به گزارش شهرآرانیوز، اسماعیل بقائی در گفتوگویی تفصیلی با سلیمان احمد، فعال فضای مجازی، به تشریح آخرین وضعیت یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا، دلایل توقف آن و پشتپرده کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل در منطقه پرداخت.
ما هرگز آغازگر نقض هیچ تعهدی که پذیرفتهایم، نبودهایم؛ چه در مورد برجام که در سال ۲۰۱۸ توسط ایالات متحده نقض شد و ایران هرگز آن را لغو نکرد و چه اکنون، در مورد یادداشت تفاهم حاضر. این ایالات متحده بود که عملا از همان روز نخست، این یادداشت تفاهم را نقض کرد. ما نیز از همان ابتدا بهصراحت اعلام کردیم که اصل حاکم بر این توافق، تعهد در برابر تعهد است؛ یعنی تا زمانی به تعهدات خود پایبند خواهیم بود که ایالات متحده نیز به تعهدات خود عمل کند.
از آنجا که آمریکا تعهداتش را نقض کرد، ایران نیز نمیتواند به تعهدات خود عمل کند، زیرا این یک تعهد متقابل است. از هیچ کشور و حتی هیچ انسانی نمیتوان انتظار داشت که بهصورت یکجانبه به تعهدات خود پایبند بماند؛ بنابراین ایالات متحده تعهدات خود را نقض کرده و ما نیز بهروشنی اعلام کردهایم که تا زمانی که این نقض تعهدات ادامه داشته باشد، ایران قادر به اجرای تعهدات خود نخواهد بود.
اگر به متن نگاه کنید، کاملا روشن، شفاف و بدون ابهام است. در متن آمده که ایران با مشورت عمان، سازوکارهای لازم را برای مدیریت آینده این آبراه تدوین خواهد کرد و همچنین در این زمینه با سایر کشورهای منطقه نیز گفتوگو خواهد داشت. این دقیقا همان کاری است که حتی پیش از امضای این یادداشت تفاهم نیز انجام میدادیم. ما با عمان روابط بسیار خوبی داریم و همواره در ارتباط نزدیک با مقامات عمانی بودهایم. همچنین با دیگر کشورهای منطقه نیز گفتوگو کردهایم.
بر اساس این یادداشت تفاهم، یک دوره ۳۰ روزه در نظر گرفته شده بود تا اطمینان حاصل شود که تردد کشتیها به حالت عادی بازمیگردد و سازوکارهای لازم برای عبور ایمن آنها ایجاد میشود، اما در روز بیستویکم یا بیستودوم پس از امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده تجاوز نظامی علیه ایران را آغاز کرد؛ بنابراین آنها حتی اجازه ندادند این دوره ۳۰ روزه تکمیل شود تا بتوانیم سازوکارهای لازم برای عبور ایمن کشتیها را مستقر کنیم.
در این بند هیچ نکتهای وجود ندارد که به ایالات متحده اجازه دهد مسیر موازی مستقلی در تنگه هرمز ایجاد کند. آنچه آنها انجام دادند، نقض تعهداتشان بود. آنها کشتیها را مجبور کردند از مسیر دیگری عبور کنند و عملا مسیر هماهنگشده با ایران که مسیر ایمن بود را دور بزنند؛ آن هم در حالی که ما همه اقدامات لازم را برای تضمین عبور ایمن کشتیها را انجام داده بودیم.
همانطور که میدانید، تنگه هرمز ۲ کشور ساحلی دارد؛ ایران و عمان. در جریان جنگی که آنها در ۲۸ فوریه آغاز کردند، از این آبراه برای تجاوز نظامی علیه ایران سوء استفاده کردند. علاوه بر این، از بخشهایی از تنگه هرمز و همچنین از پایگاههای نظامی خود در کشورهای حوزه خلیج فارس برای تسهیل و اجرای حملات نظامی علیه ایران استفاده کردند.
ما بهعنوان یکی از کشورهای ساحلی این آبراه، بر اساس حقوق بینالملل اختیار و حق داریم تدابیر لازم را اتخاذ کنیم تا از سوء استفاده متجاوزان از این مسیر برای حمله به ایران و تهدید امنیت ملیمان جلوگیری شود. به همین دلیل، در گام نخست تصمیم گرفتیم محدودیتهایی برای عبور کشتیها اعمال کنیم.
