خامنهای، به سوگ نشسته است، ما شیعیان و پیروان مکتب اهلبیت (ع) وظیفه داریم در مسیر آرمانهایی که ایشان برای آن جان دادند، ثابتقدم بمانیم و راهشان را ادامه دهیم؛ همانگونه که زائر حسین (ع) از خدا ثباتقدم میخواهد، ما نیز از خدا میخواهیم که در راه اسلام و انقلاب که آقای شهید تا آخرین نفس برای آن کوشید، پایدار باشیم. سپس از خداوند، مقام محمود را درخواست میکند؛ مقامی که قرآن به پیامبر اکرم (ص) وعده داده است و به فرمایش بزرگان، همان مقام شفاعت و ولایت است.
سومین و مهمترین درخواست، طلب خونخواهی همراه با امام هدایتگر و حقگوست. امروز که خون پاک قائد شهید امت توسط دشمن خونخوار بر زمین ریخته شده است، وظیفه ما شیعیان، خونخواهی از این شهید بزرگوار است. همانگونه که عزاداری برای سیدالشهدا (ع)، به گریه و عزاداری ظاهری خلاصه نمیشود و باید به سیر روحانی و خونخواهی از ظالمان منجر شود، امروز نیز عزاداری برای رهبر شهید انقلاب و خونخواهی از دشمنانش، با سوگواری و شعار صرف محقق نمیشود، بلکه باید با بصیرت، اتحاد و مقاومت دربرابر دشمنان، راه ایشان را ادامه دهیم و برای روزی آماده شویم که از همه ظالمان و غاصبان، انتقام خون پاک شهدای راه ولایت و مقاومت را بگیریم.
این همان مقامی است که زیارت عاشورا به ما جرئت میدهد تا آن را از خداوند طلب کنیم و به ما یادآوری میکند که بزرگی هر انسان به بزرگی اهداف اوست.