چند روزی است که اکران آنلاین فیلم سینمایی «سرآغاز» به نویسندگی و کارگردانی سعید حسینی و تهیهکنندگی شهاب کاظمی در پلتفرم هاشور آغاز شده است. فیلمی که در گروه هنر و تجربه قرار میگیرد و قصد دارد مخاطبش را به سفری در عالم معنا ببرد. سعید حسینی در گفتوگو با شهرآرانیوز از جرقه اصلی ایدهاش، تلاش برای ساخت این اثر میگوید و در عین حال در بین صحبتهایش گریزی هم به وضعیت هنرمندان مشهدی میزند. در ادامه این گفتوگو را میخوانید:
ایده اولیه فیلم «سرآغاز» از کجا آمد؟
جرقه اصلی از پدیدهای به نام «دژاوو» نشأت گرفت. فکر میکنم خیلیها درچنین شرایطی قرار گرفتهاند که لحظهای در یک مکان، موقعیت یا در مواجهه با فردی، احساس میکنید این تجربه را قبلاً زیستهاید. این موضوع برای من بسیار تکرار میشد و ذهنم را درگیر کرده بود که علت علمی آن چیست. با تحقیق و تفحص، به این تئوری رسیدم که شاید این حس، برشی از یک جهان موازی باشد؛ یعنی در کسری از ثانیه، فرد به بُعد دیگری از زمان یا مکان منتقل میشود و آن اتفاق آشنا را در آنجا تجربه میکند. همین ایده، مسیر ساخت فیلم را مشخص کرد.
اگر بخواهید یک پیام کلی از فیلم «سرآغاز» استخراج کنید، آن پیام چیست؟
سرآغاز درباره پیچیدگیهای ذهن انسان است. یعنی درباره تمام آن افکاری که روزمره ما را درگیرخودش میکند چه در جهان فعلی و چه معنوی. سرآغاز را یک اثر جهان شمول به عنوان مخاطب میبینم میتوانم از زوایای مختلف یک انسان را کنکاش کنم.
فرآیند نگارش فیلمنامه تا رسیدن به نسخه نهایی چگونه بود؟
هدف من از نگارش «سرآغاز»، رسیدن به یک «داستان بینالمللی» بود. از نظر من، سینمای استاندارد جهانی، سینمایی است که در آن جغرافیا، نامها و محدودیتهای مکانی، مانعی برای درک داستان نباشد. قصهای که بتوان در هر کجای دنیا آن را روایت کرد و حس جهانیاش را منتقل کرد. موضوعاتی مثل «دژاوو»، «جهانهای موازی» و «تجزیهی هویت»، مفاهیم جهانشمولی هستند که در تمام دنیا درباره آنها بحث میشود.
به همین دلیل، نگارش این فیلمنامه زمانبر بود؛ زیرا میخواستم مفاهیم علمی و فلسفی را در قالب یک روایت جذاب جای دهم. من سعی کردم مفاهیم پیچیدهای مثل فیزیک کوانتوم، فلسفه افلاطون و تجزیه هویت را با دقت در متن بگنجانم. فیلم در واقع درباره پیچیدگیهای ذهن انسان است؛ یعنی تمام آن افکاری که در زندگی روزمره ما را درگیر میکنند، چه در جهان مادی و چه در جهان معنوی. به همین دلیل، من «سرآغاز» را اثری جهانشمول میبینم که مخاطب میتواند از زوایای مختلف، ابعاد وجودی یک انسان را در آن کنکاش کند. معتقدم سینما نباید صرفاً یک ابزار سرگرمی باشد؛ بلکه باید در قالب یک داستان دلنشین، آگاهی و تفکر را در ضمیر ناخودآگاه مخاطب بکارند. حاصل این تلاش، فیلمی ۷۵ دقیقهای است که ترکیبی از علم، فلسفه و روایت است.
در انتخاب بازیگران، به سراغ چهرههای مشهدی و هنرمندان تئاتر رفتید. بهنظر میرسد حضور بازیگران بومی جزو دغدغههایتان بوده است.
یکی از دغدغههای همیشگی من به عنوان مخاطب، «پیشزمینه» بازیگر است. گاهی بازیگری با رزومه بسیارخوب، در یک فیلم نقش یک ثروتمند را بازی میکند و در فیلمی دیگر نقش یک متکدی را؛ این تصویر ذهنیِ ثابت در مورد بازیگر، باعث میشود مخاطب نتواند با شخصیتِ جدید در فیلم ارتباط برقرار کند و مدام به نقشهای قبلی او فکر کند. من نمیخواستم این گسست در باورپذیری برای مخاطب من ایجاد شود.