گذشته از آن، در شرایطی که حملات نظامی علیه ایران جریان داشت، اساسا عبور از این آبراه بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی، اقدامی پرخطر بود. بنابراین، اقدامات ما ناشی از رویکردی مسئولانه نسبت به امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز بود. ایالات متحده نیز در قالب همین یادداشت تفاهم پذیرفت که مدیریت آینده این آبراه توسط ایران، با مشورت عمان بهعنوان دیگر کشور ساحلی و همچنین از طریق گفتوگو با سایر کشورهای منطقه انجام شود. این روند بهخوبی در حال پیشرفت بود تا زمانی که آنها تصمیم گرفتند کنترل این تنگه را خودشان در دست بگیرند.
همانطور که گفتم، آنها عملا تعهدات خود را نقض کردند، زیرا توافق مشترک این بود که مدیریت آینده این آبراه بر عهده ایران و عمان باشد.
این نیز نمونه دیگری از بیصداقتی طرف مقابل بود. دلیل اینکه ما اصرار داشتیم لبنان در بند نخست این یادداشت تفاهم ذکر شود، این بود که این درگیریها را بههمپیوسته میدانستیم. ایالات متحده و البته اسرائیل که مستقیما لبنان را هدف حمله قرار میداد، پس از حمله به ایران در ۲۸ فوریه، جنگ در لبنان را نیز از سر گرفتند. به همین دلیل احساس مسئولیت میکردیم که هر اقدامی از دستمان برمیآید، برای پایان دادن به جنگ در لبنان و حفاظت از تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور انجام دهیم.
به همین علت اصرار داشتیم که پایان جنگ در لبنان بخشی از این یادداشت تفاهم باشد. ما نمیدانستیم که این تعهد دوجانبه قرار است تحت تاثیر روند دیگری قرار گیرد یا عملا توسط فرآیند دیگری نادیده گرفته شود. با این حال، آنچه برای ما اهمیت دارد، پایانیافتن جنگ و خونریزی در لبنان است و این موضوع همچنان برای ما بسیار مهم است.
ما در چارچوب همین روند، انعطاف لازم را نیز نشان دادیم و با پیشنهاد تشکیل سازوکاری موسوم به واحد کاهش تنش (De-confliction Cell) موافقت کردیم؛ سازوکاری که با مشارکت ایالات متحده، ایران، لبنان و ۲ کشور میانجی، یعنی قطر و پاکستان، تشکیل میشد، اما روند معرفی نمایندگان لبنان در این ساز و کار کماکان در دست بررسی از سوی دولت آن کشور است.
برداشت ما این است که این مساله ناشی از اختلافات داخلی در ساختار دولت ایالات متحده است. به نظر میرسد جناحهای مختلفی در داخل دولت آمریکا فعالیت دارند که مانع از اجرای تعهداتی میشوند که خودشان در قالب این یادداشت تفاهم پذیرفتهاند، اما در نهایت آنچه اهمیت دارد، این است که دولت ایالات متحده به تعهدات خود در این یادداشت تفاهم عمل نکرده است و میتوانم به شما بگویم که تقریبا تکتک بخشهای این یادداشت تفاهم، طی یک هفته یا ۱۰ روز گذشته از سوی ایالات متحده نقض شده است.
پیامی که از این وضعیت دریافت میشود، این است که شاید نتوان ادعا کرد ایالات متحده از یک نظام حکمرانی منسجم، کارآمد و موثر برخوردار است. به نظر میرسد جناحهای مختلفی در درون ساختار حاکمیتی آمریکا وجود دارند که هر یک مسیر خود را دنبال میکنند و با یکدیگر در تعامل و رقابت هستند. شاید همین مساله باعث شده که در موضوعات مختلف، پیامهای متناقض و سردرگمی به سراسر جهان ارسال شود، زیرا نیروها و منافع متفاوتی در پشت تصمیمگیریها فعال هستند. مشکل اصلی این است که ما شاهد یک موضع واحد، منسجم و هماهنگ از سوی این دولت نیستیم و همین مساله تعامل با چنین ساختار حکمرانی پراکنده و چندپاره را، نه فقط برای منطقه ما بلکه برای کل جامعه بینالمللی بسیار دشوار کرده است.
باید بند نخست این یادداشت تفاهم را در چارچوب شرایط منطقهای ببینید؛ منطقهای که به دلیل اقدامات مشترک ایالات متحده و اسرائیل، سالهاست گرفتار جنگ و بیثباتی شده است. منظورم این است که اگر فقط به سه سال گذشته نگاه کنید؛ تقریبا همه جنگها از یک منشا آغاز شدهاند و آن، رژیم اسرائیل است.
