فیلم «لباس شخصی» پس از هفت سال توقیف و انتظار، سرانجام راه خود را به روی پردههای سینما باز کرد. این اثر که با موضوعی حساس و در دل یک پرونده امنیتی پیچیده در دوران دفاع مقدس روایت میشود، توانسته است علیرغم وقفه طولانی، باز هم مخاطب را با خود همراه کند. «مجید پتکی»، یکی از بازیگران این فیلم، در گفتوگو با شهرآرانیوز از چالشهای بازی در یک اثر امنیتی، نحوه تحلیل شخصیت «کاظم» و تجربه بازسازی فضای دهه شصت میگوید. در ادامه این گفتگو را میخوانید.
چطور برای بازی در فیلم «لباسشخصی» که برخاسته از پیچیدهترین پروندههای امنیتی پس از انقلاب است، دعوت به همکاری شدید؟
فکر میکنم امیرعباس ربیعی (کارگردان) پیش از این بازی من را دیده بود و در تیم بازیگران، مرا دعوت کرد. در کنار بازیگران تئاتری توانایی مثل مهدی نصرتی، توماج دانشبهزادی و میلاد افواج ایفای نقش کردم. ابتدا به دفتر تهیه کننده در تهران رفتم، توضیحات لازم درباره فیلمنامه را شنیدم و با تیم آشنا شدم. تیم بسیار خوبی بودند و بازی در کنار این هنرمندان، برای من افتخاری بزرگ بود.
وقتی نقش «کاظم» به شما پیشنهاد شد، چه تحلیل و طراحی برای این نقش داشتید؟
بعد از خواندن فیلمنامه، طبق توضیحات کارگردان متوجه شدم که جذابیت اصلی این اثر در «واقعگرایی درونی» آن است. «لباس شخصی» از یک اتفاق تاریخی و ویژه در دوران دفاع مقدس روایت میشود؛ اتفاقی که برای من بسیار جالب بود، چون تا به حال چنین ماجرایی را نشنیده بودم. از آنجایی که داستان بر اساس یک موقعیت واقعی ساخته شده بود، در برداشت کلی خود از نقش، تمرکز اصلیام را بر «جستجوی حقیقت» گذاشتم. من همیشه دنبال فیلمنامههایی هستم که واقعیت را به مخاطب عرضه میکنند و شخصیت کاظم هم دقیقاً در همین مسیرِ کشف حقیقت حرکت میکند؛ همین موضوع جذابیت نقش را برای من دوچندان کرد.
{$sepehr_key_233309}
یعنی شما با بررسی لایههای روانشناختی و انگیزههای شخصیت، به دنبال خلق نقش بودید؟
دقیقاً همینطور است. در فیلمنامه یک موضوع امنیتی با ظرافت خاصی نوشته شده بود که پرداختن به آن مهارت بسیار بالایی میطلبید و طبیعتا برای ایفای نقش مورد نظر نیاز به بررسی بیشتر شخصیت حقیقی بود.
کمی از حساسیتهای کار در این اثر بگویید.
کارگردان با وسواس و دقت بسیار زیادی کار میکرد. در بازیگری هم، بهویژه در ریزبازیها، باید طوری عمل میکردیم که به شخصیت افراد خدشهای وارد نشود. در واقع در داستان، خودِ شخصیتها در داستان هم از بروز این اتفاقات در سازمان خود ناراحت هستند، اما مشخص میشود که مشکل از درون خودِ مجموعه بوده است.
{$sepehr_key_233306}
«لباسشخصی» به عنوان فیلمی که از یک رخداد واقعی گرفته شده و از طرفی به موضوعی حساس و امنیتی پرداخته نیاز به تحقیق و پژوهش ویژهای دارد. در اینباره چه اقداماتی انجام دادید؟
ما از مستندهایی که از افراد واقعیِ آن دوره تهیه شده بود استفاده میکردیم. وقتی نقش یکی از افراد واقعی جامعه به شما واگذار میشود، با یک تعهد درونی وارد میدان میشوید
ما با این تعهدات پیش رفتیم که اگر آن فرد در آن شغل، فیلم ما را ببیند، عملکرد ما را بپسندد. کارگردان مستندهایی از آن افراد و آن مقطع در اختیارمان قرار داد و درباره آنها توضیحاتی داد. من متولد سال ۱۳۵۳ هستم و در دوران انقلاب تنها ۴ ساله بودم و چیزی از آن دوران به یاد ندارم، اما با رجوع به فیلمهای مستند، سعی در بازسازی فضا داشتم.
جلساتی برگزار میشد که در ارائه نقش بسیار تأثیرگذار بود؛ کارگردان ما را با آن فضا آشنا میکرد. همچنین طراح لباس و گریم با مطالعه فیلمنامه، ظاهر بازیگران را به شخصیتهای آن مقطع نزدیک کردند. اساساً بازیگر موظف است تحقیق کند؛ ما باید با افرادی که در آن مشاغل بودند گفتوگو میکردیم تا با نوع رفتار و گفتمان شغلیشان آشنا شویم.
در داستان، واحد اطلاعات سپاه در حال شکلگیری بود و ما قرار بود نقش کسانی را بازی کنیم که یا هنوز در پستهای خود هستند، یا بازنشسته شدهاند و یا در آن کارها دست داشتند؛ بنابراین باید با تحقیقات دقیق بازی میکردیم و هرگز نمیتوانستیم از روی آن سرسری بگذریم.
{$sepehr_key_233305}
فکر میکنید این فیلم پس از هفت سال وقفه الان هم برای مخاطب جذاب باشد؟
«لباس شخصی» قصه جذاب و بازیگران خوبی دارد و تصویربرداری فیلم هم بسیار عالی بود. فیلم اگر هفت سال پیش اکران میشد، بیشک برای بازیگران اتفاقات خوبی رقم میخورد با این حال مهدی نصرتی در جشنواره فیلم فجر جایزه گرفت. میخواهم بگویم که کارگردان هفت سال پیش، تیم بازیگری بسیار هوشمندانهای انتخاب کرده بود. بهنظرم فیلمنامه آنقدر قدرت دارد که داستان هنوز جذاب باشد.
{$sepehr_key_233406}