در خراسان و مشهد، استعدادهای فوقالعادهای داریم که به شدت در حوزه تئاتر مهارت دارند، اما فرصتهای کافی برای دیده شدن به آنها داده نشده است. با اینکه طیف گستردهای از هنرمندان مشهدی (از بازیگر تا تدوینگر و ...) در سینمای ایران حضور دارند، اما مشکل اصلی این است که در شهرستانها، به هنرمندانِ بااستعداد، آنگونه که باید، بها و فرصت درخشش داده نمیشود. من خودم از تئاتر شروع کردهام و بهخوبی درک میکنم که این هنرمندان با وجود تمام تواناییها، در انتظار فرصتی هستند تا بتوانند خود را در فضای سینما نشان دهند.
من به دو دلیل از انتخاب بازیگران پرآوازه پرهیز کردم. نخست اینکه نمیخواستم تماشاگر با پیشزمینهی ذهنیِ مربوط به شخصیتهای قبلی آن بازیگران، وارد فضای فیلم من شود. دوم اینکه میخواستم پتانسیل و استعدادهای شهر مشهد را به نمایش بگذارم. میخواستم به تولیدکنندگان و سرمایهگذاران نشان دهم که نباید تنها به آن ۵ یا ۱۰ درصد از بازیگرانِ همیشگیِ سینما بسنده کنند. تا چه زمانی باید همان چند چهره، نقشهای اول را ایفا کنند؟ اگر مخاطب به دنبال ارتباط با آن چهرههای تکراری بود، تا امروز با آنها ارتباط برقرار کرده بود.
با این دیدگاه پیش رفتم و نتیجه بسیار عالی بود. بازیگران جوان از این انتخاب استقبال کردند و با انرژی فوقالعادهای کار را شروع کردند. ما سه ماه بدون استراحت تمرین کردیم و توانستم تقریباً ۸۰ تا ۹۰ درصد از آنچه از بازیگران انتظار داشتم را از آنها بگیریم. تمام عوامل با جان و دل کار کردند.
برای همین است که هنرمندان شهرستانی برای دیده شدن، معمولا به پایتخت مهاجرت میکنند.
درست است، اما حتی اینکه امکان دیده شدن برای آنها فراهم باشد یا نه، در هالهای از ابهام قرار دارد. ما با مشکل «تهیهکننده» هم روبهرو هستیم. در کل میتوان بگویم مسئله اصلی مستقیماً خودِ مسئولان هستند.
مهمترین چالش تولید فیلم «سرآغاز» برای شما چه بود؟
فرآیند دریافت پروانه ساخت برای «سرآغاز» بسیار طاقتفرسا بود. روزی میگفتند کارشناس برای خواندن فیلمنامه نیست، روز دیگر میگفتند سامانه قطع است؛ بهانههای مختلفی آوردند. حدود ۸ ماه طول کشید تا توانستم پروانه ساخت فیلم را در مشهد دریافت کنم، در حالی که دوستانم در تهران میگفتند پروانه ساخت فقط ۱۵ روز زمان میبرد! من دوست داشتم تمام مراحل تولید را در مشهد سپری کنم، اما متأسفانه همکاری خوبی با من نشد. متاسفانه بسیاری از مسئولان دغدغهای باری هنر ندارند.
{$sepehr_key_232711}
با همه چالشهای موجود موفق شدید این فیلم را در مشهد بسازید. این کار چه مزایا یا محدودیتهایی برای شما داشت؟
برای اکران فیلم در سینماهای خودِ مشهد با محدودیت روبهرو بودیم! مسئولان باید به این افتخار میکردند که یک هنرمند جوان، با بودجه شخصی و با تحمل سختیهای بسیار، ریسک کرده و این فیلم را در مشهد ساخته است. من در شهر خودم میدانستم اتفاق خاصی برای اکران نمیافتد. ابتدا پروانه ساخت ویدئویی گرفتیم و بعد با همکاری شهاب کاظمی، پروانه سینمایی را پیگیری کردیم تا کار را پیش ببریم.
سختی کار ما بسیار زیاد بود. حتی در زمان اکران خصوصی، مسئولان اصلاً حاضر نبودند بیایند؛ آن هم در حالی که در صفحات مجازی خودشان از ما عکس میگذاشتند که «پروانه ساخت و مجوز دادیم»! وقتی برای تغییر ساعت اکران به مدیر سینماها مراجعه میکردیم، به بهانه اینکه «فیلمهای پرفروش دیگری در آن ساعت هستند»، درخواست ما را رد میکردند. وقتی به ارشاد استان میگفتم برای دیده شدن فیلمِ خودمان، حداقل چهار بنر در شهر نصب کنید، پاسخ میگذاشتند: «درخواست برای آیتمها را باید از تهران بخواهید!»
با شروع اکران چه بازخوردهایی گرفتید؟
استقبال نسبتاً خوبی از «سرآغاز» شد. بازخوردهای گروه «هنر و تجربه» برای من یک موتور محرک بود. این تجربه اکران به من ثابت کرد که تصورِ «مخاطب دیگر سینما نمیرود، چون داستانها تکراری شده است»، لزوماً درست نیست. برای من اهمیت دارد که این فیلم از طریق پلتفرمهای دیجیتال ماندگار شود تا سالها بعد، مخاطب بتواند به آن مراجعه کند.