این رژیم به چندین کشور حمله کرده است. به سوریه حمله کرده، به لبنان حمله کرده، در سرزمینهای اشغالی فلسطین مرتکب نسلکشی هولناکی شده و به ایران نیز حمله کرده است.
بنابراین، اگر واقعا خواهان صلح پایدار در منطقه هستیم، باید منشا این جنگهای پایانناپذیر مهار شود. اگر به هشت دهه گذشته نگاه کنید، خواهید دید تنها رژیمی که پیوسته جنگ، خشونت و درگیری را بازتولید کرده، رژیم اسرائیل بوده است؛ گویی این رژیم بدون جنگ نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. به نظر میرسد که قادر نیست در صلح زندگی کند و به همین دلیل، همواره در سراسر منطقه به ترویج خشونت، تروریسم و جنگ دامن میزند.
تعهد آنها این بود که در طول دوره اجرای این یادداشت تفاهم، ایران به همه داراییهای مسدودشده خود دسترسی آزاد داشته باشد. در واقع مذاکرات درباره این موضوع حتی پیش از امضای یادداشت تفاهم آغاز شده بود و این روند از طریق میانجیگری قطر میان ایران و ایالات متحده در جریان بود. نکته بسیار مهم این است که قرار نبود آنها پولی به ایران پرداخت کنند. این پول، دارایی ایران است که سالها بهصورت غیرقانونی مسدود شده است؛ بخش عمده آن نیز دستکم طی ۱۰ سال گذشته بلوکه بوده است.
در مرحله نخست اجرای توافق، قرار بود در دوره ۳۰ روزه، ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران آزاد شود. در گام اول، قرار بود ۶ میلیارد دلار در دسترس ایران قرار گیرد و سپس ۶ میلیارد دلار دیگر آزاد شود، اما همانطور که اکنون میبینید، نمیتوان درباره این موضوع صحبت کرد، زیرا کل روند در وضعیت تعلیق قرار گرفته است. این حداقل توصیفی است که میتوان از وضعیت فعلی ارائه داد، زیرا ایالات متحده آشکارا نشان داده که قصد اجرای تعهدات خود ذیل این یادداشت تفاهم را ندارد.
خیر؛ این موضوع بخشی از کل بسته توافق بود؛ بنابراین بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم، ایران باید به این داراییها دسترسی آزاد پیدا میکرد. ما میتوانستیم با استفاده از این منابع مالی، هر کالایی را که نیاز داشتیم، خریداری کنیم و حتی این روند را نیز آغاز کرده بودیم، اما نتوانستیم آن را تکمیل کنیم، زیرا با آغاز دور جدید حملات ایالات متحده علیه ایران، کل روند مذاکرات و اجرای توافق متوقف شد.
همه کارزار آنها طی ۴۷ سال گذشته علیه مردم عادی بوده است. نباید فراموش کنیم که کل ساختار تحریمهای یکجانبه نیز با هدف مجازات مردم عادی ایران طراحی شده بود. آنچه خودشان تحریمهای فلجکننده یا کارزار فشار حداکثری مینامند، از ابتدا متوجه شهروندان عادی ایران بوده است. اکنون نیز در کارزار نظامی خود، همان روش را دنبال کردهاند. آنها بهطور مستقیم و عامدانه غیرنظامیان ما را هدف قرار دادند؛ چه در مدرسه میناب، چه در لامرد و چه در نقاط مختلف تهران.
همچنین بسیاری از اماکن فرهنگی و آثار تاریخی و میراث ملی ایران نیز هدف حمله ایالات متحده و اسرائیل قرار گرفت. به همین دلیل، مردم ایران امروز عمیقا باور دارند که موضوع فقط نظام حکمرانی یا جمهوری اسلامی نیست بلکه هدف، خود ایران بهعنوان یک ملت و یک تمدن است.
علاوه بر این، فراموش نکنید که مقامات آمریکایی آشکارا گفته بودند که ایران را به عصر حجر بازخواهیم گرداند. وقتی چنین عبارتی بهکار میبرند، در واقع درباره یک ملت کامل صحبت میکنند. همچنین تهدید کردهاند که پلها، نیروگاهها و زیرساختهای حیاتی ما را هدف قرار خواهند داد. این یعنی آنها قصد دارند یک ملت را هدف بگیرند.
در واقع همین سخنان، خود نوعی اعتراف به وجود قصد خاص برای ارتکاب نسلکشی است، زیرا وقتی تهدید میکنید که یک ملت را به عصر حجر بازمیگردانید، معنایش این است که قصد نابودی آن ملت را دارید. نسلکشی نیز یکی از شدیدترین جنایتهای مورد نگرانی جامعه بینالمللی است؛ بنابراین اصل این جنگ از همان ابتدا غیرقانونی بود و هیچکس نمیتواند ادعا کند که این جنگ با هدفی مشروع آغاز شده است. این جنگ آشکارا ناقض منشور سازمان ملل متحد بود. علاوه بر آن، اقداماتی که در جریان این جنگ انجام دادند نیز غیرقانونی بود، زیرا حقوق بینالملل بشردوستانه را نقض کردند و مرتکب موارد متعددی از جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت شدند.
باز هم میتوانید تفاوت را در ادبیات، لحن و شیوه بیان ۲ طرف مشاهده کنید. ایرانیان از نظر فرهنگی، مردمی مودب و تابع اصول هستند. ما هرگز دشمنان خود را به مجازات جمعی، نسلکشی یا حمله به زیرساختهای غیرنظامی تهدید نکردهایم. به رفتار خود ما نگاه کنید. ما هیچ هدفی را جز پایگاههای نظامی و تجهیزات نظامی آنها، که متاسفانه در کشورهای حوزه خلیج فارس مستقر هستند، مورد حمله قرار ندادهایم.
ما با همه توان از خود دفاع خواهیم کرد؛ این حقی است که بر اساس حقوق بینالملل برای ما به رسمیت شناخته شده است. ما هیچ گزینهای جز دفاع از خود و مقابله با تجاوز نداریم، اما این فرصت بسیار خوبی است تا همگان ببینند که از نگاه آنها، کل ملت ایران دشمن محسوب میشود. ما هرگز نگفتهایم که میخواهیم مردم آمریکا را نابود کنیم. آنچه گفتهایم، این است که در برابر حملات ارتش آمریکا و اقدامات دولت آمریکا از خود دفاع خواهیم کرد؛ بنابراین ۲ شیوه تفکر و ۲ نوع رفتار کاملا متفاوت را مشاهده میکنید. یک شیوه، مبتنی بر اصول و برخاسته از یک ملت کهن و دارای تمدن است و شیوه دیگر، محصول نوعی نگرش نژادپرستانه و احساس برتری سیاسی است که به آنها این تصور را میدهد که مجازند بدون هیچ دلیلی به دیگر ملتها حمله کنند. به نظر من، هم کشورهای منطقه و هم دیگر کشورهای جهان باید از این وضعیت درس بگیرند.
آیا واقعا میخواهیم به سمتی حرکت کنیم که زورگویی و توسل به زور در روابط بینالملل به یک امر عادی تبدیل شود؟ آیا هدف سازمان ملل متحد، پس از ۲ جنگ جهانی که از اروپا آغاز شد و جهان را درگیر کرد، همین بود؟ آیا قرار نبود جامعه بینالمللی به سمت جهانی حرکت کند که بر پایه صلح و حاکمیت قانون بنا شده باشد؟ اینها پرسشهایی است که افکار عمومی جهان حق دارد درباره آنها بیندیشد.
جنگی که بر ایران تحمیل شده، فقط مساله ایران یا حتی منطقه نیست. به اعتقاد من، همه جامعه بینالمللی از پیامدهای این جنگ متاثر شدهاند و در آینده نیز متاثر خواهند شد؛ نه فقط از نظر اقتصاد و تجارت بلکه از منظر فلسفه، اخلاق و نظم بینالمللی. آیا واقعا میخواهیم جهانی داشته باشیم که در آستانه فروپاشی قرار گیرد، فقط به دلیل زورگویی در عرصه بینالمللی. به همین دلیل مخاطبان سراسر جهان باید آنچه را در منطقه ما رخ میدهد و پیامدهایی را که این جنگ برای سالهای آینده بر کل جهان خواهد داشت، بهدرستی درک کنند.
ما هرگز میز مذاکره را ترک نکردهایم. همواره به نیت خود، به منافع ملیمان و به شیوهای که میخواهیم این منافع را دنبال کنیم، اطمینان داشتهایم. اگر بهخاطر داشته باشید، از سال ۲۰۱۱۲ تا ۲۰۱۵ مذاکرات برجام انجام شد و ما با حسن نیت کامل به همه تعهدات خود عمل کردیم، اما این ایالات متحده بود که بهصورت یکجانبه از برجام خارج شد؛ آن هم همان دولتی که امروز دوباره بر سر کار است.
با این حال، ما یک سال کامل، یعنی تا ماه مه ۲۰۱۹، همچنان به تعهدات خود پایبند ماندیم و هیچیک از تعهداتمان را کاهش ندادیم. تنها یک سال پس از خروج یکجانبه آمریکا بود که تصمیم گرفتیم بخشی از تعهدات خود را کاهش دهیم. البته هرگز اعلام نکردیم که از برجام خارج میشویم و هیچگاه نیز از برجام خارج نشدیم. ما همچنان عضو آن توافق باقی ماندیم و آنچه انجام دادیم، استفاده از حقوقی بود که خود برجام برای ما پیشبینی کرده بود؛ یعنی ایجاد توازن میان تعهداتمان، زیرا نمیتوانستیم بهطور یکجانبه به تعهدات خود عمل کنیم، در حالی که ایالات متحده از توافق خارج شده بود.
در دوران ریاستجمهوری بایدن نیز دوباره تلاش کردیم تعهدات متقابل را احیا کنیم، اما باز هم آنها جدی نبودند. پس از مدتی به این نتیجه رسیدیم که دستیابی به توافق ممکن نیست. این تقصیر ایران نبود بلکه ایالات متحده نتوانست تصمیم نهایی خود را بگیرد. سپس در دور دوم ریاستجمهوری همین رئیسجمهور، همه بهیاد دارند که در کمتر از ۹ ماه وارد مذاکرات شدیم، اما ایالات متحده در همان مدت، ۲ مرتبه در حالی که ما مشغول مذاکره بودیم، به ایران حمله کرد. به همین دلیل است که وقتی میگوییم ایرانیان هیچ اعتمادی به دولت آمریکا ندارند، این صرفا یک شعار یا احساس نیست بلکه بیان یک واقعیت است.
نمیتوان از ملتی که در کمتر از ۹ ماه، ۲ بار در حالی که با حسن نیت در حال مذاکره بوده، مورد حمله قرار گرفته است، انتظار داشت که میزان فریبکاری طرف مقابل را دستکم بگیرد؛ بنابراین ما ناچار بودیم این مذاکرات را با نهایت بیاعتمادی و سوءظن دنبال کنیم. با این حال باز هم توانستیم به نتیجه برسیم. با میانجیگری پاکستان و قطر این یادداشت تفاهم را تدوین و حدود یک ماه پیش آن را امضا کردیم.
شاید هیچکس تصور نمیکرد همین دولتی که خود این متن را مذاکره، تنظیم و امضا کرده است، تنها ۲۲ روز بعد تصمیم بگیرد که به آن پایبند نباشد. در ماجرای برجام، آنها مدعی بودند که، چون توافق توسط دولت قبلی آمریکا امضا شده، آن را قبول ندارند، اما اکنون چه توجیهی دارند. این متن را خودشان مذاکره کردند، خودشان با اختیار کامل امضا کردند، اما تنها ۲۲ روز بعد اعلام کردند که به آن عمل نخواهند کرد.
طی پنج دهه گذشته، آنها تلاش کردهاند جامعه بینالمللی را فریب دهند و این تصور را القا کنند که جمهوری اسلامی ایران یک حکومت دیکتاتوری و مبتنی بر حاکمیت یک فرد است و مردم ایران نیز افرادی افراطی و متعصب هستند، اما پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، وقتی دیدند میلیونها نفر در شهرهای مختلف ایران و حتی در عراق برای ادای احترام به رهبر شهید خود به خیابانها آمدند، تصور میکنم هیچکس نتواند این واقعیت را انکار کند که ایران و جمهوری اسلامی از یکدیگر جدا نیستند.
مردم با همه وجود از نظام و دولت خود حمایت میکنند. بله؛ مردم واقعا خشمگین هستند، زیرا جنایتی که رخ داد، بیسابقه بود. رهبر معظم انقلاب فقط یک شخصیت سیاسی نبود؛ ایشان یک رهبر دینی نیز بودند و در سراسر کشور و حتی در میان مردم منطقه و جهان اسلام، محبوبیت و احترام فراوانی داشتند؛ بنابراین کاملا طبیعی است که مردم ایران خواهان اجرای عدالت باشند. آنها عدالت میخواهند و به اعتقاد من، بر اساس حقوق بینالملل، مبارزه با مصونیت از مجازات و تلاش برای تحقق عدالت، اصلی پذیرفتهشده که باید مورد حمایت همه کشورها قرار گیرد.
برای دولت نیز پیگیری عدالت یک ضرورت است. ما از همه ظرفیتهای موجود در نظام حقوقی بینالمللی استفاده میکنیم تا جنایتهایی را که ایالات متحده و اسرائیل مرتکب شدهاند، مستندسازی کنیم و از طریق نهادها و سازوکارهای حقوقی بینالمللی، اجرای عدالت را مطالبه کنیم، اما همانطور که شما نیز مشاهده کردهاید، میزان بیاعتمادی و سوء ظن مردم نسبت به ایالات متحده، هیچگاه به اندازه امروز نبوده است. با این حال دولت از این امتیاز برخوردار بوده که مردم از مسیر دیپلماسی حمایت کردهاند.
ایرانیان هرگز خواهان جنگ با هیچ کشوری، چه در منطقه و چه خارج از آن، نبودهاند. ما صرفا از خود دفاع کردهایم. این جنگ بر مردم ایران تحمیل شده است. برای ما دیپلماسی ابزاری برای دستیابی به صلح و پایاندادن به جنگ است، اما اینکه مسیر دیپلماسی را دنبال کنیم، به این معنا نیست که نباید برای دفاع از خود آماده باشیم. به همین دلیل، همزمان با ادامه مذاکرات، نیروهای مسلح و توان دفاعی ما نیز برای هر سناریوی احتمالی و برای مقابله با هرگونه تجاوز دشمن، آمادگی کامل داشتند.
بله؛ دقیقا به همین دلیل است که مذاکره با آمریکاییها فوقالعاده دشوار است، زیرا شما از همان ابتدا این ذهنیت را دارید. در واقع مذاکره با طرفی که بارها نشان داده به تعهدات خود پایبند نیست، بسیار دشوار است. در مورد ایران، تنها در کمتر از یک سال، ۲ مرتبه تجربه تلخ خیانت به دیپلماسی و حمله نظامی در حالی که مذاکرات در جریان بود را پشت سر گذاشتهایم. به همین دلیل، هنگام تنظیم متن این یادداشت تفاهم، نهایت دقت و وسواس را به خرج دادیم. تلاش کردیم متن بهگونهای تنظیم شود که هیچ بهانهای برای ایالات متحده یا دیگران باقی نگذارد تا با سوء استفاده از یک عبارت یا یک بند، کل توافق را نقض کنند.
اگر متن این یادداشت تفاهم را که شامل ۱۴ بند است مطالعه کنید، خواهید دید که متن بهگونهای تدوین شده که هیچ مجالی برای سوء برداشت یا سوء استفاده از مفاد آن باقی نگذارد. در مرحله اجرا نیز اصل تعهد در برابر تعهد را مبنا قرار دادیم؛ بنابراین، اگر طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکند یا آنها را نقض کند، ایران نیز حق دارد به همان شکل متقابل عمل کند. در ۲۰ روز گذشته، تا پیش از آغاز دور جدید حملات آمریکا علیه ایران، دقیقا بر همین اساس تعهدات خود را اجرا میکردیم.
من چهار سال در ایالات متحده زندگی کردهام؛ زمانی که بهعنوان کارشناس حقوقی در نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در نیویورک فعالیت میکردم. ما بارها و بهصراحت اعلام کردهایم که ملت ایران هیچ دشمنی با مردم آمریکا ندارد. ما میدانیم که مردم آمریکا با این جنگها و مداخلات دولت خود مخالف هستند. به اعتقاد من، مسئولیت هر یک از آحاد ملت و افکار عمومی این است که دولت خود را مهار کند.
در مورد دولت آمریکا، این دولت از مالیاتی که مردم برای اداره زندگی روزمره خود میپردازند، سوء استفاده میکند و آن را صرف حمله به ایران، کشتن شهروندان ایرانی و ارتکاب جنایتهای هولناکی مانند آنچه در میناب، لامرد و دیگر شهرها رخ داد، میکند. بنابراین، به نظر من، هر شهروندی در سراسر جهان، بهویژه در ایالات متحده، مسئولیت دارد که واقعیت آنچه در منطقه ما در حال وقوع است را بهدرستی درک کند. این جنگی ناعادلانه است که بدون هیچ دلیل موجهی بر ملت ایران و کل منطقه تحمیل شده است. این یک اقدام تجاوزکارانه و بیدلیل از سوی دولت ایالات متحده علیه ملت ایران بوده است.
منبع: ایرنا
{$sepehr_key_232044}